حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

اقتصاد ايران در جنگ هشت ساله با عراق

leave a comment »

با گذشت ۱۷ سال از پايان جنگ هشت ساله ايران و عراق که صدها هزار کشته و مجروح بر جای گذاشت و اقتصاد ايران را فلج کرد، هنوز گزارش کامل و مستندی در باره هزينه ها و خسارات اين جنگ در ايران منتشر نشده است.

اين جنگ يک سال پس از پيروزی انقلاب ايران در حالی آغاز شد که فضای سياسی کشور صحنه اختلافات و زد و خورد گروه های سياسی داخلی بود و اقتصاد کشور روزهای پرتنشی را می گذراند و چرخ اقتصادی کشور با خروج سرمايه داران بزرگ، مصادره اموال و ملی کردن آنها از سوی انقلابيون به گل نشسته بود.

فرار سرمايه و نيروی انسانی در کنار تحريم اقتصادی غرب، ملی کردن بانک ها و شرکت های بزرگ بخش خصوصی ضربات سخت و فلج کننده ای بر پيکره اقتصاد ايران وارد کرده بود.

با گسترش سيطره نفوذ دولت در بخش های اقتصادی، توليد کالا در داخل با شعار خودکفايی مورد توجه قرار گرفته و انقلابيون جوان و بی تجربه، عموما متعهد و کمتر متخصص، با شعار گسترش عدالت اجتماعی نبض اقتصادی کشور را به دست گرفته بودند و دولت تازه کار به دليل بروز شرايط جنگی و برای تامين نيازهای داخلی تقويت بخش دولتی را هدف خود قرار داده بود.

به گفته کارشناسان، جنگ هشت ساله چنان ساختارهای اقتصادی کشور را در هم شکست که اجرای سه برنامه توسعه پنج ساله نيز نتوانسته وضعيت اقتصادی را به روزهای پيش از انقلاب برگرداند و سطح رفاه اقتصادی پيش از سال ۱۳۵۸ را برای ايرانيان باز گرداند.

نبود فضای رقابتی، بهره وری پايين اقتصادی، سيستم ناکارآمد اداری، دخالت بيش از حد دولت در اقتصاد، بی ثباتی ناشی از درگيری های داخلی و جنگ با عراق از مشکلات اقتصادی دهه اول انقلاب و دوره جنگ به شمار می آيد.

  • ضربه درآمدهای نفتی
  • در ده سال اول انقلاب، به خصوص در دوران جنگ قيمت نفت با کاهش بی سابقه ای همراه بود و درآمد ۲۴ ميليارد دلاری ايران در سال ۱۳۵۸ به ۷/۹ ميليارد دلار در سال ۱۳۶۷ کاهش يافت

خسارات جنگ

اقتصاد ايران در طول جنگ به طور متوسط سالانه رشد اقتصادی منفی ۷/۲ درصد، توليد سرانه منفی ۸/۵ درصد و درآمد سرانه منفی ۳/۱۰ درصد را تجربه کرد.

آمار نشان می دهد درآمد سرانه ريالی در سال پايانی جنگ به نصف سال ۱۳۵۶ و درآمد سرانه دلاری به حدود يک چهارم و نرخ بيکاری نيز از ۹/۲ درصد به ۸/۱۵ درصد رسيده بود.

ظرفيت های توليد در طول هشت سال جنگ با کاهش مواجه بود و صنايع با نيمی از ظرفيت خود کار می کردند.

بهزاد نبوی که در سال های جنگ مسئوليت های مختلفی در کابينه ميرحسين موسوی داشت در گزارشی در سال ۱۳۷۳ خطاب به دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتی تهران می گويد: «در سال پايانی جنگ صنايع سرمايه ای با ۲۵ درصد ظرفيت، صنايع مصرفی با ۵۰ درصد ظرفيت و صنايع واسطه ای با ۸۰ درصد ظرفيت کار می کرد.»

علاوه بر اين، کاهش درآمدهای نفتی بخشی از صنايع را تعطيل کرده بود و بخشی از صنايع نيز در بمباران های هوايی ويران شده و يا برای توليد جنگ افزارهای نظامی تغيير ماهيت داده بودند.

با افزايش هزينه های جنگ و کاهش درآمدهای نفتی، سرمايه گذاری و بهره وری از سرمايه به پائين ترين ميزان خود رسيد.

بر اساس گزارش های رسمی، در سال های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ به دليل افزايش بدهی های دولت به سيستم بانکی برای جبران هزينه های جنگ و کسری بودجه ناشی از آن، نقدينگی به شدت افزايش يافت و آمار نشان می دهد که در اين دوره نقدينگی به طور متوسط ۹/۱۷ درصد رشد داشته است.

پيامد رشد نقدينگی افزايش نرخ تورم بود که در اين سال ها با فراز و فرودهای زيادی همراه بود و نرخ تورم از ۲/۹ درصد در سال ۱۳۵۷ به رقم ۲۹ درصد در سال پايانی جنگ رسيد.

البته در سال های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ اقتصاد ايران در سايه افزايش درآمدهای نفتی رشد مثبت اقتصادی را تجربه کرد و نرخ تورم تاحدی کاهش يافت و در سال ۱۳۶۴ به ۴/۶ درصد رسيد که پائين ترين رقم در طول سال های بعد از انقلاب است.

  • در طول هشت سال جنگ، جمعيت ايران رشد حيرت انگيز و انفجاری سالانه ۹/۳ درصدی را تجربه کرد که ۴۰ درصد بيشتر از دوره های مشابه قبلی بود

نرخ ارز در طول اين سال ها دست خوش تغييرات اساسی بود و نرخ دلار که در سال انقلاب در بازار رسمی و غير رسمی حدود ۷ تومان معامله می شد، در پايان جنگ در بازار رسمی ۲۳۷ ريال و در بازار آزاد ۹۵۷ ريال معامله می شد.

سيستم چند نرخی ارز با تغييراتی تا سال ۱۳۸۱ ادامه يافت و دولت با هزينه های سنگين نرخ دلار هفت تومانی اوايل انقلاب را در حدود ۹ هزار ريال تثبيت کرده است.

درآمد ناپايدار نفت

در ده سال اول انقلاب، به خصوص در دوران جنگ قيمت نفت با کاهش بی سابقه ای همراه بود و درآمد ۲۴ ميليارد دلاری ايران در سال ۱۳۵۸ به ۷/۹ ميليارد دلار در سال ۱۳۶۷ کاهش يافت.

کمترين ميزان درآمد نفتی ايران در سال ۱۳۶۵ اتفاق افتاد و درآمد نفت به ۲/۶ ميليارد دلار رسيد که پائين ترين رقم در ۱۲ سال پيشتر بود.

از سال ۱۳۶۵ کاهش درآمدهای نفتی آنچنان بودجه دولت را تحت تاثير قرار داد که در سال پايان جنگ نصف بودجه دولت با کسری مواجه بود و دولت نيمی از درآمد خود را صرف جنگ می کرد.

صادرات غير نفتی نيز از ۶/۳ ميليارد دلار در سال ۱۳۵۸ با کاهشی ۶/۹ درصدی به ۵/۱ ميليارد دلار در پايان جنگ رسيد.

ميزان واردات نيز بعد از انقلاب با کاهش مواجه بود و طی جنگ هشت ساله بيشترين ميزان واردات تحت تاثير افزايش درآمدهای نفتی در سال ۱۳۶۲ با ۵/۲۲ ميليارد دلار و کمترين ميزان آن در سال ۱۳۶۵ حدود ۹/۱۲ ميليارد دلار بوده است، در حالی که يک سال پيش از انقلاب اين رقم به حدود ۲۵ ميليارد دلار رسيده بود.

توليد نفت در پايان جنگ به حدود ۶/۲ ميليون بشکه در روز کاهش يافته بود، در حالی که ده سال پيش از آن ايران ۷/۵ ميليون بشکه نفت صادر می کرد و جمهوری اسلامی تا امروز نيز نتوانسته سقف توليدش را از سه ميليون و ۲۰۰ بشکه در روز بالاتر ببرد.

رشد فزاينده جمعيت

در طول هشت سال جنگ، جمعيت ايران رشد حيرت انگيز و انفجاری سالانه ۹/۳ درصدی را تجربه کرد که ۴۰ درصد بيشتر از دوره های مشابه قبلی بود.

  • جنگ و وارادات
  • ميزان واردات نيز بعد از انقلاب با کاهش مواجه بود و طی جنگ هشت ساله بيشترين ميزان واردات تحت تاثير افزايش درآمدهای نفتی در سال ۱۳۶۲ با ۵/۲۲ ميليارد دلار و کمترين ميزان آن در سال ۱۳۶۵ حدود ۹/۱۲ ميليارد دلار بوده است

کنار گذاشتن سياست های تنظيم خانواده و مزيت های اقتصادی اجتماعی خانواده های پر اولاد نقش به سزايی را در رشد بی سابقه جمعيت کشور ايفا کرد.

جمعيت کشور از ۳۳ ميليون و ۷۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۵۵ به ۴۹ ميليون و ۴۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۶۵ افزايش يافت.

افزايش جمعيت در کنار کاهش رونق اقتصادی، آثار و عوارض نامطلوبی بر اقتصاد کشور گذاشته و اکنون کشور با بيش از سه ميليون بيکار مواجه است که نتيجه افزايش جمعيت در آن سال هاست.

البته نمی توان فشارهای اقتصادی ناشی از ورود يک ميليون آواره افغان را در طول اين سال های را ناديده گرفت.

آمار دانش آموزان کشور از ۷/۷ ميليون نفر در سال ۱۳۵۸ با رشدی ۴/ ۵درصدی سالانه به ۴/۱۲ ميليون نفر در سال ۱۳۶۷ رسيد.

البته افزايش مواليد در سال های جنگ نتيجه خود را در سال های بعد بيشتر نشان داد و جمعيت دانش آموزی کشور که در آينده نزديک به کار نياز داشتند، در سال ۱۳۷۴ به ۴/۱۷ ميليون نفر رسيد که بيشترين شمار دانش آموزان در ايران بوده است.

در روز ۲۷ تير ۱۳۶۷ ايران در حالی قعطنامه آتش بس را پذيرفت که توان اقتصادی کشور تحليل رفته و آثار خستگی ناشی از جنگ فرسايشی آشکار شده بود و نيروهای عراقی حملات گسترده ای را در جبهه ها زمينی آغاز کرده بودند و شهرها، مراکز اقتصادی، سکوهای نفتی و نفتکش ها را زير آتش حملات موشکی و هوايی قرار داده بودند.

به گفته کارشناسان افزايش توان نظامی نيروهای عراقی عامل مهمی در پذيرش قطعنامه از سوی ايران به حساب می آيد، اما کاهش قدرت اقتصادی، کمبود منابع مالی و فشار تحريم اقتصادی نقش تعيين کننده ای در فرونشستن آتش جنگی داشت که بعد از گذشت ربع قرن از آغاز آن هنوز جمهوری اسلامی در ارائه تصويری روشن از عواقب و پيامدهای اقتصادی آن اکراه دارد.

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 15, 2008 در 2:27 ق.ظ.

نوشته شده در جنگ ایران و عراق

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: