حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

محمود چاخان دوباره به آخوندها رسید و خاطره گفت

leave a comment »

محمود چاخان: به سر مبارک ….. اینبار میخوام عین واقعیت را برایتان تعریف کنم . حتما اطلاع دارید ما رفتیم ترکیه که یک دفعه آقا قیامتی شد جوانها گریه میکردند دختر ها موپریشان میکردند مردها سیبیلهایشان را میکندند و زنها به صورت خود لطمه میزند گویا چشمشان به یوسف افتاده بود . البته ما بروی خودمان نیاوردیم و آنها هم چیزی نگفتند و دوربینها هم چیزی ثبت نکرد ولی دوستان گفتند دیدند . فکر نکنید خدای نکرده چاخان میگم یا توپ خالی میکنم به سر مبارک ….. راست میگمhttp://taktir.blogsky.com/1387/06/06/post-250/

Advertisements

Written by State-of-Siege

سپتامبر 18, 2008 در 2:00 ق.ظ.

نوشته شده در طنز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: