حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

چرا 100 میلیارد دلار خسارت را نپذیرفتیم و به جنگ ادامه دادیم؟

leave a comment »

بدنبال آزاد سازی خرمشهر از اشغال نیروهای ارتش عراق در سوم خردادماه سال ۱۳۶۱، یک فرصت طلائی در مقابل ایران قرار گرفت تا ضمن دریافت نزدیک به ۱۰۰میلیارد دلار خسارات جنگی ( مبلغی که پرداخت آن به دولت ایران توسط سران کشورهای عربی در جلسه ای که در شهریور ماه سال ۱۳۶۱ در کنفرانس فض مراکش برگزار شد، پذیرفته شده بود) پیروز از جنگ ایران و عراق بیرون بیاید. پرداخت این مبلغ کلان به دولت ایران نه تنها امکان بازسازی فوری مناطق جنگی را فراهم میکرد بلکه میتوانست نقطه ی شروعی باشد برای آبادسازی تمامی ایران. در همان زمان احمد سکوتوره رئیس جمهور گینه که ریاست هیئت منتخب کنفرانس اسلامی برای میانجیگری در جنگ ایران و عراق را برعهده داشت نامه ای را هم از صدام حسین رئیس جمهور عراق دریافت کرد که در آن شرط ایران در زمینه تعیین متجاوز جنگ پذیرفته شده بود. در آن روزها و ماهها، جهان شگفت زده ماند که چرا حکومت اسلامی ایران پیشنهاد بسیار سخاوتمندانه کشورهای عربی را رد کرده و حاضر به پایان پیروزمندانه جنگ به نفع ایران نمیشود. راستی چرا دولت اسلامی ایران این فرصت طلائی را از دست داد؟ مجله پیام انقلاب ( ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ) شماره ۶۴ به تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۶۱ در مقاله ای تحت عنوان "رزمندگان اسلام از ورود به خاک عراق چه انگیزه هائی دارند؟" پاسخ این سئوال را بخوبی و به روشنی داده است: "آمریکا در نظر داشت که با برقراری صلح به خواستهای رفاهی مردم ما دامن زده و گروههای مفسد و محارب آلت دست خویش در سطح داخل ضمن تعریض بر حاکمیت خط امام با تکیه بر ضعف ها و کمبودهای طبیعی بعد از جنگ گروههای سیاسی وابسته را رشد داده و یا حداقل منابع اطلاعاتی و جاسوسی خویش را که در دوران جنگ تا حدود زیادی از دست داده بود، تکمیل کند." (1)

آقای ولایتی وزیر خارجه اسبق ایران در مصاحبه با بازتاب دلیل آن را اینگونه بیان می کند:
در حقيقت هيچ مقام مسئولي از عربستان، كويت يا دولت‌هاي عربي كه قرار بود اين غرامت را به ما پرداخت كنند، با ما مذاكره جدي و متعهدانه‌اي نكرد تا ما درباره عقب‌نشيني و غرامت مذاكره كنيم و ما كه تجربه خاورميانه و جنگ‌هاي كشورهاي عربي با اسرائيل را داشتيم، ديده بوديم پس از برقراري آتش‌بس، اسرائيل از مناطق اشغال‌شده عقب‌نشيني نمي‌كرد و با فرو نشستن حرارت كشورهاي عربي، زمين‌هاي آنان به تملك اسرائيل درمي‌آمد. اين شرايط درباره جنگ ما حادتر بود، چراكه عملا دنيا از اشغالگر حمايت مي‌كرد و امكان اين جدي بود كه عراق متناوبا به جنگ و صلح بپردازد تا سراسر ايران را اشغال كند، بنابراين تا زمان تصويب اولين قطعنامه‌اي كه دو خواسته اصلي ما يعني عقب‌نشيني به مرزهاي بين‌المللي و تعيين متجاوز را تأمين مي‌كرد، يعني قطعنامه 598 در سال 1366، ما هيچ بستري براي آتش‌بس و صلح در اختيار نداشتيم.‌ (2)

جناب ولایتی حق داره خب! باید جمیع سران کشورهای عربی می‌ آمدند دست بوسی امام، بعدش هم به اتفاق می گفتند: «آقا ما غلط بیجا کردیم که عراق به ایران حمله کرد!» و بعدش هم باید طلب ببخشش می کردند تا تازه آن وقت، حالا شاید ما شروع
می کردیم به پیشنهادشان فکرکردن!

و بالاخره آیت الله حسینعلی منتظری در کتاب خاطرات خود در این‌باره می‌نویسد:

وقتی که خرمشهر را فتح کرديم و اينها را بيرون رانديم احساس کرديم که نيروها بخصوص ارتش انگيزه داخل شدن در خاک عراق را ندارند، خودشان می‎گفتند: ما تا حالا جنگ کرديم که دشمن را از کشورمان بيرون کنيم ولی حالا اگر بخواهيم در خاک عراق برويم اين کشور گشايی است و انگيزه نداشتند، روی همين اصل هم من همان وقت پيغام دادم که هر کاری می‎خواهيد بکنيد حالا وقتش است و حمله کردن به عراق درست نيست، آن روز حسابی برای غرامت به کشور ما پول می‎دادند و منت ما را هم می‎کشيدند و شرايط آماده بود، ولی آقايان فکر می‎کردند که الان می‎رويم عراق را می‎گيريم، صدام را نابود می‎کنيم . ولی خوب رهبری با امام بود و نظر ايشان مقدم بود. ما بعد از فتح خرمشهر مرتب شهيد داديم، مرتب از طرفين کشته شد، کاری هم از پيش برده نشد.
بعد از فتح خرمشهر هشت نفر از سران کشورها آمدند (اعضای اين هيات عبارت بودند از: احمد سکوتوره، رئيس‌جمهور گينه؛ ياسر عرفات، رئيس کميته اجرايی سازمان آزاديبخش فلسطين؛ حاج داوود، رئيس‌جمهور گامبيا؛ ضياءالرحمن، رئيس‌جمهور بنگلادش؛ ضياء‌الحق، رئيس‌جمهور پاکستان،حبيب شطی، دبيرکل سازمان کنفرانس اسلام؛ بولنت الودسو نخست‌وزير ترکيه؛ تنکو احمد وزير امورخارجه مالزی و مصطفی نياس وزيرامور خارجه سنگال)
پشت سر امام در تهران نماز خواندند، ياسرعرفات بود، احمد سکوتوره بود، ضياء الحق بود؛
اينها اصرار داشتند که امام جنگ را پايان بدهند ولی امام قبول نکردند، همان وقت اگر وساطت آنها قبول شده بود ما در موضع بالا بوديم و می‎توانستيم خسارت بگيريم و عراق را محکوم کنيم، ولی متاسفانه آن فرصت را از دست داديم.
(3)


پیوست:
1- http://rasaneh-khabari.com/?p=702
2- http:/
/www.baztab.com/news/22873.php
3- خاطرات آيت‌الله منتظری،ج۱،صص۵۸۹-۵۹۱

Advertisements

Written by State-of-Siege

سپتامبر 11, 2008 در 6:45 ب.ظ.

نوشته شده در جنگ ایران و عراق

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: