حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

قتل فریدون فرخزاد و حواشی آن

leave a comment »

امیر فرشاد ابراهیمی

چندی پیش پیکر فریدون فرخزاد از محل موقت دفن شده اش با تشریفاتی به گورستانی در شهر بن آلمان با حضور جمعی از ایرانیان و هنر دوستان و علاقه مندانش مجددا تشییع شد و به خاک سپرده شد و باردیگر ماجرای قتل محتوم فرخزاد بر سر زبانها افتاد ، و بسیاری قتل فرخزاد را به تیمهای عملیاتی ترور جمهوری اسلامی نسبت داده و آنرا ناشی از خشم و نفرت این رژیم از برنامه های هنری وی دانسته که در آنها صریح ترین انتقادات را از جمهوری اسلامی و رهبرانش در قالب شعر و یا طنز می دانند ، اما فرخزاد فقط یک شومن و برنامه گردان طنز نبوده است ! فرخزاد در ایام جنگ هشت ساله ایران و عراق بارها و بارها به عراق سفر کرده بود و با توجه به ارتباطات نسبتا خوبی که با مسئولان وقت رژیم عراق برقرار نموده بود ضمن برگزاری برنامه های هنری برای اسرای ایرانی در اردوگاههای عراق به شفاعت بسیاری از اسرا پرداخته و زمینه را برای آزادی آنهافراهم می نمود و بارها و بارها پیش آمده بود که پس از هر بار رجعت از عراق تعدادی از اسرا را همراه خود به اروپا می آورد که تعدادی از آنها هنوز به عنوان پناهنده در کشورهای آلمان و هلند اقامت دارند . فرخزاد که هنرمند مردمی بود از همین رو مورد اعتماد و رجوع بسیاری از ایرانیان بود و گاها با توجه به اینکه در اغلب برنامه های هنری اش موضوعیت ضدیت با جمهوری اسلامی و سرانش را رعایت می کرد بعضا ایرانیان اروپایی و آمریکایی چنانچه به اطلاعاتی هم در این مورد دست می یافتند او را در جریان می گذاشتند تا اینکه در یکی از برنامه های هنری اش در شهر بروکسل بلژیک وی برای اولین بار بود که مسئله «آقازادگان » در جمهوری اسلامی را مطرح کرد و شجاعانه اعلام کرد همین الان که جوانان ایرانی در جبهه ها در حال مبارزه و جان دادن هستند آقای محسن هاشمی فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی در همین بلژیک مشغول عیش و نوش و به قول خودش درس خواندن است ! این برنامه که نیک به خاطر دارم ویدئو آن در ایران دست به دست می گشت و همگان را نسبت به آن روی خاندان قدرت در جمهوری اسلامی آگاه میکرد خونبهای فرخزاد شد و باعث شد تا پدر خوانده جمهوری اسلامی هاشمی رفسنجانی فرمان قتل وی را به تیمهای عملیاتی در خارج از کشور و یا به قول سعید امامی به «فرنگی کاران» بدهد !
فرخزاد دقیقا مشابه دیگرانی همچون بختیار ، برومند و یا محمدی به ضرب چاقو و آنهم با ضربات مکرر به قتل رسید ، اکبر گنجی شاید از اولین افرادی بود که در بعد از قتلهای پائیز 1378 به این مسئله اشاره نمود و نام فریدون فرخزاد را هم به لیست بلند و طویل کشته شدگان زنجیره ای مخالفان توسط باند سعید امامی اضافه نمود ، گنجی البته در این باره نظر دیگری هم داشت ، وی فاش ساخت که :» ده روز بعد از قتل فرخزاد ضارب وی که به ایران برگشته بوده در جلسه ای در حالیکه می گریسته اظهار میدارد که هاشمی خود فرمان قتل فرخزاد را به وی داده بوده و حالا به وی گفته است که یک گزارش درباره علل قتل او تهیه کن ! ، نیروی عملیاتی اضافه کرده است که من دلیل حکم قتل وی را نمی دانم اما حالا که با مسئولین پرونده صحبت کرده ام آنها اظهار داشتند که فرخزاد اصلا عامل ما بوده است و با ما همکاری داشته است و کشتن وی بر خلاف برنامه های ما بوده است ! «
به هر روی فرخزاد کشته شده است و من البته بر خلاف اظهار و نقل قول اکبر گنجی در کتاب «عالیجناب سرخ پوش و عالیجنابان خاکستری » تا کنون به سند و مدرکی دال بر همکاری فرخزاد با جمهوری اسلامی دست نیافته ام ( البته پر واضح است که همکاری صرفا همکاری مستقیم نمی باشد و در سیستمهای امنیتی گاها به افرادی که گرچه با سیستم مشکل دارند و مخالف وی می باشند اما از آن جهت که چه بسا وی دشمن دشمنان آنها باشد وی را دوست و همکار می نامند ) و این مسئله از آنجا که فرخزاد روحیه ای به شدت ضد مجاهدین خلق و جریانات چپ داشته شاید قابل تامل در آن راستا به نظر آید .
اما با نگاهی دقیق به قتلهای زنجیره ای و وابستگی آنها به محفل حذف و سرکوب هاشمی رفسنجانی برایمان مشخص می شود که اظهارات و نقل قول اکبر گنجی میتواند درست باشد چرا که فرمان قتل سیامک سنجری نیز به عنوان مثال در دستور کار باند سعید امامی نبوده و سنجری همکاری امین برای وزارت اطلاعات بود و درست در ایامی به قتل رسید که حتی سعید امامی در لیست مدعوین عروسی وی بودند اما بخاطر خطرناک شدن وی برای خانواده علی فلاحیان و هاشمی رفسنجانی به قتل رسید آنسان که بانوی مومنه اشرف السادات برقعی به طرز بسیار فجیعی به قتل رسید ، وی نیز که همسر پسر عموی مصطفی پور محمدی معاون وقت وزیر اطلاعات و وزیر فعلی کشور و همچنین شوهر وی برادر زن آقای پور محمدی بوده تنها به آن دلیل به قتل رسید که نسبت به رویه هاشمی و خانواده وی در بین علمای قم و خاندان قدرت بد گویی می نموده و بشدت در موضع منتقد آنها عمل می نموده .
هیچ کدام از این قتلها نه قتل سنجری و نه قتل برقعی و نه قتل فرخزاد مورد نظر تیمهای ثابت عملیاتی وزارت اطلاعات نبوده و فرمان قتلشان مستقیما و بدون انجام روال همیشگی از سوی هاشمی به علی فلاحیان دستور داده شده و فلاحیان نیز به جوخه های قتل زیر نظر خود محول نموده است ، جرم فرخزاد آن بوده که به افشای عیش نوش محسن هاشمی فرزند فرمانده جنگ پرداخته و ایجاد این سئوال که چطور است جنگ برای فرزندان آقایان نیست و برای ملت ایران است و جرم برقعی اعتراض به ریخت و پاش و ثروت اندوزی هاشمی و خانواده اش بوده و جرم سنجری نیز اینکه گفته بوده » کسی جرات ندارد با من برخورد کند اگر روزی روزگاری سراغم بیایند رابطه خود را با محسن فلاحیان و فائزه هاشمی را فاش می کنم !»
نمی دانم هاشمی رفسنجانی اکنون که برای خود شخصیتی اصلاح طلب و میانه رو وحق به جانب ساخته است شب که سر بر بالین می گذارد چگونه وجدان خود را قانع می کند که روزگاری انسانهای بیگناه را که این سه تن بی شک قطره ای از دریا می باشند را به قتل رسانده است ؟!

اصالت:
http://www.goftaniha.org/2007/09/blog-post_25.html
                                                                          

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 10, 2008 در 11:41 ب.ظ.

نوشته شده در گزارش گفتگو جُستار

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: