حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

از نو زندگى را ساختن: نگاهى به مشكلات روانى شكنجه شدگان

leave a comment »

  • سازمان ملل مى گويد شكنجه هم براى قربانى و هم براى شكنجه گر تجربه اى خفت بار است.

كتاب «از نو ساختن زندگى ها» به روشنى نشان مى دهد كه شكنجه، تجربه اى نيست كه به راحتى بتوان آن را فراموش كرد. قربانيان شكنجه غالبا براى سال هاى متمادى به حمايت پزشكى و روان درمانى نياز دارند.
ناهيد كشاورز نگاهى دارد به برخى از اين حمايت ها در آلمان:

در يك گروه روان درمانى مركز قربانيان شكنجه كه از نقاشى به عنوان شيوه درمان استفاده مى شود، رنگ هاى سياه و خاكسترى رنگ غالب است. در اينجا همه رنج ها و دردهايى كه بيان نشده است در شكل ها و رنگ ها تصوير مى شوند.
در ميان مهاجران، كسانى كه تجربه دردناك شكنجه را پشت سر گذاشته اند مى توانند از امكانات ويژه درمانى استفاده كنند. مراكزى كه درمان شكنجه شدگان را برعهده گرفته اند، مى كوشند عليرغم دشوارى هائى مانند كمبود كادر تخصصى و مشكلات فرهنگى و تفاوت زبان، آنها را كمك كنند.
يكى از اين مراكز در شهر كلن آلمان است. «مركز روان درمانى براى قربانيان شكنجه كاريتاس» مدت ۲۰ سال است كه به مهاجرين از كشورهاى مختلف كمك مى كند.
كمك هاى اين مركز در دو بخش خدمات اجتماعى و روان درمانى صورت مى گيرد. بخش خدمات اجتماعى مى كوشد به قربانيان شكنجه از طريق مشاوره هاى حقوقى، اجتماعى و رسيدگى به مشكلات ادارى آنها (كه بيشتر با وضعيت اقامتى آنها مرتبط است)، به امنيت اجتماعى آنها كمك كند.
بخش روان درمانى ضمن استفاده از شيوه هاى گوناگون درمانى چه به شكل فردى و چه گروه درمانى در ارائه نظريه كارشناسانه به دادگاه ها هم فعال است. در كنار مشكلات مالى، اين مركز با كمبود متخصص و فهرستى طولانى از مراجعه كنندگان منتظر درمان روبروست.
«برگيته برانت ويلهلمى» ، روانشناس و روانكاو بالينى، مسئول اين مركز است. او از بدو تاسيس اين مركز تا كنون براى گسترش و فعاليت بيشتر اين مركز تلاش كرده است.
او در مورد نشانه هاى بيمارى كه قربانيان شكنجه از آن رنج مى برند، مى گويد: «مرور مدام تجارب دردناك، احساس بى تفاوتى و بى حوصلگى، ترس و وحشت كه به شكل هاى مختلف خود را نشان مى دهد، بى خوابى و كابوس هاى مداوم، افسردگى، تمايل به خودكشى، ناآرامى و مشكلات جنسى، از جمله مشكلات قربانيان شكنجه است.»
او در رابطه با درمان اين گروه مى گويد: «ما با شيوه هاى متفاوت تلاش مى كنيم آنها را به وضعيت تعادل روانى باز گردانيم. مثلا گفتار درمانى با استفاده از تمرين هاى فكرى و بدنى، كه بيماران مى توانند به تنهايى هم انجام دهند، به آرامش آنها كمك مى كند.»
«برگيته برانت ويلهلمى» دشوارى هاى درمان اين گروه از مهاجران را چنين توصيف مى كند: «اين بيماران اغلب دير به ما مراجعه مى كنند و يا به دليل محدود بودن امكانات ما، دير وقت ملاقات به آنها داده مى شود و در نتيجه آنها مدت هاى طولانى اين مشكلات را با خود حمل مى كنند. اين وضعيت به عواقب ديگرى از جمله در روابط خانوادگى آنها منجر مى شود.»
اين روانشناس در ارتباط با تفاوت فرهنگى شكنجه شدگان مى گويد: «بطور مثال زنى كه قربانى تجاوز شده حرف زدن درباره آن براى او دشوار است و اين موضوع معمولا در خانواده پنهان مى ماند. با توجه به طيف گسترده فرهنگى كه ما در اين مركز با آن روبرو مى شويم، شناختن حد و حريم مراجعه كنندگان براى ما يك دغدغه فكرى هميشگى است. نابسامانى هاى زندگى در اينجا هم كار درمان را مشكل تر مى كند.»
شكنجه شده و شكنجه گر دو سوى يك سكه؟
اما در بررسى مسئله روانى شكنجه دو سو وجود دارد: شكنجه شده و شكنجه گر. چه عواملى يك فرد را به يك شكنجه گر تبديل مى كند؟
«رضا كاظم زاده» ، روانشناس بالينى كه در مركز روان درمانى قربانيان شكنجه در بروكسل كار مى كند، در پاسخ به اين سوال مى گويد: «در علم روانشناسى، در يك مورد از افرادى صحبت مى شود كه انحراف روحى يا جسمى دارند. در بررسى شخصيت روانى، مثلا از» هيتلر «يا» استالين «به عنوان نمونه هائى كه داراى منش ساديسمى بوده اند، ياد شده است. نكته ديگرى كه در روانشناسى براى تحليل شخصيت شكنجه گر به آن مى پردازند شخصيتى است كه در دوران كودكى به كمبود هاى عاطفى و تربيتى دچار بوده است. اما در دهه ۹۰ نظريه تازه اى در روانشناسى مطرح شد. اين نظريه بر اين اعتقاد است كه افراد، شكنجه گر بدنيا نمى آيند بلكه شكنجه گر ساخته مى شوند.»
دكتر كاظم زاده، مراحل متعدد آموزش افراد براى انجام عمل شكنجه را چنين توضيح مى دهد: «در مرحله اول بر خصوصيت فردى تأكيد مى شود. فرد از ديگران متفاوت مى شود و در عين حال تمرينات سخت جسمى انجام مى شود. در مرحله دوم هويت قبلى درهم شكسته مى شود. اين كار با ايجاد وحشت مثل بيدار كردن ناگهانى از خواب انجام مى شود. فرايند فرهنگ زدايى نيز در اين مرحله انجام مى شود. در عين حال تعليم دهندگان شكنجه، رفتارهاى غير قابل پيش بينى از خود نشان مى دهند. در اين مرحله رابطه فرد با گذشته و خانواده قطع مى شود و خواسته هاى هدفمند ايجاد مى شود. مرحله سوم، ايجاد هويت جديد براساس مجموعه اى از ارزش هاى جديد است. حس تعلق گروهى بالا مى رود. در مرحله آخردادن نشانه و درجه و يا لباس خاصى است كه علامت عضويت فرد است در گروه جديد. نكته مهم اين است كه در مكانيزم روانى به آنها اين احساس داده مى شود كه آنها براى ارزش هاى بزرگى مبارزه مى كنند يعنى آنها مى توانند قوانين و ارزش هاى آدم هاى معمولى را زير پا بگذارند. در مورد اين افراد به محض اينكه اين گروه اجتماعى از بين برود شخصيت و هويت فرد از هم مى پاشد.»

با بهبود روانى قربانيان شكنجه رنگ ها و موضوع نقاشى ها عوض ميشود؛ خورشيد، آسمان و روشنايى دوباره در نقاشيهاى آنها جان مى گيرند و آنها با وجود تجربه هاى متفاوت در حسى مشترك خورشيد را نقاشى مى كنند.

اصالت:
nimrooz.com

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 11, 2008 در 3:12 ق.ظ.

نوشته شده در کالبد شکافی شکنجه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: