حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

ما را هم کوچ دادند!

with 5 comments

fitering

Written by State-of-Siege

سپتامبر 4, 2008 at 5:53 ق.ظ

نامه آیت الله بروجردی از زندان اوین خطاب به جهان

leave a comment »

سید حسین كاظمینی بروجردی

به نام آفریدگار مهربان

ادامه مطلب »

Written by State-of-Siege

سپتامبر 1, 2008 at 2:55 ق.ظ

تمشک طلایی بدترین دیکتاتور دنیا به چه کسی می‌رسد؟

with 2 comments

dictators

Written by State-of-Siege

آگوست 26, 2008 at 8:40 ق.ظ

ارسال شده در حقوق بشر

ایران؛ سرزمین برادربزرگ‌ ها !

with 3 comments

Written by State-of-Siege

آگوست 26, 2008 at 4:32 ق.ظ

ارسال شده در گاوراس نوشت

از بهشتی گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را بی‌خیال شوید!

leave a comment »

khamenei-2
برای دیدن عکس در سایز بزرگتر روی آن کلیک کنید

Written by State-of-Siege

آگوست 26, 2008 at 1:06 ق.ظ

ارسال شده در بیانات شاخدار

آیا در زندان اوین ماشین زمان کار گذاشته‌اند؟

with one comment

tabarzadi

ابن بنده خدا چه طوری 10ساله به این وضع افتاده! عجب معجزه‌گری است این اوین!

Written by State-of-Siege

آگوست 26, 2008 at 12:41 ق.ظ

ارسال شده در قربانیان شکنجه

بدجوری بوی انتصابات می‌آید!

leave a comment »

Written by State-of-Siege

آگوست 25, 2008 at 12:54 ب.ظ

ارسال شده در بیانات شاخدار

«بالاترین» و میل به جاودانگی

with one comment

داستان از آنجا شروع شد که یک روز مطلبی درباره ویندوز لایو رایتر دیدی و این دیدن همان و همه وسوسه وبلاگ‌دار شدن همان!

حالا باید یکی از دو نیکویی را انتخاب می‌کردی؛ بلاگر یا وردپرس و تو می‌خواستی وبلاگت سیاسی باشد و چون می‌گویند گوگل اطلاعات کاربرانش را ذخیره می‌کند،  پس وردپرسی شدی.

و فقط چند روز کافی بود تا با این لایو رایتر‌ هلو! 500 تا پست بفرستی به وبلاگت و با اینکه مطالب عاریتی بود و مال تو نبود، ولی درد تو که بود رنج تو که بود و تو شاید برای تسکین آلام خودت از دیدن این‌همه بی عدالتی و دین فروشی و ریاکاری و ظلم و دروغگویی؛ این وبلاگ را ثبت کردی، پس به بالا و پایین شدن آمار وبلاگت بی اعتنا بودی.

ولی یک روز یک شیر پاک خورده‌ای دو تا از پست‌های وبلاگت را بالاترینی کرد و تو به یکباره فاز ترکاندی!
و این حتا برای تو، برای تو که وبلاگت بیشتر انعکاسی است تا تالیفی، آنچنان تجربه خوشایندی را رقم زد که عزم کردی بالاترینی شوی و شدی.

قبلا در کتاب‌ معارف دبیرستان خوانده بودی که انسان‌ها «میل به جاودانگی» دارند و حالا با خودت می‌گویی شاید این همان میل به جاودانگی است که باعث شده پست‌های وبلاگ را در بالاترین لینک کنی تا همان آماری را که به آن بی‌اعتنا بودی بالا و بالاتر ببری؟

هر چه هست تا چند صباحی همه وسوسه‌های زمین را فراموش کرده و با خودت می‌گویی:

بالاترین را عشق است!
 
لینک مطلب در بالاترین

Written by State-of-Siege

آگوست 24, 2008 at 7:11 ب.ظ

ارسال شده در گاوراس نوشت

خاطره ای از نماز جمعه آیت الله خامنه ای در اوایل سلطنت ایشان

with 23 comments

یادم نمی رود حدود سالهای 69-70 بود که یک روز به اتفاق خانواده نشسته بودیم خطبه های حاج آقا شروع شود ولی این ملت جان بر کف مگر می‌گذاشتند…مگر بر ضد ولایت فقیه ..مگر بر منافقین و صدام ….مگر بر آمریکا….ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند…و قص علی هذا؛
به هر ترتیب این ملت جان برکف راضی نمی شدند که بنشینند و خطبه ها را گوش دهند خامنه ای هم هر چی می گفت : صحیح است ..ان شاءالله اینچنین خواهد شد ….بنشینید خواهش میکنم…. بنشینید……ولی کو گوش شنوا بعدش جناب حضرت آیت الله خامنه ای که گویی از کوره در رفته بود پشت میکروفون یهو با صدای بلند گفت: (æ h ) 
                                      
در سایت بالاترین یکی از خوانندگان خاطره ای مشابه را تعریف می‌کند:                                        

hanaa کمتر از یک دقیقه قبل گفت:                                                                                             

اتفاقا من هم یه همچین خاطره ای دارم.نمیدونم چند سال پیش بود که یکی از خطبه های آقا به طور مستقیم از تلویزیون پخش میشد. زمانی که آقا داشت سخنرانی میکرد، ظاهرا یه نفر که درخواست رسیدگی به وضعیتش رو داشته، مدام آقا رو صدا میکرده. که یکدفعه ما دیدیم آقا از کوره در رفتن و داد زدن: مگه نمیبینی دارم سخنرانی میکنم؟ بعد هم از مردم خواست صلوات بفرستن. شب که دوباره مراسم رو پخش کرد، این قسمت سانسور شده بود.
حالا شما خودتون فکر کنید چنین آدمی که به خودش نمیتونه مسلط باشه، میتونه رهبر کل جهان باشه؟
تاکید میکنم که صحنه پرخاشگری ایشون، به قدری ضایع بود که تلوزیون خودشون هم سانسورش کرد.

یکی از نظردهندگان وبلاگ نیز می‌گوید:

حمید said, on آگوست 22nd, 2008 at

یکبار هم محرم بود ایشون داشت توی نماز جمعه سخنرانی میکرد بعد یکی از این تکبیر گوها یهو بلند شد وسط صحبتش تکبیر فرستاد. خامنه ای در مقابل به شکل بسیار زننده ای در پشت تریبون گفت که (نقل به مضمون) این آقا رو ساکت کنید آقا مگر نمیفهمید که داریم یک بحثی رو جا میندازیم. من اونموقعها همچین بگی نگی حزب اللهی بودم ولی اون برخورد اونقدر بنظرم زننده و دور از شان رهبر حکومت اسلامی بود که هیچوقت فراموشش نکردم.

علی اکبر سعیدی سیرجانی در روزهای واپسین حیاتش نامه ای به آقای خامنه ای نوشته و می‌گوید:

جناب آقای خامنه ‏ای     

saidi-sirjaniپيام عتاب ‏آميز جناب عالی را آقای صابری برايم خواند، و متاسف شدم، نه به علت اين که مورد قهر ‏آن مقام معظم قرار گرفته ‏ام و به زودی امت هميشه در صحنه حزب‏ الله حسابم را خواهند رسيد که مرگ در راه دفاع از ‏حق شهادت است و ما مرگ شهادت از خدا خواسته ‏ايم.
تاسف و تاثرم از پندارهای باطل خويش بود و اميدهای برباد ‏رفته‏ام درباره سعه صدر جناب عالی و سرنوشتی که ملت ايران در دوران رهبری شما خواهند داشت.
بگذريم از لحن توهين ‏آميز پيام که حتی قاصد را شرمنده کرده بود و از هر مسلمان با تقوايی بعيد مي‌نمود،
تا چه رسد ‏به رهبر مسلمانان جهان.

Written by State-of-Siege

آگوست 21, 2008 at 6:31 ق.ظ

ارسال شده در پرونده رهبر فرزانه

آقای خامنه ای از جانب خودش حرف می‌زند یا از جانب ملت ایران؟

with 3 comments

خبرگزاري دانشجويان ايران – تهران
سرويس: سياسي

رهبر معظم انقلاب اسلامي سه‌شنبه‌شب در ديدار رييس‌جمهور روسيه با ابراز اميدواري درباره نتايج مثبت سفر آقاي پوتين به تهران تاکيد کردند: قدرت واقعي کشور به عظمت و قدرت دروني آن ملت بستگي دارد و تاريخ در اين زمينه درس‌هاي فراواني دارد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با اشاره به ميهمان نوازي ملت ايران افزودند:
تصوير ملت روسيه در ذهن ملت ايران تصوير روشن و خوبي است و اين به علت مقاومت‌هايي است که ملت روسيه در مقاطع مختلف در مقابل دشمنان خود داشته است. 

آخر همه‌مان می‌دانیم که بیشترین خاک کشورمان را روس ها از چنگ‌مان در آوردند در جنگ با عراق هم که به عراق موشک‌های اسکاد دادند تا شهرها را بزند و کارشناس فرستادند تا استحکامات دفاعی برایشان طراحی کنند. برای نیروگاه اتمی بوشهر هم کیسه ای دوخته اند تا هر چه بیشتر ایران را سرکیسه کنند و…….
پس چگونه ملت ایران می‌تواند تصویر روشن و خوبی از این قزاق‌ها داشته باشد؟!

Written by State-of-Siege

آگوست 21, 2008 at 5:39 ق.ظ

ارسال شده در پرونده رهبر فرزانه

اینها از قدمگاه چه کسی تبرک می‌جویند؟؟!!

with one comment

j5bfbo

Written by State-of-Siege

آگوست 21, 2008 at 5:31 ق.ظ

ارسال شده در پرونده رهبر فرزانه

نامه سرگشاده آیت الله رستگاری به خامنه ای از زندان اوین

leave a comment »

nameh rastegari.pdf - Adobe Reader 

وبلاگ قلم معترض
دانلود کنید:   http://kickerpen.persiangig.com/book/nameh%20rastegari.pdf

Written by State-of-Siege

آگوست 21, 2008 at 5:24 ق.ظ

ارسال شده در Download دانلود

بی شرمی سعید عسگر(او در دادگاه می خندد) – بزرگ‌منشی سعید حجاریان ( او را بخشید)

with 11 comments

saeed asgar hajarian

                                                                

Written by State-of-Siege

آگوست 21, 2008 at 5:02 ق.ظ

ارسال شده در گاوراس نوشت

انتخاب خامنه ای به رهبری غیرقانونی بود (یک نکته حقوقی پیرامون غیر قانونی بودن انتخاب وی)

leave a comment »

چندی پیش آقای قاسم شعله سعدی نماینده پیشین مجلس، در نامه ای پربازتاب، بدین نکته اشاره کرد که در خرداد ۱۳۶۸، هنگام اعلام انتخاب آقای خامنه ای به مقام رهبری جمهوری اسلامی، هنوز قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ معتبر بود، چرا که بازنگری در قانون اساسی هنوز به نتیجه نرسیده بود و قانون اساسی ۱۳۶۸، در همه پرسی تابستان آن سال اعتبار یافت. بر خلاف قانون ۶۸، قانون سال ۵۸ مقرر کرده بود که یا یک مرجع تقلید یا یک شورای رهبری باید به جانشینی آقای خمینی برگزیده شود. از این رو، آقای خامنه ای که در خرداد ۶۸ مرجع تقلید نبود، نمی توانست رهبر جمهوری اسلامی شود.
http://www.iran-chabar.de/article.jsp?essayId=1716

Written by State-of-Siege

آگوست 21, 2008 at 4:44 ق.ظ

ارسال شده در پرونده رهبر فرزانه

روایت مرجع تقلید کردن آقای خامنه ای از زبان آیت الله منتظری

with one comment

پس از رحلت مرحوم آيت الله خوئي آقاي حاج سيد احمد فهري در سوريه در خطبه نماز جمعه خويش در زينبيه ايشان را متعين براي مرجعيت شيعه معرفي كرد و همه مراجع موجود را ناديده گرفت، و خطبه نماز جمعه ايشان به زبان عربي به ضميمه نوشته هاي جمعي از علما در رابطه با اصل اجتهاد ايشان در جزوه اي به عنوان "وحده المرجعيه والقياده " چاپ و تكثير شد; و مسئولين وزارت خارجه ايران در هند و پاكستان ايشان را در عرض آيت الله گلپايگاني و آيت الله اراكي به عنوان مرجع معرفي كردند و جزوه اي در اين زمينه به زبان اردو با عكس آقايان و تبليغات زياد به چاپ رساندند و بين علماي آن بلاد توزيع كردند، كه هر دو جزوه نزد اينجانب موجود است . در اين رابطه يكي از مسئولين وزارت خارجه كه پيدا بود به مقام رهبري علاقه مند مي‎باشد نزد من آمد و گفت : "اصرار مسئولين وزارت خارجه بر مرجعيت ايشان در آن بلاد عكس العمل خوبي نداشت و علما پذيرا نبودند و رهبري ايشان را نيز زير سئوال مي‎برد، و بر اين اساس من نامه اي به ايشان نوشتم كه اين امر به ضرر شماست، و با اينكه نامه من خيلي دوستانه بود از طرف مسئولين مورد عتاب قرار گرفتم، و در نتيجه گفتند هيچ يك از مسئولين حتي وزرا حق ندارند به ايشان نامه بنويسند مگر اينكه قبلا بعضي از حواشي ايشان نامه را ببينند و كنترل كنند".

پس از رحلت آيت الله اراكي برخي از مسئولين از تهران به منزل آقاي حاج سيد مهدي روحاني آمدند و اصرار داشته اند كه جامعه مدرسين آقاي خامنه اي را به عنوان مرجع تقليد معرفي كنند، و از طرف ديگر جمع زيادي از طلاب جوان و بچه ها و گروههاي فشار را در خيابان بيمارستان در كنار دفتر جامعه مدرسين جمع كردند و آنان با شعار و فشار از جامعه مدرسين همين امر را مي‎خواستند; و چند نفر از جامعه مدرسين كه در تهران بودند به همين منظور فورا خودشان را به قم رساندند. با اين همه مقدمات و برنامه ريزيها هفت نفر از جامعه حاضر شدند ايشان را در عداد مراجع ذكر كنند و بر اين اساس ايشان و شش نفر ديگر به عنوان مرجع معرفي و اعلام شد، در صورتي كه معمولا پس از رحلت هر مرجع از ناحيه علما و بزرگان يك نفر شاخص معرفي مي‎شود تا مردم از تحير خارج شوند. بعضي از افراد جامعه مدرسين نزد من آمدند و گفتند: "به جامعه گفته اند به هر قيمتي كه هست بايد آقاي خامنه اي را به عنوان مرجع معرفي كنيد زيرا مصلحت نظام چنين اقتضا مي‎كند; ليكن من و بعضي ديگر مخالف بوديم، ولي كاري از ما ساخته نبود فقط از جلسه خارج شديم "، اينجاست كه خطر فدا كردن حقيقت در راه مصلحت محسوس مي‎گردد.

قانون جامعه مدرسين اين بود كه هر طرحي بايد در جلسه اقلا به امضاي چهارده نفر برسد تا بتوان به نام جامعه اعلام نمود، آقايان گفتند: ما با تلفن از هفت نفر ديگر كه حضور نداشتند موافقت گرفته ايم در صورتي كه لازم بود همه در جلسه حاضر باشند، به علاوه برخي از آنان تكذيب كردند. و بالاخره با اين وضع غير عادي و با فشاري كه ما در قم ناظر بوديم مرجعيت شيعه را فداي اغراض سياسي كردند و ملت را به اشتباه انداختند. و پس از اين اعمال،برخي از افراد سپاه و اطلاعات در بلاد مختلف به اهل علم و مبلغين فشار مي‎آوردند كه بايد ايشان را به عنوان مرجع معرفي كنيد و از ايشان مساله بگوييد و از بيان فتاواي جمعي از مراجع جلوگيري مي‎كردند، و هر كس تخلف مي‎كرد عليه او گزارش مي‎دادند و او را گرفتار دادگاه ويژه مي‎كردند. كسي مخالف نبود كه ايشان نيز مانند ديگران رساله و مقلديني داشته باشد، ولي با اين رفتار سپاه و اطلاعات و برخي نهادهاي ديگر امر مرجعيت تحميلي و مبتذل شد، و شايد برخي مسئولين بالا از اين كارها خبر نداشتند ولي جريان چنين بود.

وقتي آيت الله طاهري اصفهاني قضيه مرجعيت آقاي خامنه اي را نوشت من به يك آقايي گفتم بعيد به نظر مي‎رسيد كه آقاي طاهري به اين شكل مرجعيت آقاي خامنه اي را بنويسد، او رفته بود به آقاي طاهري گفته بود، ايشان گفته بود من چه كنم آقاي رشيدي دادستان دادگاه ويژه در اصفهان چند مرتبه آمد اينجا و به من اصرار كرد كه شما بايد اين را بنويسيد و من هم ديدم نمي شود ننويسم ; يا اينكه آيت الله آذري قمي با اينكه خلاف عقيده اش بود با مقداري اگر و مگر يك چيزي نوشته بود. اينها با فشار بعضي علما را وادار كردند كه چيزهايي بنويسند(1)، راديو و تلويزيون هم كه در اختيار خودشان بود و مردم كه روزنامه را مي‎خوانند يا به راديو گوش مي‎دهند چه مي‎دانند كه چه خبر است و اين امضاها به چه شكل گرفته شده است ؟ خوب وقتي مرجعيتي به اين شكل بخواهد درست شود چه استقلالي براي حوزه ها و مرجعيت مي‎ماند؟ به چند نفر از جامعه مدرسين گفتم شما كه بر خلاف عقيده خود كاري مي‎كنيد يا در برابر خلاف سكوت مي‎كنيد گناهكاريد، بايد شما مخالفت خود را اعلام مي‎كرديد چون ممكن است مردم به اعتماد شما از كسي تقليد كنند، مردم مي‎گويند جامعه مدرسين فلاني و فلاني هستند و اعتماد مي‎كنند و قهرا شما مسئوليد.

من نمي گويم اطلاعات از حوزه اطلاع نداشته باشد چون همان گونه كه حوزه پناهگاه مردم و شيعيان است به همان نسبت دشمنان هم مترصد هستند كه در حوزه ها نفوذ كنند، اطلاعات بايد مواظب سلامت حوزه از اين جهات باشد، و اگر خطري احساس شد اسناد و مدارك را در اختيار علما و زعماي حوزه قرار دهد، اما اينكه خودش بخواهد همه كارهاي حوزه را به دست بگيرد و حتي در تعيين مرجع و برنامه هاي حوزه دخالت كند كار درستي نيست . اگر اطلاعات بخواهد با نفوذ در شوراي مديريت حوزه مدرس معين كند، ممتحن معين كند، آنها بخواهند خط دهنده به حوزه باشند، به ضرر حوزه تمام مي‎شود. چند نفر از آقايان آمدند به من گفتند ما رفتيم با آقاي استادي مدير حوزه راجع به دخالت اينها در امور حوزه صحبت كرديم، ايشان گفتند من هم مي‎دانم ولي كار دست آنهاست ما چكار مي‎توانيم بكنيم . خوب اگر بنا بشود در شوراي مديريت اسم آقاي استادي باشد ولي همه كارها را آنها انجام دهند، بگويند اين درس باشد آن درس نباشد، اين رساله باشد آن رساله نباشد، اين طلبه در حوزه باشد آن طلبه نباشد اين كار درستي نيست . اطلاعات بايد به صورت يك تشكيلات جدا اگر واقعا تشخيص داد كه يك طلبه مثلا جاسوس است طبق وظايف خود عمل بكند، كارهايي كه در چهارچوب قانون براي آن مشخص شده انجام دهد. من نسبت به حوزه و مرجعيت احساس خطر مي‎كنم، من اين مسائل را براي خودم نمي گويم چون از من گذشته است، من اين مسائل را براي صيانت و استقلال حوزه ها مي‎گويم كه ان شاء الله هميشه حوزه و مرجعيت پشتيباني براي ملت و حكومت اسلامي باشد، نه اينكه با اعمال قدرت در آن بازيچه اغراض سياسي قرار بگيرد و حوزه به صورت يك پادگان نظامي در آيد.

حوزه هاي علمي شيعه بايد مستقل باشند و نبايد به يك ارگان دولتي تبديل شوند. يك بار جمعي از جامعه مدرسين و از جمله آقايان حاج سيد مهدي روحاني، آذري قمي و شرعي پس از حمله اول به دفتر و حسينيه نزد من آمده بودند كه شما بايد رهبري آقاي خامنه اي را علنا اعلام كنيد. من گفتم : "من گمان كردم آمده ايد از من دلجويي كنيد كه هستي مرا غارت كرده اند و به من اهانت شده است . شما به سكوت من قانع باشيد، جامعه مدرسين يك تشكيلات مقدس حوزوي بود ولي متاسفانه الان به يك ارگان نيمه دولتي تبديل شده است ". حوزه هاي علميه بايد استقلالشان حفظ شود، ولي متاسفانه اكنون در حال تبديل شدن به ابزاري در دست حاكمان است .


[1] مرحوم آيت الله آذري قمي در اين اواخر به شدت از مواضع قبلي خود اظهار ندامت وپشيماني كردند و در نامه مفصلي كه در مورخه ‏1376/8/5 خطاب به جناب آقاي خاتمي رئيس جمهور نوشتند چنين آوردند: "… و اما جامعه مدرسين كه معظم له (آقاي خامنه اي) را به عنوان يكي از مراجع سبعه معرفي كردند نيز برخلاف ضوابط شرعي و قانوني خود عمل كردند، زيرا با راي تلفني و در جوي ناسالم ايشان را معرفي كردند كه برخي از تلفن شونده ها بعدا آن را انكار كردند، چون شرط مرجعيت دو چيز است كه هيچيك براي معظم له (آقاي خامنه اي) موجود نيست، … جامعه مدرسين كه به جواز تقليد معظم له راي داده اند تنها به لحاظ مصلحت نظام بوده كه مصلحت انديشي در اين امر حياتي صحيح نبوده و نيست، … ولي اخيرا اين شعار "هم مرجعي هم رهبري " توسط بچه هاي اطلاعاتي سر داده شد و روز راي گيري جامعه مدرسين عده اي از آنها به منظور فشار بر جامعه كه متاسفانه با تبليغات داخل جلسه آقاي يزدي و آقاي جنتي و يك نفر ديگر ضربه تلخ خود را به انقلاب مقدس اسلامي وارد كرد. در اين ميان بي توجهي حقير هم داير بر اينكه وجوه شرعيه بايد به رهبر داده شود ضربه كاري خود را زد، كه بايد استغفار كرده و اين فتواي بي موقع را محو كرد. در همين نامه است كه ايشان در اعتراض به حمله شبانه به بيت آيت الله العظمي منتظري مي‎نويسند: "چرا مقام معظم رهبري وضعيت مرجعيت بخصوص حضرت آيت الله العظمي منتظري را به دست يك مشت بچه هاي اطلاعاتي داده اند كه شبانه قصد تعدي به حريم مرجعيت و غارت آرشيو و ديگر اشياء ايشان را مي‎نمايند، و افراد ناصح و خيرخواه رابا چشم بسته و اهانت به زندان مي‎برند…آن روز يك نفر از جامعه مدرسين در دفاع وحمايت از معظم له قدمي برنداشت وكلمه اي نگفت،من حقير هم چيزي نگفتم، ولي امروز از خداي خود و پيغمبرم شرمنده ام و معذرت مي‎خواهم ".

0706.htm       0705.htm0704.htm0703.htm
 

Written by State-of-Siege

آگوست 21, 2008 at 4:38 ق.ظ

ارسال شده در پرونده رهبر فرزانه

آقای خامنه ای انصافا آیا هنوز این صحبت‌تان را قبول دارید؟!

with 2 comments

khamenei

۱۱ مارچ ۱۹۷۹ روزنامه کیهان

Written by State-of-Siege

آگوست 21, 2008 at 4:23 ق.ظ

ارسال شده در پرونده رهبر فرزانه

تلویزیون دولتی ایران خائن است به سلامت مردم ایران

with 2 comments

چندی بود که دیگر آگهی های چیپس و پفک و نوشابه از تلویزیون پخش نمی شد که البته این مهم راحت به دست نیامد پس از چندین سال که تلویزیون روی پول‌ِراحت درآوردن از چیپس و پفک و نوشابه کلی حساب باز می کرد، بالاخره فشار وزرات بهداشت،مطبوعات و NGOها به ثمر نشست و تا چند صباحی شاهد این تبلیغات مضر به سلامت آحاد جامعه نبودیم؛ ولی حالا باز هم این سنت شوم در حال تکرار شدن است؟

جناب آقای ضرغامی! چند میلیارد تومان پول آگهی های بازرگانی آیا می تواند تاوان امراض قلبی و عروقی را که بی شک در آینده گریبان نونهالان اکنون ایران زمین را خواهد گرفت؛ بپردازد ؟

جناب آقای ضرغامی! اگر چرنوبیل هنوز آدم می‌کشد، دستگاه رسانه شما هم هر روز آینده کشی می کند!

                      

Written by State-of-Siege

آگوست 20, 2008 at 9:01 ب.ظ

ارسال شده در فاجعه

آیا اوهم یک دیپلم‌ ردی دیگر است ؟

leave a comment »

محمد رضا رحیمی که جدیدا به عنوان معاون حقوقی وامور مجلس رییس جمهور منصوب شده در پاسخ به نامه مدیرکل منابع انسانی نهاد ریاست جمهوری که در خواست مدارک علمی وشخصی همچون عکس اداری واخرین مدرک تحصیلی جهت بر قراری حقوق وامور رفاهی داشته پی نوشت کرده است:
«قصد ندارم از نهاد ریاست جمهوری در مدتی که توفیق خدمت دارم حقوق وپاداش اخذ نمایم».

جالب آن است که سایتهای طرفدار دولت این اقدام را در راستای ساده زیستی و مردمی بودن دولت نهم ارزیابی و تبلیغ کرده اند. تصویر حاشیه نویسی رحیمی قابل روئیت است!

rahimi

                                                                            

Written by State-of-Siege

آگوست 20, 2008 at 7:05 ب.ظ

ارسال شده در فاجعه

به سلامتی اسکناس1000000ریالی هم آمد!

with one comment

جام جم آنلاين: رئيس کل بانک مرکزي از عرضه چک پول هاي 100 هزار توماني بانک مرکزي از شنبه آينده توسط بانکهاي مختلف خبر داد كه نياز به پشت نويسي هم ندارد….

این یعنی دیگر تراول و اسکناس با هم فرقی ندارند و معنی و مفهوم آن این است که شاید محترمانه‌ترین و کم آبروریزی‌ترین شکل اعلام کاهش ارزش پول ملی کشور تنها همین راه می‌توانسته است باشد!.

یک زمانی برای مرحوم نوربخش و دیگر مسئولان نظام جوک ساخته بودند با این مضمون که چه کسانی و برای چه جایزه نوبل می‌برند؟
و می گفتند: مرحوم نوربخش بخاطر تبدیل ریال به پشم جایزه نوبل اقتصاد را می برد!!
آن زمان ایشان رئیس کل بانک مرکزی بودند یعنی مسندی را که الان طهماسب مظاهری عهده‌دارش است.

حالا به نظر شما الان به جناب مظاهری و صد البته به رئیسش؛
حضرت دکتر مهندس علامه احمدی نژاد چه جایزه ای تعلق خواهد گرفت؟
                                                                                                                                               

Written by State-of-Siege

آگوست 20, 2008 at 6:36 ب.ظ

ارسال شده در گاوراس نوشت

کشته شدن مرضیه زارعی مخترع پودر تشخیص هویت !

leave a comment »

مرضیه زارعی مخترع ۱۸ ساله پودر تشخیص هویت صبح امروز در اثر خفگی ناشی از فشار به گلو درگذشت. فارس نیوز علت مرگ این مخترع ۱۸ ساله را سکته قلبی عنوان کرده و البرز نیوز علت مرگ را خفگی. شایان ذکر است مرضیه زارعی به علت سرقت حق ثبت اختراع خود توسط نیروی انتظامی پرونده شکایتی در این زمینه تشکیل داده بوده است.

جوان 18 ساله: من مخترع پودر تشخيص هويت هستم
مخترع پودر انگشت‌نگاري فوت كرد
آیا پودر تشخيص هويت توسط پليس آگاهي توليد شد؟!
پیام تسلیت فرمانده سپاه شیراز به درگذشت مرضیه زارعی
گواهی ثبت اختراع-2-3

Written by State-of-Siege

آگوست 20, 2008 at 6:10 ب.ظ

ارسال شده در فاجعه