حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

فتح خرمشهر و ورود به خاک عراق (2)

leave a comment »

بعد از انقلاب فرهنگی، ضربه دوم شدید‌تر و اساسی‌تر به دانشگاه زده شد. مطابق گفته آقای رفسنجانی، 40 درصد از سهمیه دانشگاه‌ها به رزمندگان وسپاهیان اختصاص یافت و بدین‌رو سیل کثیری از مستعدان و دانش‌طلبان پشت درب کنکور ماندند.[1]

رسوایی عظیم دیگری که مقامات ایران در تجارت اسلحه به بار آوردند، با نام ایران گیت( ایران کنترا) در دنیا صدا کرد. مطابق سازش مقامات ایران و رونالد ریگان، دولت آمریکا تعهد کرد تا فروش اسلحه را به ایران آغازکند و طبق برنامه این کار را انجام داد و سلاح‌ها را از طریق اسرائیل گاه تا 3 برابر قیمت اصلی به دولت ایران فروخت. با اعترافات مقامات دولت ریگان، شهادت افسران رابط از جمله الیور نورث و کشیده شدن بحث به دادگاه و کنگره آمریکا افتضاح ابعاد وسیع‌تری به خود گرفت. با رو شدن اسناد وافشای زد و بند مقامات ایرانی و آمریکایی ومعاملات اسلحه، رابرت مک‌فارلین دست به خودکشی زد و نیمی از مشاوران امنیت ملی آمریکا از کار برکنار شدند. مشهورترین هفته‌نامه دنیا، تایم، روی جلد خود را به این قضیه اختصاص داد و تیتر زد:» سازش پنهانی ریگان و ایران»[2]. بر طبق گزارش کمیته تحقیق کنگره آمریکا پیرامون ایران کنترا که در نوامبر 1987 منتشر شد، فروش اسلحه آمریکا به ایران،از طریق اسرائیل با موافقت رئیس‌جمهور رونالد ریگان، در تابستان 1985 شروع شد. شماری از این تسلیحات عبارت بودند از 2008 موشک ضد تانک تاو مدل BGM-71 و 235 قطعه موشک هاوک مدل MIM-23 که از طریق اسرائیل به ایران تحویل داده شدند. محموله بعدی اسلحه‌‌های آمریکایی به ارزش 2 میلیارد دلار بودند که از طرف اسرائیل به ایران ارسال شدند. این محموله شامل 18 هواپیمای بمب‌افکن F-4 ،46 هواپیمای بمب‌افکن A4-Skyhawk بود. لاندن آبزرور تخمین زد ارتش اسرائیل در طول جنگ، سالانه 500 میلیون دلار اسلحه به ایران فروخته است. مجله تایم نیز نوشت: بنا بر گزارشات، مقامات اسرائیلی برای واریز پول‌ و معاملات حساب‌های متعددی در بانک سوئیس‌ ایجاد نموده‌اند.‌‌ [3] هاشمی رفسنجانی نیز 17 سال پس از این رسوایی، در مصاحبه‌ای به خرید اسلحه از آمریکا به واسطه‌گری کشور دیگری [ اسرائیل] اشاره کرد.[4]

از آن سو پس از فتح خرمشهر، مدیریت قوی ارتش که متشکل از افسران باتجربه و فرماندهان عالی‌رتبه بود، کنار گذاشته شد و نسل جدید «سپاهیان استخاره‌ای» به میدان آمدند. اگر در طول 20 ماه (از شروع جنگ تا فتح خرمشهر) یک نگاه سطحی به عملیات‌هایی مهمی که ارتش فرماندهی آن را در اختیار داشته است بیاندازیم، نام‌های زیر را می‌بینیم: طریق‌القدس(آزاد سازی بستان و تنگه چزابه)، بیت‌المقدس( فتح خرمشهر)، شکستن حصر آبادان و فتح‌المبین(آزادسازی شوش دانیال، دزفول، دشت عباس)[5]. سپاه پاسداران در طول این 20 ماه تنها یک تیپ پیاده به نام 17 قم و یک لشگر به نام محمد رسول‌الله تشکیل داد.[6] ارتش مظلومانه جنگید و بی‌سر و صدا یک یک سرزمین‌های اشغالی را بازپس گرفت. شرح رشادت‌ها و دلاوری‌های سربازان و افسران دست‌از جان شسته ارتش در طول این مدت محتاج ده‌ها وصدها کتاب است. زندگی آنان که گمنام و بی‌ادعا به دفاع از میهن برخاستند و در اوج سختی‌ها «برای وطن مردن» را معنا کردند، آن‌چنان است که تنها می‌توان به یاد و به افتخارشان تمام قد ایستاد و کلاه از سر برداشت.
با کودتا علیه رئیس‌جمهور و فتح خرمشهر، باند حزب جمهوری و در راس آن‌ها هاشمی رفسنجانی ارتش را شخم زدند.[7] روسای پرسابقه‌ای همچون تیمسار فلاحی، شاگرد اول دوره دانشکده فرماندهی با7 سال سابقه استادی تاکتیک نظامی در دانشکده فرماندهی و ستاد زمینی ارتش، سرلشگر ظهیرنژاد با سابقه 25 سال فرماندهی واحدهای نظامی از دسته تا تیپ[8]، سرهنگ فکوری فارغ‌التحصیل دوره عالی هوایی آمریکا در سال57 ، ناخدا افضلی با سابقه 25 سال خدمت در نیروی دریایی، سرهنگ کبیری، سرهنگ عطاریان[9]، ناخدا حکیمی، دریادار حسین ملک‌زادگان (فرمانده نیروی دریایی)، دریادار حسین کاشانی ، ابوشریف[10]، دریادار محمود احمدی، سرلشگر باقری، دریادار داریوش امیریگانه ، دریادار بهمن شفیقی؛ زندانی،کشته، اعدام، تصفیه ویا از کار برکنار شدند و محسن رضایی، رحیم صفوی، محسن رفیق دوست ، رضا سیف‌اللهی ، علی‌اصغر شیخی، محمد ابراهیم سنجقی، اصغر سلیمانیه، ابراهیم محمد زاده،مسعود جزایری، حمید حاج عبدالوهاب با میانگین سنی 28-29سال و درحالی‌که حتی یک نفر از این جمع تحصیلات نظامی در حد دانشکده افسری نداشت و حتی نیمی از آن‌ها حتی دیپلم دوره متوسطه دبیرستان را هم نگرفته بودند؛ بر تخت شورای عالی فرماندهان سپاه پاسداران تکیه زدند.[11] فرماندهانی که برای حمله استخاره می‌خواستند. هاشمی رفسنجانی در خاطراتش نقل می‌کند:
«محسن رضایی مشورت داشت که از محورهای دیگر حمله کنیم. پذیرفتیم. امام را هم زیارت کرد. استخاره می‌خواست.»[12]
و خیانت آغاز شد. برای فرستادن نوجوانان و جوانان روی مین‌، داوطلب پذیرفتند و نامشان را «خط‌شکن» گذاشتند.ماجرایی‌ که در پی ‌می‌آید خاطره سرتیپ دوم بیرالوند است که به مناسبت هفته دفاع مقدس درروزنامه اطلاعات چاپ شده است:
«خبر دادند گردان عاشقان حسین (ع) برای پاکسازی میدان مین در راهند. تا به آن روز نام این گردان را نشنیده بودم و با نحوه کار آشنا نبودم. ساعتی نگذشت که دو ماشین ریو که پر از بسیجی‌ها بود وارد منطقه شدند. هنوز برادران بسیجی از ماشین پیاده‌ نشده بودند که یکدیگر را در آغوش گرفتند و همدیگر را بوسیدند. صحنه عجیبی بود. از شدت گریه جوانان بسیجی، همه رزمندگان به گریه افتاده بودند. هنوز نمی‌دانستیم کار آن بچه‌ها چیست.
خداحافظی بچه‌های بسیج که تمام شد، در کنار میدان مین به خط ایستادند و در حالی که چهره‌های همه‌شان پر از اشک بود به میدان مین نگاه می‌کردند. منطقه در سکوت فرورفته بود و همه رزمندگان با هیجان و نگرانی چشم به بسیجی‌ها دوخته بودند. جوان بسیجی که تقریبا حدود 20 سال سن داشت رو به برادران بسیجی کرد و گفت:» فدای بدن پاره پاره آقا اباعبدالله، تمام جان‌های ما. آقا منتظرند. بیشتر از این آقا را معطل نگذارید.» یا حسین گفت و به میدان مین زد. صدای انفجارهای پشت سر هم جهنمی از آتش را در مقابل دیدگاه همه به وجود آورد. صدای یا حسین بچه‌های بسیجی در صدای انفجارها گم شده بود…»[13]
مطابق آماری که بعدها از سوی مدیرکل آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی اعلام شد، 44 درصد شهدای جنگ، معادل 96 هزار نفر را نوجوانان و جوانان 16 تا 20 سال تشکیل دادند.[14]
با حمله به خاک عراق، صدام اولین حمله شیمیایی گسترده خود را در 3 اسفند 1362 برای بازپس گیری فاو انجام داد. در این حمله، که اولین حمله شیمیایی عراق به شمار می‌رفت و پس از آن نیز با 570 حمله شیمیایی دیگر پیگیری شد، لشگر ایران شکست سختی متحمل شد. اظهارات سردار محمد باقر نیکخواه دراین‌باره تکان دهنده‌است:
» یک لشکر تقریبا کل نیروهایش شیمیایی شد و دوباره تجدید نیرو کرد. من معتقدم هر كسي كه در عمليات فاو بود مصدوم شيميايي است.»[15]
آغاز عملیات‌های شیمیایی گسترده عراق، در 3 اسفند 1362 بود، دقیقا 18 ماه پس از فتح خرمشهر. صدام با انواع و اقسام سلاح‌های شیمیایی نظیر بمب هاي تاول‌زا، سیانور، خردل، اعصاب، خفه كننده و آلوده كننده خون بسیاری را به کام مرگ فرستاد و ده‌ها هزار نفر را تا آخر عمر دچار عوارض بمب‌های میکروبی و شیمیایی ساخت. قربانیان حمله ایران به خاک عراق، تنها از نیروهای خودی نبودند، مردم بی‌گناه عراقی نیز از این نقمت بی‌نصیب نماندند. آیت‌الله منتظری درباره حمله شیمیایی صدام به حلبچه می‌گوید:
» تصرف حلبچه كار خوبي نبود و باعث شد كه صدام به آنجا حمله كند و مردم آنجا را [در 25 اسفند 1366] با شيميايي قتل عام نمايد. چنانكه گفته شد حدود پنج هزار نفر از مردم محلي در حلبچه كشته شدند.» [16]
——————————————————————————–
[1]- «دانشگاه را برای ادامه تحصیل رزمندگان و ایثارگران علاقه‌مند هموار کردیم. مجلس تصویب کرد که 40 درصد ظرفیت دانشگاه‌ها به رزمندگان و ایثارگران تخصیص یابد.»(هاشمی رفسنجانی، حقیقت‌ها و مصلحت‌ها، ص106)
[2]- TIME,17 November, 1986, Vol. 128, No. 20,»Reagan’s Secret Dealings With Iran»
[3]- اولین بار این قضیه را مجله عربی الشراع، چاپ بیروت در شماره 2 نوامبر 1986 افشا کرد. بسیاری از روزنامه‌ها و مجلات پیرامون این معاملات پنهانی مطلب نوشتند از جمله:
Newsweek ,11 november ,1991
World Policy Journal, Vol. 5, 1987,» The Iran-Contra Scandal: a Postmortem», By petere Kornbluh.
Wall Street Journal,13 July,1995, «Asides: Iran-Contra epilogue»
National Review, Vol. 41, 4August, 1989,»Iran-Contra; Still Trying»
The Nation, Vol. 250, June 4, 1990,»Puff The Magic Contra»,By David Corn
The Nation, Vol. 243, December 6, 1986,»Sitting Down with sattn;Why Iiran persued The Arms Deal»,
Columbia Journalism Review ,March/April1994 , » IRAN-CONTRA»,By Malcolm Byrne and Peter Kornbluh
TIME, 25 December 1989,» American Notes IRAN-CONTRA»
TIME,20 July 1987,»Charching Up capitol Hill»,By Lance Morrow
TIME, 15 August 1988,» American Notes IRAN-CONTRA»
همچنین در دائره‌‌المعارف wiki-pedia پیرامون این معاملات مطالب مفصلی از روزنامه‌ها و کتاب‌های گوناگون جمع‌آوری شده است. تحقیقات پیرامون ایران‌کنترا خود نیازمند کتابی مفصل و مجزا است.
[4]- «ما از برخي از تجهيزات آمريكايي كه پيش از آمدن مك فارلين تهيه كرده بوديم، در عمليات فاو استفاده كرديم. ماجراي مك فارلين پيش از عمليات كربلاي 5 افشا شد. افشاي آن در 13 آبان ماه سال 1365 بود و ما عمليات فاو را در بهمن ماه سال 1364 انجام داديم. حدود نه ماه پس از فتح فاو اين قضيه افشا شد… جريان از مدتها پيش در رابطه با گروگانهاي آمريكايي در لبنان آغاز شده بود و چند محموله تاو، هاگ و قطعات فرستاده بودند. ما در همان عمليات تعداد زيادي از تانكهاي عراقيها را با تاوها زديم… [آمریکائی‌ها گفتند]چرا ايران در بازار سياه اينها را گران مي خرد؟ از ما بخرد، ما حاضريم به شما كمك كنيم تا در جنگ پيروز شويد.اين ادعاي آنها بود. ما هم گفتيم آزمايشي وارد مي شويم، يعني پس از بحثها، مي بينيم آنها از ما چه مي خواهند يا ما از آنها چه مي خواهيم. كم كم، كه اين بحثها مطرح شد، آنها نخستين چيزي كه مطرح كردند، اين بود كه كمك كنيد تا گروگانهاي ما در لبنان آزاد شوند و اين به عنوان يك علامت خوب خواهد بود. ما هم به آنها گفتيم نيازهاي ضروري ما را كه در بازار سياه پيدا نمي شود، به ما بدهيد. چند قلم را صورت داديم كه تاو، موشكهاي هاگ، لامپهاي رادارها و موارد ديگر بود.. مذاكرات به همين صورت ادامه پيدا كرد. ما هم زحمت زيادي كشيديم تا سر نخ و ردپايي از گروگانها پيدا كرديم. خيلي سخت بود. لبنانيها خيلي پيچيده عمل مي‌كردند…آمريكاييان غير مستقيم به ما چند قلم كالا دادند و پولش را گرفتند. ما هم كمك كرديم كه گروگانها زودتر آزاد شوند.»( مصاحبه با هاشمی رفسنجانی، کیهان،21/11/82)
[5]- و زمانی که از محسن رضایی پرسیدند چه کسی فرمانده عملیات شکستن حصر آبادان بود در مصاحبه با اعتماد ملی چنین گفت:
» شكننده حصر آبادان چه كسي بود؟
– فاتح اصلي همه نبردها حضرت امام (ره) بودند.
از فرماندهان نظامي چطور؟
– امام خودشان فرمانده نظامي همه ما بودند.» (مصاحبه محسن رضایی با روزنامه اعتماد ملی،1 مهر 85)
[6]- تحقیقی درباره تاریخ انقلاب ایران، ناخدا حمید احمدی، ص869
[7]- آن‌ها از هر فرصتی برای پاکسازی ارتش و نیروی زمینی و نیروی هوائی استفاده می‌کردند. برای مثال در خاطرات 7 مرداد 1360 رفسنجانی آمده است:»ساعت 11 گزارش رسید که بنی‌صدر و مسعود رجوی،سرنشین هواپیمای فراری هستند….زمینه خوبی برای تصفیه ضد انقلاب در نیروی هوائی پیش آمده است.»( عبور از بحران، خاطرات 7 مرداد60، ص219)
[8]- درباره حذف گام به گام ظهیرنژاد رفسنجانی در خاطراتش آورده است:» ظهیرنژاد وضع جبهه‌ها و طرح‌های آینده جنگ را گفت. به ایشان پیشنهاد سمت ریاست ستاد ]مشترک[ شد. راضی نبود و نوعی حذف تلقی می‌کرد….ولی نظر ایشان پذیرفته نشد. سرانجام ایشان رئیس ستاد مشترک و آقای صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی شدند.»(عبور از بحران،خاطرات 9 مهر 60،ص309).
نمودار این حذف در کتاب‌های هاشمی رفسنجانی، به عنوان یکی از افراد بلندپایه نظام، به خوبی مشخص است. در کتاب » عبور از بحران»، که خاطرات هاشمی در سال 1360 را شامل می‌شود، 31 بار نام ظهیرنژاد آمده است. حال آن‌که در کتاب پس از بحران، که خاطرات سال 1361 هاشمی را شامل می‌شود، نام ظهیرنژاد تنها 4 بار آمده است.
[9]- درباره چگونگی اعدام او گفته شده است که:»سرهنگ عطاریان زمانی که آوردنش تا مراسم اعدام اجرا شود گفت:» ما قرار بود در جبهه کشته شویم، حالا در اینجا شهید می‌شویم.» مجتبی حلوایی که جلاد اوین بود شروع کرد به خواندن آیه اعدام:» ان المنافقین فی درک اسفل السافلین من الناس». پس از مراسم اعدام سکوت شد. یک وانت نیسان آوردند و این‌ها را ریختند توی وانت و بردند.»( تحقیقی درباره تاریخ انقلاب ایران، ناخدا حمید احمدی،صص 889-890)
[10]- در خاطرات هاشمی رفسنجانی درباره تصفیه و پاکسازی ابوشریف، از یاران بنی‌صدر در فرماندهی سپاه، آمده است: «آقای ابوشریف آمد و از اینکه ایشان را بیکار کرده‌اند و دوستانشان را از سپاه اخراج می‌کنند گله داشت و گریه می‌کرد…»(عبور از بحران،خاطرات 28 تیر60،ص207)
[11]- در حقیقت از ۱۳ تن بالاترین رده فرماندهان نیروهای مسلح ارتش ایران، ۸ نفر به اشکالی چون اعدام، زندان،‌ تبعید حذف شدند و دو نفر نیز در سانحه مشکوک هوایی در دوران جنگ جان باختند.
[12]- عبور از بحران، خاطرات 29 اسفند 60،ص512. جالب اینجا است که آقای خمینی نیز که از جنگ چیزی سردرنمی‌آورده است متوجه خارج بودن گفته می‌شود و به این حرف محسن رضایی واکنش نشان می‌دهد: «مورد استخاره نیست، به امید خدا با معیارهای عقلانی عمل کنید.»(همان)
جنگ و جان جوانان پاک این سرزمین، 6 سال زیر دست چنین آقایانی بود.
[13]- خاطرات سرتیپ دوم اسکندر بیرالوند فرمانده سابق تیپ 84 پیاده خرم آباد،به مناسبت گرامی‌داشت هفته دفاع مقدس، روزنامه اطلاعات،5 مهر 1376،ص5. همچنین هاشمی رفسنجانی در خاطراتش از بازدید منطقه‌ای می‌گوید که در آن 70 پاسدار بر اثر انفجار مین شهید شده بودند( عبوراز بحران،ص 479)
[14]- گفتگوی هادی قلم‌نویس، مدیر کل آمار و اطلاعات بنیاد شهید انقلاب اسلامی با خبرگزاری مهر، ۱۳۸۲/۰۶/۲۹
[15]- گفتگو با محمد باقر نیکخواه، مسئول واحد ش.م.ر( شیمیائی، میکروبی، رادیواکتیو) سپاه پاسداران، خبرگزاری مهر، 4/7/1385
[16]- خاطرات آیت‌الله منتظری،ج1،ص 584

اصالت:
http://enghelab-57.blogfa.com/post-29.aspx

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 15, 2008 در 11:55 ق.ظ.

نوشته شده در جنگ ایران و عراق

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: