حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

اعلام حمایت مشروط از اعتصاب غذای اکبر گنجی – ابراهیم نبوی

leave a comment »

با توجه به اعلام اعتصاب غذای جهانی توسط اکبر گنجی که مورد حمایت برخی عناصر مساله دار در داخل و خارج قرار گرفته و چه بسا که این طرح توسط عوامل وزارت اطلاعات رژیم ج.ا. علم شده است تا از طریق گرسنگی و تشنگی اپوزیسیون را از بین برده و خیال خود را راحت نماید، و با توجه به اینکه ما( یعنی من و سعید) قصد داریم در صورت پاسخ صادقانه اکبر گنجی در این اعتصاب غذای سراسری شرکت نمائیم، لذا ضمن طرح برخی سووالات که برای هفتاد و چند میلیون نفر از مردم ایران مطرح است، از ایشان می خواهیم که بدون بازی با کلمات و به صورتی صادقانه به سووالات ما تا سه ساعت دیگر پاسخ مثبت بدهند، تا ما شرایط بعدی مان را برای اعلام حمایت گسترده و جهانی ما (یعنی من و سعید) اعلام کنیم.

1) اکبر گنجی باید مرزبندی خود را با رژیم ج.ا. و عوامل آن از جمله رهبر حکومت معلوم کند و اعلام کند که آیا ولایت مطلقه فقیه را همچنان قبول دارد یا نه؟ و اگر می گوید خامنه ای باید برود، باید محل رفتن وی را بطور دقیق اعلام کند، تا همه چیز شفاف و روشن باشد.

2) اکبر گنجی باید اعلام کند که چرا با وجود اعتصاب غذای طولانی در زندان اوین همچنان زنده مانده است و چرا وزنش در مدت باصطلاح اعتصاب غذا تغییر نکرده و اگر تغییر کرده، این کاهش باصطلاح وزن دقیقا چقدر بوده است؟ گنجی باید دقیقا توضیح بدهد که چرا وقتی من و بسیاری از ایرانیان، مقالاتی برای درگذشت او در اثر اعتصاب غذا آماده کرده بودیم( مقاله «شیری که در قفس تکه تکه شد» نوشته اینجانب)، دست از اعتصاب غذا کشید و با این کار خود مانع چاپ نوشته های ما شد و از این طریق به دستگاه سانسور رژیم خدمت کرد.

3) وقتی من از کشور بیرون آمدم اکبر گنجی شانزده ساله بود و من او را نمی شناختم، وی باید توضیح بدهد در تمام این مدت که من نام او را نشنیده بودم کجا بود؟ و با چه کسانی بود؟ و چرا بود؟

4) گنجی باید دقیقا توضیح بدهد که چرا نامش اکبر است و کامران نیست؟ و چرا نام برادرش اصغر است و فرهاد نیست؟ و چرا نام همسرش معصومه است و نازیلا نیست؟ و در تمام این 27 سال چه رابطه ای میان گنجی و سازمان ثبت احوال رژیم ج.ا. وجود داشته و برای تغییر اسامی ایرانی باستانی چه کوشش های مذبوحانه ای در کارزار میان اسامی ایرانی و عربی توسط گنجی ها و حجاریان ها و دیگر ها ها به عمل آمده است.

5) اکبر گنجی باید توضیح بدهد که در تمام مدتی که در وزارت اطلاعات رژیم ج.ا. مشغول فعالیت بوده، چه موضعی در قبال شهادت روشنفکرانی که در قتلهای زنجیره ای حضور داشتند، داشته است و چرا حاضر نشده است اطلاعات خود را در مورد قتلهای زنجیره ای افشا کند؟ و از پنهان کردن روابط خود با قصابانی که فروهرها و مختاری ها را به شهادت رساندند، چه منظوری داشته؟ آیا کتاب عالیجناب سرخپوش گنجی برای این نوشته نشد که نقش رهبران رژیم و وزارت اطلاعات در قتلهای زنجیره ای پنهان بماند؟
6) اکبر گنجی در زمانی که زندانیان در سال 1367 اعدام می شدند( از جمله خود من) کجا بود؟ و آیا این اکبر گنجی همان حاج داوود که من یک بار وقتی داشتم تلفنی با برادرم حرف می زدم، نامش را شنیدم، نیست؟ و اگر اکبر گنجی، همان حاج داوود نیست، چه دلایلی برای این امر دارد؟ راستی میان حاج داوودی که اکبر گنجی به ختم او رفت با حاج داوودی که رييس زندان کرج بود و همين الان در بازار مشغول مسگری است و حاج داوود رشيدی [ که خود را گريم می کند و در فيلم بازی می کند] و حاج داوود های ديگر چه ارتباطی هست و رابطه خود را با حضرت داوود هم روشن کند.

7) چرا اکبر گنجی در سالهای اولیه کارزار خاتمی طرفدار اصلاحات( بخوانید خیانت به انقلاب ملت ایران) بود؟ و چرا وقتی فهمید اصلاح طلبان به جنبش ملت ایران خیانت کرده اند، به افشای این خیانت به صورت علنی نپرداخت؟ و اگر پرداخت چرا در شرایطی که اصلاحات داشت پیش می رفت، اصلاح طلبان را تنها گذاشت؟ و چرا وقتی به برلین آمد و رژیم آخوندی کارزار برلین را علم کرد و نیروهای پرخروش مطبوعات کشور را زندانی کرد، اکبر گنجی در آن شرایط چرا به جای افشای فشارهای رژیم بر مطبوعات مبارز و پرخروش کشور به زندان رفت؟ و چرا در زندان به جای اینکه از طریق همسرش در ملاقات های خود جنایات رژیم را در زندان افشا کند، کاری کرد که ممنوع الملاقات شود؟

8) با توجه به اینکه اکبر گنجی دعوت به اعتصاب غذا کرده است، چه تضمینی وجود دارد که بعد از دو روز کارزار اعتصاب غذای پرخروش که ممکن است برای جان هزاران ایرانی خطر مرگ داشته باشد، زندانیان سیاسی آزاد شوند و رژیم تغییر کند و اگر رژیم تا روز 16 ژوئیه همچنان برسرکار بود، آقای گنجی چه جوابی دارد که بدهد؟

9) اکبر گنجی باید پاسخ بدهد در شرایطی که هزاران ایرانی ممنوع الخروج هستند( از جمله اینجانب که تا یک سال بعد از خروج از کشور ممنوع الخروج بودم) چگونه از کشور خارج شده است؟ و آیا کسانی که او را به خارج از کشور فرستاده اند، همانها نیستند که پیش از این برای ترور مخالفان سیاسی نظام ج.ا. کسان دیگری را هم به خارج فرستادند؟ و چرا گنجی از طریق مسکو( بخوانید واشنگتن) که دارای روابط ویژه ای با ج.ا. است از کشور بیرون آمده و دولت ایتالیا باید پاسخ بدهد که به چه دلیل به گنجی ویزای ایتالیا را داده است و شهرداری فلورانس باید به تمام ملت ایران پاسخ بدهد که چگونه با پول بیت المال گنجی را به فلورانس دعوت کرده و به دنبال این دعوت چه قراردادهای استعماری میان ایتالیا و نظام آخوندی ج.ا. منعقد شده است؟

10) اکبر گنجی باید پاسخ بدهد که رابطه اش با منوچهر گنجی چیست؟ و آیا شایعاتی( بخوانید حقایق) که در این مورد وجود دارد، درست است یا نه؟ گنجی باید نظر صریحش را در مورد سلطنت و سلطنت طلبان بصورت روشن و آشکار بازگو کند. و اگر با سلطنت مخالف است، باید این نکته را صریحا اعلام کند. و اگر اعلام می کند که با سلطنت مخالف است، باید توضیح دهد که چگونه بخش وسیعی از ایرانیان را که طرفداران سلطنت هستند را در باصطلاح دموکراسی ادعایی اش نادیده گرفته است؟ و اگر طرفدار حضور سلطنت طلبان در آینده ایران است، چه پاسخی در مورد جنایات شاه خائن جلاد دارد؟

11) اکبر گنجی در نوشته های مختلف خود بارها از افرادی مانند هابرماس و کانت( بخوانید دکارت) نام برده است. آیا دست یازیدن به کسانی که هیچ موانست و همراهی با فرهنگ عظیم و تاریخ هشت هزار ساله ( بخوانید دوازده هزار ساله) ایران نداشته اند، خیانت به تاریخ فلسفه و فرهنگ و هنر ایرانی نیست؟ آیا می توان در اعتصاب غذای چنین افرادی که فرهنگ ایرانی را به باد دشنام گرفته اند و هرگز در سخنان خود یادی از بزرگان فرهنگ ایران نمی کنند و در عوض از کانت ها و هابرماس ها و هانا آرنت ها دائما کد می آورند، شرکت کرد. آقای گنجی! شما می خواهید ملت ایران را به کجا ببرید؟ آن هم به صورت گرسنه.

12) اکبر گنجی باید کلیه روابط خود را با باصطلاح دادستان دادگاه های( بخوانید بیدادگاه ها) فرمایشی، یعنی سعید مرتضوی روشن کند، کسی که دهها تن از اهل قلم را به زندان کشاند. چه علتی دارد که اکبر گنجی درست همزمان با اینکه مرتضوی به ژنو رفت، از کشور خارج شد؟ و چه توافق پنهانی میان این دو موجود بود؟

13) اکبر گنجی باید مرزبندی دقیق خود را با روحانیتی که قیام پرشکوه بهمن 57 را از دست انقلابیون دزدید، روشن کند. وی باید بگوید که نظرش در مورد انقلاب 22 بهمن چیست؟ و اگر با آن مخالف است چرا پس از اینکه اشتباه کرد متوجه اشتباه خود شد، و چرا قبل از اینکه اشتباه کند به این مساله پی نبرد؟ و اگر اشتباه کرده است باید صریحا بگوید. و اگر گفته است غلط کردم، باید توضیح بدهد که چرا غلط کرده است. وی باید مرزبندی دقیق خود را با نیروهای سازمان اقلیت- جناح چپ( منظورم صمد و حسین و رحمت تقوایی است). وی باید مرزبندی خود را با اصلاح طلبان هم مشخص کند. وی باید مرزبندی خودش را با برادرش هم بطور دقیق با همه ایرانیان روشن کند. وی باید نظر روشن و مشخص خود را راجع به هر نوع مرزبندی میان همه چیزهایی که از هم جدا هستند صریحا اعلام کند تا ما در دو روز اعتصاب غذا شرکت کنیم.

14) اکبر گنجی اعلام کرده است که برای آزادی رامین جهانبگلو و موسوی خوئینی ها و منصور اسانلو دست به اعتصاب غذای گسترده می زند، این در حالی است که افرادی مانند موسوی خوئینی ها که دادستان و رييس دانشجویان اشغالگران سفارت آمريکا[ بخوانید لانه جاسوسی] بود و روزنامه ضد انقلابی سلام را منتشر می کرد پس در جنایات رژیم دست داشته و فقط در شرایطی باید از زندان آزاد شوند که در دادگاه خلق محاکمه عادلانه و اعدام شوند. همچنین اگر قرار است فقط برای اصلاح طلبانی مانند رامین جهانبگلو و منصور اسانلو اعتصاب غذا بشود، چرا نباید برای کسانی مانند پیر مبارزه و مقاومت یعنی عباس امیر انتظام و جوان پرخروش احمد باطبی و مبارز پرشور یعنی ناصر زرافشان و اسوه مقاومت و ایثار، انصافعلی هدایت اعتصاب غذا کنیم؟ ممکن است کسانی مانند گنجی ها بهانه بیاورند و بگویند که این افراد در حال حاضر در درون زندان نیستند. آیا میلیونها ایرانی که ظاهرا در سلول زندان نیستند و در چنگال حکومت اسیراند، زندانی محسوب نمی شوند؟ آیا بزعم آقای گنجی مردم ایران هیچ مشکلی ندارند؟ آیا فقر و گرانی و بیداد و فساد و فروش زنان و دختران بیداد نمی کند؟ آیا کسانی که کلیه خود را به قیمت چهار میلیون تومان( به نقل از ایسنا) می فروشند، زندانی نیستند؟ آیا زنانی که حق حضانت فرزندان شان را ندارند، زندانی نیستند؟ و اگر همه اینها زندانی اند، رژیم هرگز در مقابل هیچ اعتصاب غذایی حاضر به آزاد کردن این همه زندانی نمی شود، پس زهی خیال باطل آقای گنجی! سرتان را زیر برف کرده اید؟ چقدر فریب و ریاکاری؟

من، در این شرایط حساس تاریخی، با در نظر گرفتن شرایط فوق با اعتصاب غذای سراسری ایرانیان در پهنه گیتی اعلام همبستگی می کنم و به محض اینکه آقای گنجی و اعوان و انصارش از این شرایط اعلام شده، که شرایط هفتاد میلیون ایرانی داخل و خارج کشور است، تخطی کند، بلافاصله اعتصاب غذای خودم را می شکنم و به اولین چلوکبابی می روم و دو پرس غذا می خورم و پس از بازگشت به افشای عوامل رژیم می پردازم.

گسسته باد زنجیرهای ستم و بیداد
شنبه 17 تیرماه
سیروس گلزار( بخوانید سید ابراهیم نبوی)

اصالت:
roozonline.com
                                                                        

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 10, 2008 در 1:57 ق.ظ.

نوشته شده در طنز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: