حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

روايت قتل سعيدی سيرجانی

leave a comment »

امیر فرشاد ابراهیمی

براي مردنش زود بود

سعید امامی:
«…سیرجانی در اواخر کار واقعا بریده و بیمار شده بود. شاید هم تیم فنی در تعزیر وی بسیار زیاده روی نموده بود، شاید هم از… وی بوده، نمی دانم الله اعلم. حال سیرجانی خوب نبود و ضبط ویدئویی نیز دیگر موثر نبود. یک ماه دیگر وی را در خانه نگهداری کردیم تا که قرار بر حذف وی گرفته شد.
آقای محسنی خود از آیت الله خوشوقت حکم حذف سیرجانی را گرفت که همان شب پس از آن که به اطلاعم رسید با … و اکبر خوش کوش و یدالله رفتیم به خانه ی امن. پرسنل عملیات را فرستادیم. آن ها که از خانه رفتند، یدالله قرص آرام بخشی به وی داد و بعد… با آمپول هوا کارش را تمام کرد.
من و اکبر و… رفتیم و یدالله همان شب جنازه را تحویل تعاون وزارت داد…»
«اونچه که باعث شد من امشب خودم خواهش کنم که بیایند این برنامه رو ضبط کنن، صحبتی است که از دو روز پیش شروع شده ولی شاید ده دقیقه پیش یک «تلنگر سفتی» به روح من خورد»
علی اکبر سعیدی سیرجانی – برنامه مستند هویت – قسمت چهارم و ششم
ماجرای علی اکبر سعیدی سیرجانی از زمانی آغاز شد که وی در مرداد سال ۱۳۶۸ در روزنامه اطلاعات مقاله ای را منتشر کرد با عنوان «نکته». از آن جا بود که شاخک های محفل اطلاعاتی نرم نرمک متوجه وی شدند. سیرجانی در آن مقاله دست بر روی مواردی گذاشته بود که اعصاب محفل نشینان را مختل کرده بود، مواردی چون:
ساده اندیشی و نابخردی حکومتیان در هشت سال جنگ با عراق
مضموم و ناپسند بودن به خارج از کشور فکر کردن به جای به داخل اندیشیدن
دوری از ترور و گروگان گیری
اداره مملکت بدون فکر و درایت
موضوع رابطه با آمریکا
پس از گذشت مدتی که ظاهرا در نظر بوده تا زهر آن مقاله گرفته شود، این بار عطاالله مهاجرانی در بهار سال ۱۳۶۹ مقاله ای باز دوباره در همان روزنامه اطلاعات نوشت به نام «مذاکره مستقیم». این دو مقاله ضمن آن که موجی گسترده از مخالفت را به همراه خود داشتند، باعث شدند تا تور امنیتی پیرامون سیرجانی و مهاجرانی دقیق تر شود. از آن جمله بود که با حکم محسنی اژه ای قاضی ویژه شنود وزارت اطلاعات، تمام مکالمات تلفنی سعیدی سیرجانی و عطاءالله مهاجرانی ضبط و بررسی می شود.
سیرجانی به همان مقاله بسنده نمی کند و در خلال سال های ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ با نامه های سرگشاده ای، به شدت فضای امنیتی و پلیسی حاکم بر فرهنگ و مطبوعات را به چالش می کشاند و به زیر سوال می برد، غافل از آن که اگر عطاءالله مهاجرانی همپای وی در شب نشینی ها و جلسات با وی هم رای و هم نظر است، وی از مصونیت گارد هاشمی رفسنجانی بودن عاقبت الامر استفاده می کند، ولی وی نویسنده ای مخالف و منتقدی بیش نیست.
نهایتا سعیدی سیرجانی در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۷۲ توسط معاونت امنیت وزارت اطلاعات بازداشت و به گروه اجتماعی وزارت اطلاعات جهت تحقیق سپرده می شود. مدیریت گروه اجتماعی در آن زمان به دست حسین شریعتمداری بوده است و شریعتمداری نیز بسیار مشتاق بود تا از این طریق بتواند محملی برای بازداشت عطاءالله مهاجرانی فراهم نماید، به طوری که اقدام به نگارش نامه ای به شرح زیر می نماید:
گروه اجتماعی وزارت اطلاعات
مورخ: ۱۸/۱/۱۳۷۳
شماره ۳۴۵/ج/۱۹/م
موضوع: عطاءالله مهاجرانی
معاونت محترم ۱۰۴
با سلام
همان طوری که مستحضر هستید، به دنبال تحقیق از آقای سعیدی سیرجانی به نکاتی خاص برخورده ایم که حضور پررنگ عطاءالله مهاجرانی در آن مشهود می باشد و بسیار دیده می شود که نامبرده نقشی آمرانه و محرکانه ای در رابطه با ایشان داشته است، فلذا خواهشمند است با عنایت به ریز مکالمات تلفنی و مدارک موجود پس از کسب نظر مقامات محترم دستور مقتضی را برای ادامه کار صادر نمائید.
با تشکر و التماس دعای خیر
۳۱۰
متعاقب نامه فوق، علی فلاحیان برای کسب اطلاع و اجازه، موضوع تخلف عطاءالله مهاجرانی (معاون پارلمانی دولت) را مطرح می کند که مورد مخالفت دولت و اعتراض قرار می گیرد. علی فلاحیان «دست خالی» از هیات دولت باز می گردد ولی عصر همان روز محفل اطلاعاتی به طور شیطنت آمیزی خبر مذکور و مکالمات مهاجرانی و سیرجانی را در روزنامه ی کیهان منتشر می نماید.
تیر اول محفل اطلاعاتی که بازداشت مهاجرانی بوده به سنگ می خورد و پس از آن با همکاری گروه اجتماعی (حسین شریعتمداری)، محفل اطلاعاتی در نظر می گیرد از مجموع فیلم های اعترافات متهمانی که تا به حال اخذ نموده، به همراه اعترافات سعیدی سیرجانی مستندی تلویزیونی بسازد. سعیدی سیرجانی از زندان توحید به بازداشتگاه پل رومی و از آن جا نیز به یکی از خانه های امن وزرات اطلاعات در ولنجک منتقل می شود. دو تیم مسئول کار بر روی سعیدی سیرجانی می شوند. یک تیم فنی که با عملیات روان گردانی و گاها شکنجه از وی اقرار تصویری می گرفتند (این تیم از اطلاعات نیروی انتظامی و زیرنظر مسعود صدرالسلام و محمدرضا نقدی گزینش شده و در اختیار وزارت اطلاعات قرار گرفته بود)، تیم دیگر که از عوامل وزارت اطلاعات و نیروهای متمایل به چپ بوده که سعیدی سیرجانی تا به آخر آن ها را «دوستان و رفقای خود» می شمرده است.
چهل و پنج ساعت برنامه در چندین محور اعترافات از سعیدی سیرجانی زیرنظر حسین شریعتمداری و سعید امامی ضبط شده و بدست عوامل تولید مستند «هویت» سپرده می شود. اما سعیدی سیرجانی دارای اطلاعات اضافی بوده و رو در رو با حسین شریعتمداری و دو تن از افرادی که از رفقای نزدیک سیرجانی بوده و در ارتباط با معاونت امنیت وزارت اطلاعات بوده اند، و در ثانی غالب این اقاریر که بنا به گفته ی سعید امامی در ۲۵/۱۰/۱۳۷۵ در دانشگاه همدان، ده ها ساعت اعتراف سعیدی سیرجانی را داشتند که جامعه هنوز آمادگی شنیدنش را ندارد و برای بسیاری ها نیز اعجاب آور خواهد بود، که تمامی این اعترافات البته با ضرب و شتم و شکنجه های روحی و جسمانی همراه بوده، به طوری که در اثر این شکنجه ها یکی از کلیه های سیرجانی از کار افتاده و آن سیرجانی ضعیف و بی حال شده بود که با آن که به مدت سه ماه در اختیار تیم تصویربرداری بوده، ولی به علت ضعف مزاجی و زرد شدن رنگ صورت وی و لاغر شدن شدیدا محسوس وی، کار تصویربرداری نیمه تمام تعطیل می شود.
سیرجانی در یکی از مصاحبه هایش با زبان ایما و اشاره و زیرکی به این ضرب و شتم ها اشاره می کند و می گوید: «… تلنگر سفتی به روح من می خورد… پس باید بگویم که در تمام نوشته ها و گفته های من رگه هایی از لج بازی بوده…»
همه ی این ها عواملی بوده اند که باعث شده تا سیرجانی زنده از دست محفل اطلاعاتی خلاص نشود. سعید امامی ضمن آن که پیشتر در جلسه شورای اطلاعات استان اصفهان ماجرای چگونگی قتل سیرجانی و آن «تلنگرهای سفت» را با آب و تاب تمام شرح داده بود، در اوراق بازجویی خود دوباره به آن اشاره می نماید:
«…سیرجانی در اواخر کار واقعا بریده و بیمار شده بود. شاید هم تیم فنی در تعزیر وی بسیار زیاده روی نموده بود، شاید هم از… وی بوده، نمی دانم الله اعلم. حال سیرجانی خوب نبود و ضبط ویدئویی نیز دیگر موثر نبود. یک ماه دیگر وی را در خانه نگهداری کردیم تا که قرار بر حذف وی گرفته شد.
س: این قرار چگونه و از چه طریقی گذاشته شد؟
آقای محسنی خود از آیت الله خوشوقت حکم حذف سیرجانی را گرفت که همان شب پس از آن که به اطلاعم رسید با … و اکبر خوش کوش و یدالله رفتیم به خانه ی امن. پرسنل عملیات را فرستادیم. آن ها که از خانه رفتند، یدالله قرص آرام بخشی به وی داد و بعد… با آمپول هوا کارش را تمام کرد.
من و اکبر و… رفتیم و یدالله همان شب جنازه را تحویل تعاون وزارت داد…»
در تاریخ ۶/۹/۱۳۷۳ خبر فوت سعیدی سیرجانی منتشر می شود و چند روز بعد از آن هنگامی که کانون نویسندگان و دوستان سعیدی سیرجانی تصمیم می گیرند برای وی مراسمی برپا کنند، تعدادی از نویسندگان و فعالان این جمع از جمله دکتر سیمین دانشور، محمدعلی سپانلو، سیمین بهبهانی و غلامحسین میرزا صالح و صالحیار را احضار و چشم بسته به یکی از خانه های امن وزارت اطلاعات منتقل می کنند. سعید امامی خود با حضور در میان نویسندگان اعلام می کند که: هیچ نوع خبر، سخن و مراسمی درباره مرگ سعیدی سیرجانی نباید شنیده و دیده شود، و پس از هشدار و انذارهای پی در پی سعید امامی و نبایدهای وی، صالحیار می پرسد پس ما چه بکنیم؟ که در جواب سعید امامی می گوید: بروید روزنامه کیهان را بخوانید، آن جا نظرات نظام منعکس است.
آری، سعید سیرجانی پس از گذشت بیش از ده ماه بازداشت و شکنجه های پی در پی و دسایس محافل اطلاعاتی سعید امامی و «رفقایی که بعضا امروز فریاد حق طلبانه شان گوش فلک را کر کرده» ناجوانمردانه کشته شد.
مرگ سیرجانی اگر چه از اولین ها نبود، اما از زمره آغازین ترورهای سیاسی باند فلاحیان، محسنی، امامی بوده و قتل های چندی بعد که به قتل های زنجیره ای مشهور شد، پی در پی ستاره های دنباله دار آسمان ادبیات و فرهنگ و سیاست ایران را به زمین کشاند و خاموششان کرد، اما کهکشان آزادیخواهی ایران، هرگز نام و نشان آن ها را فراموش نخواهد کرد.
——————————
پی نوشت:
۱. قبل از انتشار این نوشتار، در گفتگویی که با «سایه سعیدی سیرجانی» داشتم، آمادگی خود را برای ارائه اصل این اسناد در یک دادگاه بین المللی برای اعتراض به قتل علی اکبر سعیدی سیرجانی اعلام نمودم که چنانچه مرجع قضایی اعلام آمادگی نماید، این جانب کماکان حاضر به شهادت و ارائه اسناد می باشم.
۲. به لحاظ رعایت مواردی از درج بعضی مطالب و نام ها خودداری شده است، که البته در نسخه ی اصلی و اعترافات سعید امامی این چنین نمی باشد.

اصالت:
http://www.goftaniha.org/2005/01/blog-post.html

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 13, 2008 در 6:53 ب.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: