حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

درباره سازمان‌های امنیتی در جمهوری اسلامی

leave a comment »

امیر فرشاد ابراهیمی
۱ – نقطه صفر جماران

در غروب ۲۲ مرداد سال ۱۳۶۰ تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ایران فیلمی از دیدار خانواده های از دست رفتگان انفجار های دفتر نخست وزیری و دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی را پخش کرد که در آن آیه الله خمینی از «سربازان گمنام امام زمان» خواست که هر چه سریعتر رگ و ریشه ها و بقایای منافقین[سازمان مجاهدین خلق] را شناسایی و آنها را به سزای اعمالشان برسانند .

این اولین باری بود که اصطلاح «سربازان گمنام امام زمان» بکار می رفت و در بعد از آن بود که اعضای واحدهای اطلاعاتی نظام نوپای انقلاب اسلامی که عبارت بودند از ؛واحد اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ٬حفاظت اطلاعات ارتش ٬واحد اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری ٬یگان اطلاعات کمیته های انقلاب اسلامی و واحدهای اطلاعات دادستانی انقلاب خود را بدین نام نهادند ! و این چنین بود که سپاهی سنجاق شده بهم با نام «سربازان گمنام امام زمان »مسئول شد تا چتر امنیتی ای را بر سر نهال انقلاب اسلامی بگستراند .

۲ – باجناقها

در کوران ترورها و بمب گذاریها و بازداشتهای و اعدامها و … نا خواسته تقسیم کاری نا نوشته بین این سربازان گمنام برقرار شد ٬رفته رفته با شروع بحرانها و ناآرامی های قومی همچون گنبد و کردستان و بلوچستان و نهایتا”جنگ ایران و عراق ٬ واحد اطلاعات سپاه به دلیلی که درگیر این غائله ها وجنگ شد بیشتر اهتمامش را بروی آن مسائل معطوف کرد اما کماکان در بعضی موارد مثل بازجویی از سران گروه ها و نگهداری آنها همچون حزب توده و … را بر عهده داشت .

واحد اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری هم به امور ضد جاسوسی و حفاظت اطلاعات و جمع آوری اطلاعات و مدارک سفارتخانه ها و دیگر مراکز حساس پرداخت ٬حفاظت اطلاعات ارتش هم که کماکان در گیر تصفیه پرسنل ارتش بود ٬ اینجا بود که امنیت داخلی بر عهده کمیته ها و نیروهای دادستانی قرار گرفته بود امری خطیر که بر عهده افرادی قرار گرفته بود که نه می توانستند این مسئولیت را درک کنند و نه تخصص و درایتی در این مورد داشتند ٬اعضای واحد اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری که اکثرا از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دانشجویان پیرو خط امام (همان فاتحان و یا اشغالگران سفارت آمریکا)بودند ٬افرادی همچون سعید حجاریان ٬محسن میردامادی٬ بهزاد نبوی و محمد نعیمی پور و ….هرچند که گرایشهای رادیکال و چپگرانه ای داشتند اما مشی شان با نیروهای دادستانی و کمیته ها بشدت در تضاد بود ٬هر چه که کادر اطلاعاتی نخست وزیری بسوی تعقل و تشنج زدایی پیش می رفت کمیته ها و دادستانی بسوی توحش و خشونت گرایی حرکت می کردند به عنوان مثال «سعید حجاریان» از کادر ارشد اطلاعات نخست وزیری اختلاف نظر این دو جریان را در مصاحبه ای با عمادالدین باقی اینگونه توصیف می کند :
«…لاجوردی و برخی دیگر به برخورد قانونی و به بیانیه ۱۰ ماده ای دادستانی اصلا اعتقاد نداشتند و معتقد بودند که باید برخورد قاطعی را با آن گروهها کرد و لازم نیست خیلی خودمان را به ضابطه و قانون ملزم کنیم مثلا در رابطه با ماجرای سعادتی دوستان رفته بودند صحبت کرده بودند که وی حفظ شود و نگه داشته شود …یک مرتبه خبر آوردند که آقای لاجوردی خودش کار سعادتی را تمام کرده ….رجوی به این احتیاج داشت که لاجوردی بیشتر بچه های او را بزند تا او بیشتر بتواند نیرو جذب کند و کینه و نفرت آنها را به نظام افزایش دهد . لاجوردی هم به این احتیاج داشت که رجوی بیشتر ترور کند تا او بتواند مسئولان را توجیه کند که باید تا آخر خط رفت و نه تنها سازمان منافقین بلکه هر کسی که ذره ای دگر اندیشی دارد باید جارو شود٬ این یعنی سیکل معیوب و ما بشدت در آنزمان با آن مخالف بودیم…»
۳ – یارگیری

همانطور که گفته شد ٬در این سوی دانشجویان پیرو خط امام گرد هم آمده بودندو در آن سوی اسدالله لاجوردی و نیری و رهبرپور و مهدوی کنی و ناطق نوری و رفیقدوست و دیگرانی همچون ایروانی و اسماعیل افتخاری (اسمال تیغ کش) و عباس بیجارچیان (عباس مرده شور ) و ….آنها بدنبال آرامش و اعتماد سازی بودند اینها بدنبال قتل و غارت و فاشیستی کردن جامعه تا جایی که مهدوی کنی با مدد یاران بازاری و میدانی خویش همچون حبیب الله عسگر اولادی و اسدالله بادامچیان و سعید امانی کمیته ها را به مساجد کشاندند و در کنار مساجد هم تعاونی های مصرف محلی براه انداختند و اینگونه مردم را که در پی تامین مایحتاج زندگی شان بودند با دادن رانتهایی در حد یک کیلو گوشت و روغن بیشتر تبدیل به «خبر چین و جاسوس » کردند ! !.

اختلافات و تضادها بالا گرفت و مثلا فردی که دیروز از کمیته آزاد شده بود امروز توسط سپاه بازداشت می شد و …تا اینکه همه به فکر تشکلی واحد برای این سربازان گمنام افتادند .

نهایتا واحد اطلاعات نخست وزیری در شهریور سال ۱۳۶۳ با استفاده از تجارب چند ساله خویش و به روایتی متاثر از آموزه های حسین فردوست (ارتشبد رژیم گذشته و عالیترین مقام امنیتی دوران پهلوی) طرح وزارت اطلاعات را تهیه و به مجلس ارائه داده .

راست سنتی و یا همین محافظه کاران امروزی که در مجلس لانه کرده بودند و از همان ایام به آینده بدون آیه الله خمینی و قبضه قدرتدر دست خویش می اندیشیدند بشدت با طرح وزارت بودن این سازمان امنیتی مخالفت میکرده و بیشتر بدنبال سازمانی بودند که نه زیر نظر دولت بلکه زیر نظر ولی فقیه باشد .

هرچند در نهایت رایزنیها و فشار کاریزماتیکی آیه الله خمینی بالاخره باعث تصویب این طرح شد اما ناچارا برای این تصویب دولت و اطلاعات نخست وزیری مجبور شد تا رانت و حقی را به مخالفان در مجلس و یا همان فراکسیون ۹۹ نفره بدهد و آن اینکه در تقسیم قدرتی نا نوشته وزارت اطلاعات به دو قطب تقسیم شود چپ و راست ضمن اینکه نیروهای دادستانی و کمیته ها هم کماکان به کار خود ادامه دهند !

۴ – ماه عسل

هر چه که بود اکثر سربازان گمنام از واحدهای اطلاعاتی منفک خویش جدا شده و زیر عنوان وزارت اطلاعات از مهر سال ۱۳۶۳ کار خود را آغاز کردند ٬البته در وزارتی دو شقه که در یک شق آن افرادی همچون سعید حجاریان و علی ربیعی و …از جنوبی ترین محلات مستضعف تهران همچون نازی آباد بودند که سهمی بسزا در پیروزی انقلاب داشتندو در شق دیگر نیز کسانی همچون سعید امامی از نیروهای سایه نشین بدون سوابق انقلابی از شمال آمریکا!

طیف چپ امور گزینشی و تئوریک و آموزشی و حفاظتی را بر عهده گرفت و طیف راست امور اطلاعاتی و عملیاتی و امنیت را ٬هر چه که بود بود یکدهه این دو طیف کجدار و مریز دوشادوش همدیگر بالا آمدند و البته هیچگاه هم کسی خبر دار نبود که در این وزارت چه می گذرد وچه کسی چه می کند حتی نمایندگان مجلس که علی القاعده می توانستند از حق تحقیق و تفحص خود استفاده کنند امری که نه ری شهری اجازه آنرا می داد و نه در مخیله نمایندگان می توانست جای گیرد که می توانند از وزارت اطلاعات تحقیق کنند ٬ از وزارت اطلاعات غافل ماندند .

رفته رفته طیف چپ یا هر کدام به نحوی حذف شدند و یا در آن دیگری ذوب شدند نتیجه آنکه هر چه امثال سعید حجاریانها و علی ربیعی ها می رفتند دیگری ها می آمدند کسانی همچون حسین شریعتمداری٬ محمد صادق میر حجازی٬ داوود رحمانی ٬هاشم ناصریان ٬حسن شایانفر ٬مهدی سلیمی نمین ٬ اکبر خوش کوش ٬ خسروبراتی ٬ محمد محسنی ٬ کاظم روشن ٬ مسلم (مرتضی) فیروزی ٬ ج ـ دال (جوانشیر) ٬ مهرداد عالیخانی ٬مهدی ریاحی و ……

۵ – قهر ٬آشتی ٬دست کی بالاست ؟
شروع دهه دوم وزارت دهه راستها بود دهه ای که حتی خیلی از چپ های اولیه وزارت مثل مصطفی کاظمی هم در این طیف ذوب شده بودند .طیف راست وزارت دیگر نیروی غالب شده بود و می تاخت بطوریکه مثلا در سال ۱۳۷۳ از مجموع دوازده معاونت این وزارتخانه هشت معاونت در اختیار راستها بود و از مجموع شصت و چهار اداره کل وزارت پنجاه و سه مدیر کل از میان راستها انتخاب شده بودند و غالب ادارات اطلاعات استانها نیز از همین طیف بودند ٬ در این میان حال و گرایش فکری و سیاسی پرسنل وزارت نیز مشخص است ٬هر چقدر از سهمیه ماموران به خدمت و معرفی به خدمتهای سازمانهایی چون ارتش و وزارت دفاع و وزارت امورخارجه و … کاسته می شد به سهمیه سپاه پاسداران و بسیج و نیروی انتظامی و دیگر ارگانهایی همچون سازمان تبلیغات اسلامی افزوده می شد و بسیار طبیعی بود که رفته رفته پرسنل (سرویس) این وزارت یکدست شده و در گرایش سیاسی و اعتقادی معاون و مدیر و سرویس هیچ فرقی نبوده است . بطوریکه در سال هفتادو دو به هنگام انتخابات ریاست جمهوری در بولتن ماهانه وزارت که با نام مشکاه منتشر می شد و در اختیار رده های دو تا چهار وزارت بوده است به صراحت این مسئله از قول محسن راشد یکی از مدیران ارشد این وزارتخانه نقل شده بود که آقای هاشمی میتواند بروی یکصد هزار رای از معاونت وزارت تا خبرچین وزارت حساب کند ! یعنی نه تنها این پرسنل رسمی و افتخاری مثل خبر چینها به کار سازمانی خویش عمل می کنند بلکه تبدیل به ماشینی هم شده اند برای پیشبرد اهداف و اغراض سیاسی یک جریان سیاسی خاص .!

تعویض وزیر هم در سال ۱۳۶۸ از ری شهری به علی فلاحیان هیچ خلل و تغییری در اراده محافظه کاری این وزارتخانه نداد چرا که همانطوریکه در یادداشت پیشین نیز هم گفتم اولا علی فلاحیان کسی نبود جز قائم مقام هشت ساله و جزو طیف حقانی و راست وزارت ٬و در ثانی سازمان وزارت اطلاعات در همان ماههای اول فوت آیه الله خمینی و رهبری علی خامنه ای دچار آنچنان تغییری شده بود که دیگر وزیر اطلاعات همانقدر قدرت داشته که پادشاه انگلستان ! چراکه براساس آ ئین نامه جدید تمامی فعالیتهای وزارت اطلاعات زیر نظر دفتر عمومی اطلاعات و امنیت رهبری بوده است که مسئولیت دفتر فوق نیز بر عهده شیخ محمد صادق میر حجازی بوده و می باشد .

۶ – این گروه خشن
راستها و بهتر بگویم وزارت اطلاعات می خروشید و با امواج سهمگین خود می برد هر که را رهبران حقانی نشین و راستمدارشان می خواستند و مقابل این سیل می ایستاد موجی که گر چه در ابتدا از شاهپور بختیار و اویسی و برومند و نیک منش و کاظم سامی و اسماعیل رائین شروع شده بود به مصطفی چمران هم رسید و به رضا مظلومان ٬عباس زریاب و احمد میر علایی و شرفکندی و قاسملو موکول شد اما حال و در این میان هیچ ابایی هم نداشت تا مقدمات و اساس حذف آیه الله منتظری را هم پیاده کند تا حتی احمد خمینی را هم در گرداب خود هلاک نماید و یا صیاد شیرازی را نیز حذف نمایند و حتی به تلافی مخالفتهای اولیه و افشاگریهای امروزه کمر به قتل سعید حجاریان که خود نیز از بانیان و موسسان وزارت اطلاعات بوده ببندد.

با هم یکبار دیگر مروری می نمائیم نسل دهه دومی های وزارت اطلاعات را و به کارنامه های درخشانشان نیز نگاهی می اندازیم :

سعید امامی (سعید اسلامی ) سر محفل ترور و توطئه بیش از هیجده سال وزارت اطلاعات .

حسین شریعتمداری با نام مستعار حسین معصومی ٬ مدیر کل امور اجتماعی و مشاوره وزارت ٬ کارشناس در تواب سازی و متخصص در ضبط و تهیه نوارهای اعتراف و شوهای ندامت .
مهدی سلیمی نمین با نام مستعار مهدی ذوالفقاری٬ معاون طرح وعملیات داخلی وزارت ٬از جمله

افراد تیم ترور اویسی
جیم ـ دال با نام مستعار جوانشیر ٬عضو ارشد معاونت عملیات ٬عامل ترور مصطفی چمران
کاظم لاهوتی با نام مستعار احمد کارگر مدیر کل عملیاتی حوزه اروپای مرکزی ٬سرپل ارتباطی وزارت اطلاعات با اپوزیسیون آرام و سازمان مجاهدین خلق
اکبر خوش کوش با نام مستعار اکبر اکبری ٬عضو ارشد معاونت عملیات برون مرزی ٬ عامل ترور شاهپور بختیار
مهرداد عالیخانی ٬بانام مستعار سید صادق ٬معاون عملیات وزارت ٬عضو محفل قتلهای زنجیره ای ٬عامل قتل داریوش فروهر و پیروز دوانی
مهدی روشن ٬ با نام مستعار مسعود ٬ مدیر کل عملیات استان تهران ٬ عضو محفل قتلهای زنجیره ای ٬ عامل قتل پروانه اسکندری
اکبر محسنی ٬ با نام مستعار اکبر گودرزی ٬ سرویس معاونت عملیات ٬عضو محفل قتلهای زنجیره ای ٬ عامل قتل محمد جعفر پوینده
مهدی ریاحی ٬سرویس معاونت عملیات ٬عامل ترور صیاد شیرازی
مسعود توانا ٬ مدیر کل عملیاتی حوزه اروپای غربی ٬عضو محفل قتلهای زنجیره ای ٬ سرپل ارتباطی وزارت اطلاعات با اپوزیسیون و سازمانهای امنیتی اروپا
موسی محمدی نسب ٬ سرویس عملیاتی اداره کل چپ٬ عامل قتل بانو اشرف السادات برقعی
خسرو براتی ٬با نام مستعار سیامک ٬سرویس معاونت امنیت ٬عضو محفل قتلهای زنجیره ای ٬عامل قتلهای سیامک سنجری ٬فاطمه قائم مقامی ٬عامل بدره انداختن اتوبوس حامل نویسندگان به ارمنستان .
و……
آری این سرنوشت وزارت اطلاعات بود که اعضایش در آن شلوغی و هیاهوی ابتدای انقلاب و کوران هرج ومرج ها همدیگر را یافتند و لقب سربازان گمنام امام زمان را آیه الله خمینی برایشان برگزید و آنها را بدنبال کلاه فرستاد اما کسانی امثال لاجوردی و رهبرپور و حسینیان و محسنس اژه ای با کلاه کاری نداشتند و در پی سرها و مغزها بودند .

۷ – گفته بودیم برمی گردیم !
بیش از دو دهه گرفتند و کشتند وتارومار نمودند ٬دست آخر که در سالهای ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ بر اثر نیمه باز شدن فضای کشور و درزکردن فقط قطره ای از آن موج های خروشان دریای قتل و غارت و رسوایی قتلهای زنجیره ای بعضی [البته فقط هفت نفر از آن دریا]گرفتار دادگاه اجتناب ناپذیر قتلهای زنجیره ای شدند و به بازداشت درآمدند و بعضی هم با آنکه کمترین اتهاماتشان بازداشتهای و قتلهای خودسرانه بی آنکه نامی از آنها برده شود از وزارت اخراج شدند[که البته ایشان نیز تعدادشان کمتر از صد نفر می باشد!] و دیگری ها هم که همچنان دارای حاشیه امن و سایه پر مهر حقانی بر سرشان بود یا به قوه قضائیه و یا در دیگر ادارات غیر ستادی وزارت اطلاعات همچون مرکز اسناد انقلاب اسلامی و دادگاه ویژه روحانیت و دادگاه های انقلاب و بیت رهبری و …منتقل شدند تا اینکه با روی کار آوردن ! احمدی نژاد دوباره میزو قدرت خویش را باز یافتند ! محسنی اژه ای قبای وزارت برتن کرد و زالوهایی همچون موسی خانی ، کارگر ، محسن نریمان و حاج منصور ردای مدیر کلی بر تن نمودند و این داستان تهدید و ترور و ارعاب دوباره فصل دیگری یافت و اکنون شب آبستن است تا چه زاید سحر ….

۸ – کلام آخر

براستی این سپاهی که آیه الله خمینی دستور برپا شدن خیمه و اردوگاهش را داد تا سربازان گمنام امام زمان عج الله تعالی گردند و حافظ جان و مال و ناموس ملت امروزه سرباران نامدار اجل الله جان و مال و ناموس ملت نیستند ؟ تاریخ باید گواهی دهد !

اصالت:
goftaniha.org
                                                                       

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 12, 2008 در 1:23 ق.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: