حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

گران فروشی « وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات » در زمينه فروش پهنای باند

leave a comment »

در اين مقاله قصد داريم دو پرسش اصلي مطرح كنيم. پرسش اول بررسي تفاوت قيمت خريد و قيمت فروش پهناي باند توسط دولت و پرسش دوم تفاوت قيمت عمده‌فروش و خرده‌فروشي است.

اينترنت را گران نفروشيد
دو‌ماهنامه اينترنت
يكي از بحث‌هاي مهم در هر دولتي، بحث كنترل قيمت‌ها و نظارت بر كسب سود عادلانه و منصفانه براي توليدكننده، واردكننده، توزيع‌كننده و فروشنده است. نگران نباشيد! کماکان مجله اينترنت را مي‌خوانيد. قصد داريم در اين مقاله به بررسي عملكرد «وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات شركت مخابرات ايران شركت فناوري اطلاعات» در زمينه فروش پهناي باند بپردازيم.
پهناي باند چيست؟
پهناي باند، ترجمه لغت به لغت اصطلاح Band Width است. در بعضي جاها اين اصطلاح را »عرض باند» هم ترجمه كرده‌اند. اگر بخواهيم درك خوبي از معناي اين اصطلاح داشته باشيم بد نيست به اين مثال توجه كنيد. اتوباني را در نظر بگيريد. معمولاً هر اتوبان يا بزرگراه داراي چند خط (Line) يا باند (Band) است كه ظرفيت اين بزرگراه را معين مي‌كند.
مثلاً اگر بزرگراهي داراي 2 خط باشد طبيعتاً به‌طور هم‌زمان و از يك نقطه از بزرگراه فقط 2 عدد ماشين امكان عبور دارند (صد البته منظورمان خيابان‌ها و بزرگراه‌هاي ایران نبود!) و اگر بزرگراهي داراي 4 خط يا باند باشد به ‌طور هم‌زمان 4 ماشين امكان عبور از كنار هم را دارند.
خوب حالا كافي است در اين مثال به جاي ماشين، «بيت» (Bit) و به جاي بزرگراه يا اتوبان، سيم يا فيبرنوري كه در واقع محيط انتقال اطلاعات هستند، بگذاريد. همان‌طور كه جاده و اتوبان محيط انتقال يا حركت وسايل نقليه هستند.
مثال‌هاي ديگري كه مي‌تواند به درك بهتر شما از اين موضوع كمك كند، لوله‌هاي انتقال آب هستند. هر چقدر قطر لوله آب بزرگ‌تر باشد، امكان انتقال آب بيشتري از يك نقطه به نقطه ديگر را دارد. درست مثل پهناي باند، هرچه پهناي باند بيشتري داشته باشيم، امكان انتقال اطلاعات بيشتري از يك نقطه به نقطه ديگر را داريم.
در واقع پهناي باند يا عرض باند به شما مي‌گويد به‌ طور هم‌زمان چند بيت مي‌تواند از كنار هم رد شوند يا در طول محيط ارتباطي شما با شبكه جا‌به‌جا شوند. اگر خودتان هم فكر كنيد شايد بتوانيد مثال‌هاي بيشتر و بهتري براي درك بهتر موضوع متصور شويد.
تنها نكته‌اي كه ذكر آن لازم به نظر مي‌رسد تفاوت اصلي در مثال‌هاي ذكر شده با پهناي باند است. در مثال‌هاي بالا هرچه تعداد خطوط یا پهناي اتوبان بيشتر باشد، تعداد ماشين بيشتري مي‌توانند به‌طور هم‌زمان از كنار هم عبور كنند. همچنين هرچقدر قطر لوله‌هاي انتقال آب بيشتر باشد، حجم بيشتري از آب مي‌تواند در هر لحظه منتقل شود.
اما در وسايل مخابراتي و ارتباطي، صحبت از عرض يا پهناي فيزيكي نيست. به عبارت ديگر براي انتقال اطلاعات بيشتر در يك واحد زمان (مثلاً ثانيه) نيازي به پهن‌تر كردن و يا عريض كردن محيط انتقال (مثلاً سيم يا فيبرنوري) نيست. در واقع در محيط‌هاي مخابراتي اين مودم‌ها هستند كه وظيفه رد و بدل كردن اطلاعات را به عهده دارند.
به عبارت ديگر، هرچه توانايي مودم شما بيشتر باشد، مي‌تواند حجم بيشتري از اطلاعات را بر روي محيط انتقال جا‌به‌جا كند. البته در وسايل مخابراتي هم توانايي مودم‌ها و هم توانايي محيط‌هاي انتقال در حجم انتقال اطلاعات مؤثرند.
فكر كنم حالا بهتر متوجه شده‌ايد كه چطور ممكن است كه سيم تلفن خانه شما اگر از مودم 33,600 استفاده كنيد، شما را با سرعت 33.6 Kbps به مقصد وصل مي‌كند و اگر از مودم 56 K استفاده كنيد، شما را با سرعت 56 Kbps متصل خواهد كرد. همچنين متوجه شديد چرا در بعضي مواقع با يك مودم مثلاً 56 K با سرعت 52 K به اینترنت وصل مي‌شويد و بعضي مواقع با 49 K؟ (در توضيح اين مورد يادآور مي‌شود كه علاوه بر مودم، توانايي محيط انتقال نيز در تعيين پهناي باند مؤثر است.)
آخرين نكته‌اي كه در اين زمينه لازم است بدانيد، واحد انتقال اطلاعات و ضرايب آن است. همان‌طور كه مي‌دانيد واحد انتقال اطلاعات «بيت در ثانيه» است. در محيط تئوريك هر ميزان پهناي باند را مي‌توانيد متصور شويد. از يك بيت در ثانيه (1 bps) تا ميليون‌ها بيت در ثانيه (Mbps) و يا بيشتر و بيشتر. اما در محيط عملي معمولاً با محدوديت‌هايي رو‌به‌رو هستيد.
مثلاً شما نمي‌توانيد از يك شركت ارائه‌دهنده خدمات پهناي باند (Communication Company- نظير شركت مخابرات ايران) درخواست پهناي باندي به ميزان 913 Kbps كنيد. كوچك‌ترين واحد رایج پهناي باند 64 K است و معمولاً شركت‌هاي مخابراتي جدولي را ارئه مي‌دهند كه نشان‌دهنده پهناي باندهايي است كه امكان ارائه آن را دارند.
مثال ديگر اینکه، شما نمي‌توانيد از يك شركت پهناي باند 832 Kbps را تقاضا كنيد. با اينكه 832 معادل است با 512 + 256 + 64 كه خود معادل است با 13 × 64. به جدول شماره 1 نگاهي بياندازيد. اين جدول قيمت فروش پهناي باند توسط شركت فناوري اطلاعات را به شما نشان مي‌دهد. براي دوستاني كه آشنايي كمتري با اين مطلب دارند كمي در مورد آن توضيح مي‌دهيم.


جدول شماره 1

ستون اول، ميزان پهناي باند مورد درخواست يك ISP را نشان مي‌دهد.
ستون دوم، قيمت پهناي باند براي جابه‌جايي اطلاعات در داخل كشور است. به عبارت ديگر براي ارتباطات اينترانتي (Intranet) داخل كشور و يا ارتباطات نقطه به نقطه P2P.
مثلاً شركتي را در نظر بگيريد كه داراي دو دفتر در اصفهان است. اين شركت براي برقراري ارتباط بين دو دفتر خود نياز به برقراري يك ارتباط P2P دارد.
شركت مفروض مي‌تواند از اين ارتباط براي انتقال تصاوير، صدا، اطلاعات و كلاً ديتا استفاده کند. اين قبيل ارتباطات كه بين دو نقطه در داخل كشور برقرار مي‌شود، نياز به استفاده از شبكه جهاني اينترنت نداشته و در نتيجه فقط بستر مورد نظر به مشتري اجاره داده مي‌شود و از آنجا كه اطلاعات موجود بر روي اين بستر ارتباطي متعلق به خود مشتري است، اجاره‌اي بابت آن دريافت نمي‌شود.
ستون سوم، قيمت پهناي باند اينترنت است. يعني برخلاف ستون دوم كه دو نقطه را به هم متصل مي‌كرد، در اين حالت يك نقطه را به تمام نقاط شبكه جهاني متصل مي‌كند. مثلاً يك ISP براي برقراري ارتباطي به پهناي باند 1Mbps با اينترنت مي‌بايست رقمي معادل 000/080/1 تومان به شركت فناوري اطلاعات (مخابرات) بپردازد. ولي اگر همين شركت بخواهد با پهناي باند معادل 1Mbps به يك ISP ديگر در همان شهر متصل شود تنها كافي است رقمي حدود 200 هزار تومان بپردازد.
(البته شركت مخابرات ايران براي ارتباطات داخل كشوري، سه تعرفه در نظر گرفته است كه شامل ارتباط شهري، ارتباط شهري (بين استاني) و ارتباط شهري (داخل استاني) مي‌شود كه ما در اينجا فقط تعرفه مربوط به ارتباط شهري را لحاظ كرده‌ايم)
خوب مقدمه‌چيني‌ها تمام شد. حالا مي‌توانيم به بحث اصلي خود يعني بررسي قيمت فروش اينترنت توسط دولت بپردازيم. (اگر از كلمه دولت در اينجا استفاده مي‌كنيم از آن جهت است كه هم شركت فناوري اطلاعات شركتي كاملاً دولتي است و هم در حال حاضر انحصار تأمين اينترنت در كشور در اختيار شركت مخابرات ايران است.)
در اين مقاله قصد داريم دو پرسش اصلي را مطرح كنيم. پرسش اول بررسي تفاوت قيمت خريد و قيمت فروش پهناي باند توسط دولت و پرسش دوم تفاوت قيمت عمده‌فروش و خرده‌فروشي است.
پرسش اول: بررسي تفاوت قيمت خريد و فروش پهناي باند توسط دولت.
پرسش 1-1) كمترين حجم خريد پهناي باند توسط دولت چقدر است؟ به عبارت ديگر واحد بين‌المللي خريد و فروش پهناي باند اينترنت چقدر است؟
پاسخ 1-1) چنانچه در بخش «پهناي باند چيست؟» اين مقاله اشاره شد، شركت‌هاي تأمين‌كننده ارتباطات (Band Width Providers) هر پهناي باند را به شما ارائه نمي‌كنند. در مقياس بين‌المللي، كمترين واحد فروش پهناي باند بر روي فيبر نوري معادل 155 Mbps است كه اصطلاحاً آن را STM1 مي‌نامند.
در واقع شركت مخابرات ايران نمي‌تواند از يك تأمين‌كننده ارتباط جهاني (مثلاً شركت FLAG به آدرس اينترنتي http://www.flagtelecom.com و يا شركت EMIX به آدرس اينترنتي http://www.emix.net.ae و يا شركت Cable and Wireless به آدرس اينترنتي http://www.cw.com) پهناي باند اينترنتي كمتر از يك STM1 خريداري کند.
پرسش 2-1) قيمت خريد پهناي باند توسط دولت چقدر است؟
پاسخ 2-1) قيمت جهاني براي يك STM1 تحويل در مرزهاي ايران در حال حاضر حدود چهل تا پنجاه هزار دلار است. البته اين رقم در آينده با افزايش تعداد Providerها و يا ظرفيت آنان كاهش خواهد يافت.
پرسش 3-1) قيمت فروش پهناي باند توسط دولت چقدر است؟
پاسخ 3-1) اما قيمت فروش پهناي باند توسط دولت در ايران براي يك STM1 (155 Mbps) چنانچه در جدول شماره 1 مشاهده مي‌فرماييد معادل است با 72 ميليون تومان. خوب، به سه پرسش مطرح شده پاسخ داديم. حالا نوبت مي‌رسد به در دست گرفتن چرتكه!
چنانچه گفتيم، قيمت خريد معادل است با 40 تا 50 هزار دلار، يعني به‌طور متوسط 45 هزار دلار، با دلار روز اگر بخواهيم حساب كنيم اين رقم معادل است با 42 ميليون تومان. قيمت فروش هم گفتیم كه 72 ميليون تومان است. البته! حداقل قيمت فروش 72 ميليون تومان است. مي‌پرسيد چطور؟ به جدول شماره 1 يك‌بار ديگر نگاه كنيد. اگر يك ISP مثلاً 8 مگابيت پهناي باند خريداري کند چه مقدار به مخابرات مي‌پردازد؟ بله درست است، مبلغي معادل 8 ميليون تومان و براي 4 مگابيت مبلغي حدود 5 ميليون تومان.
نكته اينجاست كه تمامي مشتريان شركت مخابرات، مشتريان 155 مگابيتي نيستند. مثلاً شركتي 20 M و شركتي ديگر 4 M و شركتي ديگر 34 M و … از مخابرات خريداري مي‌كند. اگر فرض كنيم به‌طور متوسط تمامي شركت‌ها 34 M از مخابرات خريداري مي‌کنند، در واقع در خواهيم يافت كه اين شركت 155 M را معادل نود ميليون تومان مي‌فروشد نه 72 ميليون تومان.
پس اصلاح مي‌كنيم: قيمت فروش هم كه 90 ميليون تومان است. طبق روال معمول، مي‌رويم به كلاس سوم و چهار دبستان.
سؤال 1: پرتقال‌فروشي هر كيلو پرتقال را 42 تومان مي‌خرد و آن را كيلويي 90 تومان مي‌فروشد، اين پرتقال‌فروش چقدر درآمد دارد؟
جواب 1: 48=42-90 پرتقال‌فروش 48 تومان درآمد دارد.
سؤال 2: اين پرتقال‌فروش چند درصد درآمد دارد؟
جواب 2: 100 × قيمت خريد / اختلاف فروش و خريد = درصد درآمد= 100 × 42/48= 114 درصد
سؤال 3: آيا فكر مي‌كنيد اين پرتقال‌فروش از كاسبي خود راضي است؟
جواب 3: البته بستگي به هزينه‌هاي پرتقال‌فروش دارد ولي به نظر مي‌رسد هرچقدر هم كه هزينه داشته باشد، باز هم بايد رضايت كاملي از كاسبي خود داشته باشد.
سؤال 4: شما اين پرتقال‌فروش را جزو كدام دسته از كاسب‌ها قرار مي‌دهيد؟ گران‌فروش، خوش‌انصافان يا ارزان‌فروش؟
جواب 4: صدالبته گران‌فروشان.
اما پرسش دوم: تفاوت عمده‌فروش و خرده‌فروش.
باز برويم سراغ پرتقال‌فروش خودمان. فرض كنيد باغداري، پرتقال‌هاي خود را سوار كاميون كرده و فرستاده است به يكي از ميادين ميوه و تره‌بار. يك كاميون 10 تن، مسلم است كه 10 تن (10 هزار كيلو) پرتقال را مي‌تواند حمل كند. فروش پرتقال در ميدان ميوه و تره‌بار به‌صورت صد كيلو و يا دويست كيلو به فروش مي‌رسد. قيمت صد كيلو پرتقال در ميدان ميوه و تره‌بار در حال حاضر 70 هزار تومان است. يعني كيلويي 700 تومان.
ميوه‌فروش كه صد كيلو پرتقال را از ميدان خريداري كرده و به كمك يك وانت آن را به مغازه خود مي‌رساند، هر كيلو پرتقال را به بنده و شما هزار تومان مي‌فروشد. يعني فاصله قيمتي بين عمده‌فروشي (صدكيلو) و خرده‌فروشي (يك يا دو كيلو) معادل است با 300 تومان. حالا دوباره نگاهي به جدول شماره 1 بياندازيد. اگر معادل عمده‌فروشي را بخواهيم در جدول پيدا كنيم، كدام رديف را بايد درنظر بگيريم؟ بله درست است، رديف آخر، يعني 155 M را، قيمت عمده فروشي مخابرات معادل است با 72 ميليون تومان.
اما قيمت‌هاي خرده‌فروشي را با هم مرور كنيم. به نظر شما معادل خرده‌فروشي در جدول شماره 1، كدام رديف‌ها هستند؟ بله باز هم درست حدس زديد، رديف 1 تا 8. به محاسبات زير كه نسبت 155 M به هر يك از رديف‌هاي 1 تا 8 را نشان مي‌دهد توجه كنيد.

155M = 64 K × 2/480
155M = 128 K × 1/240
155M = 256 K × 620
155M = 512 K × 310
155M = 1 M × 155
155M = 2 M × 77/5
155M = 4 M × 38/75
155M = 8 M × 19/375

و حالا ببينيم اگر بخواهيم قيمت هر يك از رديف‌هاي 1 تا 8 را براساس قيمت پايه 155 M محاسبه كنيم به چه اعدادي مي‌رسيم:

64K = 155 M ÷ 2/480= 72/000/000÷ 2/480=29/000
128K = 155 M ÷ 1/240 = 72/000/000÷ 1/240=58/000
256K = 155 M ÷ 620= 72/000/000÷ 620=116/000
512K = 155 M ÷ 310= 72/000/000÷ 310=232/000
1M = 155 M ÷ 155= 72/000/000÷ 155=464/500
2M = 155 M ÷ 77/5= 72/000/000÷ 77/5=929/000
4M = 155 M ÷ 38/75= 72/000/000÷ 38/75=1/858/000
8M = 155 M ÷ 19/375= 72/000/000÷ 19/375=3/716/000

و حالا مقايسه‌اي كنيد بين قيمت‌هاي جدول شماره 2 و جدول شماره 1

سؤال اصلي و اساسي اينجاست كه آيا بايد بين قيمت خرده‌فروشي و عمده‌فروشي تا اين اندازه اختلاف وجود داشته باشد؟

اصالت:
http://www.itna.ir/archives/article/007380.php

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 13, 2008 در 7:59 ب.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: