حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

پيامد قتلهای زنجيره ای در عرصه سياسی ايران – مسعود بهنود

leave a comment »

پنج سال بعد از ماجرای پرصدای کشته شدن داريوش فروهر دبيرکل حزب ملت ايران، همسرش پروانه فروهر، محمد مختاری و محمد جواد پوينده دو عضو کانون نويسندگان ايران که به «قتل های زنجيره ای» مشهور شد و در اوج حرکت جنبش اصلاح طلبی ايران رخ داد هنوز ناظران سياسی درباره تاثير اين حادثه بر سرنوشت جنبش و تحولات سياسی کشور گفتگو دارند.

با گذشت پنج سال، حوادثی که به دنبال آن ماجرا در درون دايره قدرت در جمهوری اسلامی رخ داد و ميدانی که محافظه کاران يافتند تا جنبش اصلاحات را از حرکت بازدارند و به بن بست بکشانند، اهميت آن ماجرا را از نظرها دور کرده است.

به اعتقاد ناظران سياسی اگر جنبش اصلاحات سياسی می توانست به روندی که در دوسال اول رياست جمهوری محمد خاتمی آغاز کرده بود ادامه دهد اينک روشن می شد که نحوه برخورد اصلاح طلبان با قتل دگرانديشان و پی گيری و افشای آن تحول بزرگی بود که حتی در دموکراسی های مردم سالار هم کم سابقه بوده است.

برخورد قاطع رييس جمهور خاتمی با عاملان قتل های چهارگانه، که در آغاز باحمايت رهبر جمهوری اسلامی همراه بود، به اعتقاد ناظران سياسی اساس نگرش تعصب آميز مذهبی را که در نيم قرن گذشته ده ها ترور در صحنه سياسی کشور انجام داده به چالش طلبيده بود

پائيز سال 77 با قتل های پی در پی چهار ناراضی ايرانی، ناگهان فضای سياسی پرشور و به هيجان آمده از انتخابات دوم خرداد با سکوت و بهت روبرو شد که روزها ادامه يافت تا سرانجام در اعلاميه ای کوتاه وزارت اطلاعات پذيرفت که قتل ها توسط عده ای از کارکنان نهادهای امنيتی صورت گرفته و معلوم شد که رهبر آنان معاون سابق وزارت اطلاعات بوده است.

سعيد امامی [ اسلامی] عامل اصلی قتل ها که همکارانش از وی به عنوان واسطه ای که توجيه شرعی قتل ها را می آورد ياد کردند و با افشای قتل های زنجيره ای بلند آوازه شد، سال ها مرد قدرتمند دستگاه امنيتی جمهوری اسلامی بود.

در منابع مختلف تاکيد شده است که پروژه «تهاجم فرهنگی و لزوم مقابله با آن» اول بار توسط او مطرح شد و مدت پانزده سال با حمايت روحانيون محافظه کار سعيد امامی خود اجرای عملياتی را در داخل و خارج کشور به عهده داشت. در اين دوره بود که عده زيادی از دگرانديشان نيز ترور شدند.

دستگيری گروهی از ماموران با سابقه امنيتی، مرگ باورنکردنی سعيد امامی در زندان و ناگزيرشدن دری نجف آبادی وزيراطلاعات منصوب محافظه کاران به استعفا و باز شدن زبان روزنامه ها در افشای راز قتل ها و بدکاری های ديگر زلزله ای بود که تکان های آن تنها نهادهای امنيتی را نلرزاند بلکه قدرت های در سايه را نيز شامل شد.

اصلاح طلبان معتقدند تحول مثبتی که به دنبال افشای راز قتل های زنجيره ای در وزارت اطلاعات رخ داد مهم ترين دستاورد آن قاطعيت بود، همان که مخالفان اصلاحات را واداشت که از نيروهای اخراج شده از دستگاه امنيتی برای ساختن نهادهای موازی استفاده کنند که اينک در بخشی از قوه قضاييه خانه کرده است

برخورد قاطع رييس جمهور خاتمی با عاملان قتل های چهارگانه، که در آغاز باحمايت رهبر جمهوری اسلامی همراه بود، به اعتقاد ناظران سياسی اساس نگرش تعصب آميز مذهبی را که در نيم قرن گذشته ده ها ترور در صحنه سياسی کشور انجام داده به چالش طلبيده بود.

همزمان با ترور سعيد حجاريان مشاور رييس جمهور که از وی به عنوان نظريه پرداز اصلاحات سياسی ياد می شد، رييس جمهور خاتمی از هر نه روز يک بحرانی سخن گفت که مخالفان اصلاحات عليه دولت وی و مجلس هوادار ايجاد می کنند و همه را بهای افشاگری قتل های زنجيره ای اعلام کرد.

در فضای روشنگری که بعد از قتل های چهارگانه بر مطبوعات ايران پديد آمد، مرگ کسانی مانند احمد خمينی، سعيدی سيرجانی، مجيد شريف، پيروز دوانی، احمد ميرعلائی، سنجری و فاطمه قائم مقامی به دستگاه های امنيتی نسبت داده شد.

بعد از ترور نافرجام سعيد حجاريان که وی را تا لبه مرگ برد، زندان های طولانی برای عبدالله نوری[ وزيرکشور دولت اصلاحات]، اکبر گنجی و عمادالدين باقی که به دنبال قتل ها به افشاگری فعاليت های ديگر تندروها ادامه داده بودند و ناصرزرافشان که وکالت خانواده مقتولان را به عهده گرفت و بسته شدن هشتاد نشريه اصلاح طلب بخشی از بهائی تلقی شد که روشنگران برای پی گيری قتل ها پرداختند.

اگر نام چهار نفری که در پائيز 77 کشته شدند همچون ده ها نام ديگر که در نيم قرن گذشته توسط متعصبان ترور شده اند از ياد ها برود، تحول آگاهانه ای که اين بار همراه با نفرت از خشونت و ترور، در مردم ايران به وجود آمد، فراموش شدنی نيست

با اين همه اصلاح طلبان معتقدند تحول مثبتی که به دنبال افشای راز قتل های زنجيره ای در وزارت اطلاعات رخ داد مهم ترين دستاورد آن قاطعيت بود، همان که مخالفان اصلاحات را واداشت که از نيروهای اخراج شده از دستگاه امنيتی برای ساختن نهادهای موازی استفاده کنند که اينک در بخشی از قوه قضاييه خانه کرده است.

اصلاح طلبان ادعا دارند که در آخرين تحولات در قوه قضاييه، همفکران و همکاران اخراج و پراکنده شده سعيد امامی که تحت فشار محافظه کاران از مجازات مصون ماندند در دادستانی تهران متمرکز شده اند و از همين رو سرکوب دانشجويان، روزنامه نگاران، فعالان سياسی و اعمالی مانند آن چه بر سر زهرا کاظمی آمد از همين مرکز اداره می شود.

تحليگران از آن جا نهادهای اطلاعاتی موازی را مطمئن به حمايت آيت الله خامنه ای می دانند که وی يک سال بعد از افشای قتل های زنجيره ای از آن به عنوان «بلائی که بر سر وزارت اطلاعات آوردند و آن را به اين روز انداختند » ياد کرد و به اين ترتيب نارضايتی خود را از اصلاحات درون دستگاه های امنيتی نشان داد.

محافظه کاران با حمايت بخش انتصابی جمهوری اسلامی، پنج سال بعد از ماجرای قتل های زنجيره ای بيشتر رسانه های داخلی را در کنترل خود گرفته اند و يکی از مسائلی را که بر روزنامه های باقی مانده ممنوع کرده اند اشاره به آن قتل ها و ماجراهای مربوط به آنست.

با اين همه اگر نام چهار نفری که در پائيز 77 کشته شدند همچون ده ها نام ديگر که در نيم قرن گذشته توسط متعصبان ترور شده اند از ياد ها برود، تحول آگاهانه ای که اين بار همراه با نفرت از خشونت و ترور، در مردم ايران به وجود آمد، فراموش شدنی نيست.

اصالت:
bbcpersian.com

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 10, 2008 در 9:19 ق.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: