حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

روایت مرجع تقلید کردن آقای خامنه ای از زبان آیت الله منتظری

with 4 comments

پس از رحلت مرحوم آيت الله خوئي آقاي حاج سيد احمد فهري در سوريه در خطبه نماز جمعه خويش در زينبيه ايشان را متعين براي مرجعيت شيعه معرفي كرد و همه مراجع موجود را ناديده گرفت، و خطبه نماز جمعه ايشان به زبان عربي به ضميمه نوشته هاي جمعي از علما در رابطه با اصل اجتهاد ايشان در جزوه اي به عنوان "وحده المرجعيه والقياده " چاپ و تكثير شد; و مسئولين وزارت خارجه ايران در هند و پاكستان ايشان را در عرض آيت الله گلپايگاني و آيت الله اراكي به عنوان مرجع معرفي كردند و جزوه اي در اين زمينه به زبان اردو با عكس آقايان و تبليغات زياد به چاپ رساندند و بين علماي آن بلاد توزيع كردند، كه هر دو جزوه نزد اينجانب موجود است . در اين رابطه يكي از مسئولين وزارت خارجه كه پيدا بود به مقام رهبري علاقه مند مي‎باشد نزد من آمد و گفت : "اصرار مسئولين وزارت خارجه بر مرجعيت ايشان در آن بلاد عكس العمل خوبي نداشت و علما پذيرا نبودند و رهبري ايشان را نيز زير سئوال مي‎برد، و بر اين اساس من نامه اي به ايشان نوشتم كه اين امر به ضرر شماست، و با اينكه نامه من خيلي دوستانه بود از طرف مسئولين مورد عتاب قرار گرفتم، و در نتيجه گفتند هيچ يك از مسئولين حتي وزرا حق ندارند به ايشان نامه بنويسند مگر اينكه قبلا بعضي از حواشي ايشان نامه را ببينند و كنترل كنند".

پس از رحلت آيت الله اراكي برخي از مسئولين از تهران به منزل آقاي حاج سيد مهدي روحاني آمدند و اصرار داشته اند كه جامعه مدرسين آقاي خامنه اي را به عنوان مرجع تقليد معرفي كنند، و از طرف ديگر جمع زيادي از طلاب جوان و بچه ها و گروههاي فشار را در خيابان بيمارستان در كنار دفتر جامعه مدرسين جمع كردند و آنان با شعار و فشار از جامعه مدرسين همين امر را مي‎خواستند; و چند نفر از جامعه مدرسين كه در تهران بودند به همين منظور فورا خودشان را به قم رساندند. با اين همه مقدمات و برنامه ريزيها هفت نفر از جامعه حاضر شدند ايشان را در عداد مراجع ذكر كنند و بر اين اساس ايشان و شش نفر ديگر به عنوان مرجع معرفي و اعلام شد، در صورتي كه معمولا پس از رحلت هر مرجع از ناحيه علما و بزرگان يك نفر شاخص معرفي مي‎شود تا مردم از تحير خارج شوند. بعضي از افراد جامعه مدرسين نزد من آمدند و گفتند: "به جامعه گفته اند به هر قيمتي كه هست بايد آقاي خامنه اي را به عنوان مرجع معرفي كنيد زيرا مصلحت نظام چنين اقتضا مي‎كند; ليكن من و بعضي ديگر مخالف بوديم، ولي كاري از ما ساخته نبود فقط از جلسه خارج شديم "، اينجاست كه خطر فدا كردن حقيقت در راه مصلحت محسوس مي‎گردد.

قانون جامعه مدرسين اين بود كه هر طرحي بايد در جلسه اقلا به امضاي چهارده نفر برسد تا بتوان به نام جامعه اعلام نمود، آقايان گفتند: ما با تلفن از هفت نفر ديگر كه حضور نداشتند موافقت گرفته ايم در صورتي كه لازم بود همه در جلسه حاضر باشند، به علاوه برخي از آنان تكذيب كردند. و بالاخره با اين وضع غير عادي و با فشاري كه ما در قم ناظر بوديم مرجعيت شيعه را فداي اغراض سياسي كردند و ملت را به اشتباه انداختند. و پس از اين اعمال،برخي از افراد سپاه و اطلاعات در بلاد مختلف به اهل علم و مبلغين فشار مي‎آوردند كه بايد ايشان را به عنوان مرجع معرفي كنيد و از ايشان مساله بگوييد و از بيان فتاواي جمعي از مراجع جلوگيري مي‎كردند، و هر كس تخلف مي‎كرد عليه او گزارش مي‎دادند و او را گرفتار دادگاه ويژه مي‎كردند. كسي مخالف نبود كه ايشان نيز مانند ديگران رساله و مقلديني داشته باشد، ولي با اين رفتار سپاه و اطلاعات و برخي نهادهاي ديگر امر مرجعيت تحميلي و مبتذل شد، و شايد برخي مسئولين بالا از اين كارها خبر نداشتند ولي جريان چنين بود.

وقتي آيت الله طاهري اصفهاني قضيه مرجعيت آقاي خامنه اي را نوشت من به يك آقايي گفتم بعيد به نظر مي‎رسيد كه آقاي طاهري به اين شكل مرجعيت آقاي خامنه اي را بنويسد، او رفته بود به آقاي طاهري گفته بود، ايشان گفته بود من چه كنم آقاي رشيدي دادستان دادگاه ويژه در اصفهان چند مرتبه آمد اينجا و به من اصرار كرد كه شما بايد اين را بنويسيد و من هم ديدم نمي شود ننويسم ; يا اينكه آيت الله آذري قمي با اينكه خلاف عقيده اش بود با مقداري اگر و مگر يك چيزي نوشته بود. اينها با فشار بعضي علما را وادار كردند كه چيزهايي بنويسند(1)، راديو و تلويزيون هم كه در اختيار خودشان بود و مردم كه روزنامه را مي‎خوانند يا به راديو گوش مي‎دهند چه مي‎دانند كه چه خبر است و اين امضاها به چه شكل گرفته شده است ؟ خوب وقتي مرجعيتي به اين شكل بخواهد درست شود چه استقلالي براي حوزه ها و مرجعيت مي‎ماند؟ به چند نفر از جامعه مدرسين گفتم شما كه بر خلاف عقيده خود كاري مي‎كنيد يا در برابر خلاف سكوت مي‎كنيد گناهكاريد، بايد شما مخالفت خود را اعلام مي‎كرديد چون ممكن است مردم به اعتماد شما از كسي تقليد كنند، مردم مي‎گويند جامعه مدرسين فلاني و فلاني هستند و اعتماد مي‎كنند و قهرا شما مسئوليد.

من نمي گويم اطلاعات از حوزه اطلاع نداشته باشد چون همان گونه كه حوزه پناهگاه مردم و شيعيان است به همان نسبت دشمنان هم مترصد هستند كه در حوزه ها نفوذ كنند، اطلاعات بايد مواظب سلامت حوزه از اين جهات باشد، و اگر خطري احساس شد اسناد و مدارك را در اختيار علما و زعماي حوزه قرار دهد، اما اينكه خودش بخواهد همه كارهاي حوزه را به دست بگيرد و حتي در تعيين مرجع و برنامه هاي حوزه دخالت كند كار درستي نيست . اگر اطلاعات بخواهد با نفوذ در شوراي مديريت حوزه مدرس معين كند، ممتحن معين كند، آنها بخواهند خط دهنده به حوزه باشند، به ضرر حوزه تمام مي‎شود. چند نفر از آقايان آمدند به من گفتند ما رفتيم با آقاي استادي مدير حوزه راجع به دخالت اينها در امور حوزه صحبت كرديم، ايشان گفتند من هم مي‎دانم ولي كار دست آنهاست ما چكار مي‎توانيم بكنيم . خوب اگر بنا بشود در شوراي مديريت اسم آقاي استادي باشد ولي همه كارها را آنها انجام دهند، بگويند اين درس باشد آن درس نباشد، اين رساله باشد آن رساله نباشد، اين طلبه در حوزه باشد آن طلبه نباشد اين كار درستي نيست . اطلاعات بايد به صورت يك تشكيلات جدا اگر واقعا تشخيص داد كه يك طلبه مثلا جاسوس است طبق وظايف خود عمل بكند، كارهايي كه در چهارچوب قانون براي آن مشخص شده انجام دهد. من نسبت به حوزه و مرجعيت احساس خطر مي‎كنم، من اين مسائل را براي خودم نمي گويم چون از من گذشته است، من اين مسائل را براي صيانت و استقلال حوزه ها مي‎گويم كه ان شاء الله هميشه حوزه و مرجعيت پشتيباني براي ملت و حكومت اسلامي باشد، نه اينكه با اعمال قدرت در آن بازيچه اغراض سياسي قرار بگيرد و حوزه به صورت يك پادگان نظامي در آيد.

حوزه هاي علمي شيعه بايد مستقل باشند و نبايد به يك ارگان دولتي تبديل شوند. يك بار جمعي از جامعه مدرسين و از جمله آقايان حاج سيد مهدي روحاني، آذري قمي و شرعي پس از حمله اول به دفتر و حسينيه نزد من آمده بودند كه شما بايد رهبري آقاي خامنه اي را علنا اعلام كنيد. من گفتم : "من گمان كردم آمده ايد از من دلجويي كنيد كه هستي مرا غارت كرده اند و به من اهانت شده است . شما به سكوت من قانع باشيد، جامعه مدرسين يك تشكيلات مقدس حوزوي بود ولي متاسفانه الان به يك ارگان نيمه دولتي تبديل شده است ". حوزه هاي علميه بايد استقلالشان حفظ شود، ولي متاسفانه اكنون در حال تبديل شدن به ابزاري در دست حاكمان است .


[1] مرحوم آيت الله آذري قمي در اين اواخر به شدت از مواضع قبلي خود اظهار ندامت وپشيماني كردند و در نامه مفصلي كه در مورخه ‏1376/8/5 خطاب به جناب آقاي خاتمي رئيس جمهور نوشتند چنين آوردند: "… و اما جامعه مدرسين كه معظم له (آقاي خامنه اي) را به عنوان يكي از مراجع سبعه معرفي كردند نيز برخلاف ضوابط شرعي و قانوني خود عمل كردند، زيرا با راي تلفني و در جوي ناسالم ايشان را معرفي كردند كه برخي از تلفن شونده ها بعدا آن را انكار كردند، چون شرط مرجعيت دو چيز است كه هيچيك براي معظم له (آقاي خامنه اي) موجود نيست، … جامعه مدرسين كه به جواز تقليد معظم له راي داده اند تنها به لحاظ مصلحت نظام بوده كه مصلحت انديشي در اين امر حياتي صحيح نبوده و نيست، … ولي اخيرا اين شعار "هم مرجعي هم رهبري " توسط بچه هاي اطلاعاتي سر داده شد و روز راي گيري جامعه مدرسين عده اي از آنها به منظور فشار بر جامعه كه متاسفانه با تبليغات داخل جلسه آقاي يزدي و آقاي جنتي و يك نفر ديگر ضربه تلخ خود را به انقلاب مقدس اسلامي وارد كرد. در اين ميان بي توجهي حقير هم داير بر اينكه وجوه شرعيه بايد به رهبر داده شود ضربه كاري خود را زد، كه بايد استغفار كرده و اين فتواي بي موقع را محو كرد. در همين نامه است كه ايشان در اعتراض به حمله شبانه به بيت آيت الله العظمي منتظري مي‎نويسند: "چرا مقام معظم رهبري وضعيت مرجعيت بخصوص حضرت آيت الله العظمي منتظري را به دست يك مشت بچه هاي اطلاعاتي داده اند كه شبانه قصد تعدي به حريم مرجعيت و غارت آرشيو و ديگر اشياء ايشان را مي‎نمايند، و افراد ناصح و خيرخواه رابا چشم بسته و اهانت به زندان مي‎برند…آن روز يك نفر از جامعه مدرسين در دفاع وحمايت از معظم له قدمي برنداشت وكلمه اي نگفت،من حقير هم چيزي نگفتم، ولي امروز از خداي خود و پيغمبرم شرمنده ام و معذرت مي‎خواهم ".

0706.htm       
0705.htm
0704.htm
0703.htm
 
Advertisements

Written by State-of-Siege

اوت 21, 2008 در 4:38 ق.ظ.

نوشته شده در پرونده رهبر فرزانه

4 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. اساسا از نقطه شروع اين خيانت و ضرر آن به انقلاب كمتر كسي صحبت كرده است. ضرري كه اعتراف آذري قمي هم تاثيرات آنرا از بين نبرد. اما ما انتظارمان از مراجع شيعه بيش از اين بود و جالب اينكه مراجع شيعه در اين زمان نسبت به زمان شاه ترسوتر شده اند و من فكر مي كنم كه ترسو شدن مراجع انها را تاز مرجعيت …..

    كريم

    ژوئن 27, 2009 at 7:43 ب.ظ.

  2. روز قدس گذشت. نباید همۀ امید را به یک روز بست. این روز باید آغازپایان کار رژیم کودتا باشد. راه پیمایی تنها شکل حرکت اعتراضی نیست.
    خانواده های دستگیرشدگان وزندانیان سیاسی بایدجلوی خانۀ مراجع به طورنوبتی تحصّن کرده وبگویند، آیااین بودجمهوری عدل اسلامی که 30 سال پیش به ماوعده داده بودید. اگر درجامعه ای روحانیون وریش سپیدانش
    این گونه به مردم نارو بزنند، به که بایدتوسّل جست؟
    مراجع باید برای جبران خطا های خود، کفن بپوشند، به خیابان ها آمده و مردم ستمدیده رابرای بدست آوردن حقوق انسانی اشان همراهی و رهبری کنند..
    همچنین می توان درمساجد، سرچهارراه ها، روی پل ها، جلوکارخانه ها، رادیووتلویزیون ، مراکزبسیج وسپاه… تحصّن اختیارکرد.
    شکست یعنی یاس، زوال خانوادگی، زوال اجتماعی وگسیختگی کشور، همان چیزی که استعمارواستثماردرپی آن است. زمانی شارون نخست وزیراسراییل گفت: ایران زیادی بزرگ است- برای این که بتوانند آن راببلعند بایدتکه تکه اش کنند.
    طرح ایجادخاورمیانۀ جدید مشغول عمل است. طبق این طرح اسراییل باید به عنوان ژاندارم منطقه مسّلح به دندان هسته ای، بزرگ ترین و مقتدرترین کشور منطقه باشد. بقیّۀ کشور هابه قطعاتی متخاصم ، تبدیل شده ودرحالی که در حال جنگ دایمی هستند ذخایرشان به هیچ ربوده خواهدشد. به یوگسلاوی سابق نگاه کنید، به اطرافتان به کشور های همسایه نگاه کنید، کتاب برژینسکی را بنام»یوریژیا» بخوانید واین بار حواستان جمع باشد که کلاه بزرگی به سرتان نرود.
    آن چه مهّم است این رژیم ساده لوح پرور وعوامفریب حجتیّه که استاد نعل وارونه زدن است بایداز بین برود. حجتیه ساختۀ دست صهیونیست ها وامپریالیست هاست. یادتان نرود که کشور بسیار ثروتمندی دارید که چشم طمع همۀ استعمارگران واستثمارگران در پی آنست. آگرتفسیرهاوخبرهای امروزرادررسانه های امپریالیستی-صهیونیستی پیگیری کنید خواهیددیدکه چگونه کفه ترازوی آن ها به نفع رژیم کودتاسنگینی می کند. صد سال است که نتوانسته ایم راه خود رابیابیم. تاریخ را بخوانیم واز آن درس بگیریم. خوشبختانه هم اکنون جنبش سبزرهبری هوشمندی دارد. شعارهای هوشمندانۀ آن را به کار بریم. این بارپیروزی از آن مردم ایران خواهدبود.
    28 شهریور، 1388
    ح- رادفرنیا

    radfarnia

    سپتامبر 21, 2009 at 6:12 ق.ظ.

  3. شرم بر همه کسانیکه سکوت کردند و می کنند دوستهای دانشجو من الان باید تو زندون باشن آقایون مراجع و حوزه به بهانه مصلحت نظام خفه باشن .شما آخوندها فقط مصالح خودتون رو در نظر دارین . کی شده بین حوزه و مردم ارتباطی باشه . حوزه فقط با روسپی ها که همونها صد شرف دارن به شما خوب ارتباط داره

    مرضیه

    ژانویه 20, 2010 at 12:50 ب.ظ.

  4. سلام، مگر ساواکی ها، ببخشید منظورم سپاه و نیروی قدس بود، در عربستان هم مقاطعه کار هستند که می‌خواستند این عرب رو در آمریکا بکشند. فکر می‌کنم تو ایران همه شرکتهرا خریده باشند و چون جا تنگ شده رفتند تو عربستان هم شلوغ کنند تا قرارداد ببندند. چند سال پیش موقع افتتاح فرودگاه اینها باند را اشغال کردند و زوری قرارداد گرفتند. همه چیز پول هست. چون دزدها زیاد شدند منظورم احمدی‌نژاد و دار و دستش، سپاه باید در خارج سفیر عربستان را بکشه تا قرارداد بگیره. واقعا که کشورمون پیشرفت کرده. یا صاحب الزمان با نام تو اینها جنایت کردند و اسمش را اسلام گذاشتند. امام خمینی وقتی‌ فوت کردند یک قران نداشتند شرم بر شما.

    fadayerahbar

    اکتبر 26, 2011 at 6:48 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: