حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

محاکمه عوامل ساواک(2)

leave a comment »

روزنامه شرق؛ دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۳ – ۱۸ ربيع الثانى ۱۴۲۵ – ۷ ژوئن ۲۰۰۴ – سال اول – شماره ۲۰۸ 

سهيل آصفى:بيژن جزنى و عباس سورچى، هنگامى كه مشغول ردوبدل كردن دو اسلحه بوده اند، به وسيله ساواك تهران دستگير شده و به زندان قزل قلعه برده مى شوند. «من، اصولاً در كار بازجويى از بيژن جزنى و ساير افراد هيچ دخالتى نداشتم، اطلاعاتى را كه دارم خدمتتان عرض مى كنم فقط خاطره است. به خاطر اين كه حقايقى روشن بشود…» بهمن نادرى پور، در بخش ديگرى از سخنان خود به تفصيل از ماجراهايى كه براى على اكبر صفايى فراهانى و گروه او توسط ساواك به وجود آمده سخن مى گويد. اين شكنجه گر مشهور ساواك در متن دفاعيات تاريخى خود به نفوذ در هسته تشكيلات و روش دستگيرى ساواك نيز اشاره كرده است. به گفته تهرانى روش كار دستگيرى ساواك در آن موقع اين بود كه خودش به وسيله يك يا چند نفر، يك گروه را به وجود مى آورد و يك تعدادى را وارد اين گروه ها مى كرد و بعداً ضربه مى زد. «روش خنده دارى كه من فكر مى كنم از سال ۴۷ به بعد تقريباً ديگر تمام شده بود. مبتكر اين اعمال «على اصغر زمانى» بود كه اكنون فوت كرده.» فرد مورد اشاره تهرانى همان فردى است كه در جريان «خسرو روزبه» و پرونده هاى نظامى سال ۳۲ نيز فعال بوده است.

با نگاهى دوباره به متن دفاعيات بهمن نادرى پور (تهرانى) خيلى زود به دامنه عملياتى وسيع ساواك در مقطعى از زمان پى مى بريم: «در طى اين مدت، يك تعدادى از اعضاى «سازمان انقلابى» حزب توده نيز به تهران آمده بودند و به عنوان كادرهاى حزبى فعاليت مى كردند. هسته اى وجود داشت به نام هسته ۵ نفرى «سازمان انقلابى» كه ساواك توانسته بود، در اين هسته هم نفوذ كند، در همان ۵ نفر!» تهرانى در ادامه دفاعيات خود به كادرهاى مختلف سازمان انقلابى اشاره كرده و تاثيراتى كه اين افراد از وضعيت چين و كوبا و… مى گرفتند، او مى گويد: «خواسته ها و تمايلات مردم ايران همان طور كه همه مى دانيم، چيزهاى ديگرى بود.» تهرانى در متن اين دفاعيات تاريخى به سياهه اى از نام هاى ديگر نيز اشاره مى كند، از احوالاتشان مى گويد و نحوه تعاملات و برخورد ساواك با اين افراد از سياوش پارسانژاد، كورش لاشايى، موسى رادمنش، بيژن قديمى، عباس ارديبهشت، محمود صادقين، اردشير وحيد مجتهدى و…
تهرانى، به متن كيفرخواست خود اشاره مى كند، به آنجايى كه گفته مى شود او از جان و دل فعاليت خستگى ناپذير و صادقانه در ساواك عليه مردم داشته است. «اين حقيقتى است. من براى دوستان بهترين دوست بودم. براى همه اعضاى خانواده ام خوب بودم و متاسفانه براى ساواك هم جلاد خوبى بودم و اين براى من باعث تاسف است.»
در اولين جلسه دادگاه بهمن نادرى پور، او از سازمان هاى ديگرى كه در ايران آن دوران پا مى گيرند نيز نام مى برد. مثلاً «سازمان انقلابى»، كه گرداننده آن «سيروس نهاوندى» بوده است. فردى كه قبلاً در يك سازمان ماركسيستى وابسته به سازمان انقلابى خارج از كشور در ايران فعاليت مى كرد. «سازمانى كه در مصادره كردن بانك ايران و انگليس، شعبه تخت جمشيد دخالت داشت. سازمانى كه در حمله نافرجام به سفير آمريكا دخالت داشت. سازمانى كه معتقد به مبارزه مسلحانه بود. سازمانى كه معتقد بود بايد با ايجاد پايگاه ها در روستاها، مبارزه را از روستاها شروع بكند، سازمانى كه با به دست آوردن سلاح مجاز يا غيرمجاز از طريق كانال هايى كه داشت خودش را آماده مى ساخت. سيروس نهاوندى و اعضاى سازمان او دستگير شدند، اما سيروس معامله كرد، اما من معامله نمى كنم…»
آن گونه كه تهرانى روايت كرده است، گويا، سيروس نهاوندى از داخل زندان به او پيغام مى دهد و مى گويد، من حرفى دارم و مى خواهم صحبت كنم، تهرانى به ديدن او مى رود، نهاوندى مى گويد، مطالب و اطلاعاتى دارم كه با گفتن آن اطلاعات تخفيفاتى مى خواهم… تهرانى، ضمن ابراز اين مطلب كه زندانيانى كه مرا مى شناسند، مى دانند من اگر به كسى قول دادم، سرقول خودم بودم، به سيروس نهاوندى مى گويد، در حد من نيست كه به تو قول بدهم…
به هر ترتيب، تهرانى اطلاعات را از نهاوندى مى گيرد و آن را به مراتب بالا گزارش مى دهد. «ديگر نگذاشتند، سيروس را ببينم، سيروس را به يك محل خاصى بردند و گفتند غير از ناصرى، كس ديگرى نمى تواند با او تماس بگيرد.» نتيجه معامله اى كه سيروس نهاوندى كرد، اين بود كه هيچ كدام از اعضاى سازمانش با توجه به آن فعاليتى كه كرده بودند اعدام نشدند.
به هر حال، سيروس نهاوندى را، طى يك طرح از بيمارستان ۵۰۱، خودشان فرارى دادند و براى اين كه ظاهرسازى كرده باشند، چند روزى نگهبانان را هم زندانى كردند و سيروس بعداً با سازمان انقلابى تماس گرفت و مجدداً سازمانى را به وجود آورد كه باز هم همان سازمان به اصطلاح ساختگى كه دستگاه اطلاعاتى براى كسب خبر از آن استفاده مى كرد، در سال ۵۵ ضربه خورد و افرادش دستگير شدند و با همه اين توضيحات و تفصيلات است كه در اولين جلسه دادگاه، شكنجه گر مشهور ساواك در ساعت ۲۵:۱ دقيقه عصر روز ۲۴ خرداد ماه ۱۳۵۸، اعلام تنفس مى شود و جلسه بعد به بعدازظهر همان روز موكول مى شود. پيش از آنكه به شرح ماوقع دومين جلسه دادگاه و اعترافات تكان دهنده تهرانى در اين جلسه بپردازيم بايد به پرسش ديگرى كه خبرنگار كيهان آن روزگار پيش از شروع محاكمه متهمين از تهرانى كرده است نيز اشاره كنيم. خبرنگار از تهرانى مى پرسد، چند نفر از افرادى را كه زير دست شما شكنجه شدند نام ببريد؟ او پاسخ مى دهد «اگر بخواهم اسم كسى را ببرم، فكر مى كنم حالت قهرمان پرورى پيدا كند… علاوه بر آنچه كه شايع است، من زياد بازجويى نكردم، من بيشتر در مورد كار جمع آورى بودم، بيشتر در مورد مسائل كمونيستى مبارزه مى كردم.»
و اما فريدون توانگرى (آرش) نيز پيش از آغاز محاكمه در مورد شروع كارش در ساواك مى گويد، «من سرباز بودم كه براى من دعوت نامه آمد، چون جايى براى استخدام نداشتم، فكر كردم اگر در اين دستگاه بيايم، مى توانم خدمت بكنم. سال ۵۲ وارد ساواك شدم. نمى دانستم كسى كه داخل اين دستگاه مى شود قربانى مى شود و به چه صورت از او استفاده مى كنند.» او در پاسخ به اين پرسش كه سمت شما در ساواك چه بوده است؟ مى گويد: يك مدت بررسى كننده بوده، بعد بازجو شده و در كميته بوده است.
زمانى كه از «آرش» پرسيده مى شود، چند نفر زيردست شما شهيد شدند؟ او تنها به ذكر يك واژه بسنده مى كند: «هيچ كس!». او پيرامون افرادى كه در رده هاى بالا قرار داشته و توسط او مورد بازجويى قرار گرفته اند عنوان مى كند، آنهايى كه در رده هاى بالا بودند، سر بازجوها، بازجويى مى كردند… و اما دومين جلسه دادگاه انقلاب اسلامى تهران، جهت رسيدگى به كيفرخواست دو نفر از متهمين ساواك كه شرحشان پيش از اين رفت، در ساعت ۶ بعدازظهر شنبه، ۲۶ خرداد ماه ۱۳۵۸، در مسجد زندان قصر تشكيل مى شود.
وى در مورد جزئيات اعدام گروه ۹ نفره مى گويد: «تشكيل كميته چند نفرى اوين در مهر ماه سال ۴۹، در ابتدا به خاطر شناختن دانشجويانى بود كه در محيط هاى آموزشى به مناسبت رسيدن ۱۶ آذر دست به تظاهرات مى زدند و چون در سال هاى ۴۸-۴۷ اعتصابات و تظاهرات گسترده اى در دانشگاه ها و آموزشگاه هاى سراسر كشور به وقوع پيوسته بود، سپهبد ناصر مقدم، مديركل وقت اداره كل سوم براى پيشگيرى، دستور تشكيل آن كميته را داده ولى من هنوز جزء اعضاى آن نبودم.» كميته اى كه تهرانى در دفاعيات خود به تفصيل پيرامون آن سخن مى گويد، تعدادى از دانشجويان و فارغ التحصيلان دانشگاه ها را كه مورد سوءظن بوده اند، دستگير و در بازرسى از منزل چند نفر از آنها تعدادى نشريات ماركسيستى، كتب مختلف، چند نسخه نشريه طوفان، ارگان سازمان ماركسيستى، لنينيستى طوفان و يك نوشته بسيار ريز را كه از زندان بيرون داده شده بود كشف كرده است…
«بر اثر گزارش رضا عطارپور، معروف به دكتر حسين زاده و دستور پرويز ثابتى معروف به «مقام امنيتى» به اين كميته مامور شدم و حسين زاده در آن موقع رئيس بخش ۳۱۲ بود و بخش ۳۱۲ مربوط به مسائل مذهبى و جبهه ملى مى شد.»
تهرانى ضمن برشمردن چگونگى ارتباط گرفتن و ردگيرى گروه جنگل و ارتباطات على اكبر صفايى فراهانى و محمد صفارى آشتيانى با جبهه خلق براى آزادى فلسطين (گروه جورج حبش كه اعتقادات ماركسيستى داشت و مورد حمايت اتحاد شوروى بود) از روزى ياد مى كند كه هادى بنده خدا لنگرودى با دو قبضه اسلحه به قريه شب حسن بلاد فرستاد مى شود تا ايرج نيرى را تجهيز كرده و به اتفاق به تيم كوه ملحق شوند تا در حمله به پاسگاه شركت كنند. «وى پس از ورود به قريه سراغ خانه ايرج نيرى را مى گيرد ولى چون نيرى قبلاً دستگير و مردم قريه نيز توسط ژاندارمرى و ساواك رشت، توجيه شده و گفته بودند كه آنها كمونيست هستند، او را در ميان گرفته و درصدد دستگيرى وى برمى آيند…» در ميانه همين حوادث است كه هادى بنده خدا لنگرودى با تيراندازى هوايى به سوى رودخانه فرار مى كند.
مردم با سنگ به او حمله مى كنند و با زدن سنگ به سرش وى را بى حال و دستگير كرده و به پاسگاه سياهكل تحويل مى دهند… «مامورين پاسگاه بلافاصله جهت تحويل وى به پاسگاه گروهان لاهيجان حركت مى نمايند، در اين فاصله كه اعضاى تيم كوه از دير كردن هادى بنده خدا لنگرودى، نگران شده بودند، به جاده ديلمان _ سياهكل آمده و متوجه مى شوند كه هادى دستگير و به پاسگاه برده شده است. به همين مناسبت براى آزادى هادى، ساعت حمله را جلو انداخته و با تصاحب مينى بوس مسافركش محلى به سياهكل آمده و به پاسگاه حمله مى كنند…» به هر روى، درگيرودار همه اين تعقيب ها و گريزها است كه سه چريك به وسيله مردم روستاى مذكور دستگير و به مامورين ژاندارمرى تحويل مى شوند. گفته شده است كه در جريان دستگيرى اين سه نفر، چشم على اكبر صفايى فراهانى به شدت مجروح و يك ميله آهنى به شش جليل انفرادى فرو كرده بودند.
• بازجويى از چريك ها آغاز مى شود
تهرانى در دفاعيات خود به تفصيل پيرامون چگونگى شكنجه آنها سخن گفته است.
تهرانى در اين دفاعيات جزئيات اعدام گروه ۹ نفرى را نيز به تفصيل شرح مى دهد و مى گويد: «رسولى و حسينى زودتر حركت كردند و بعد از نيم ساعت به سوى قهوه خانه راه افتاديم و به قهوه خانه رسيديم. رسولى و حسينى، زندانيان را تحويل گرفته و سرهنگ وزيرى در حالى كه لباس نظامى به تن داشت خود را آماده كارزار با عده اى كرده بود كه هم دستشان بسته بود و هم چشم شان.»
«تهرانى» ادامه مى دهد: «با راهنمايى او و به دنبال مينى بوس حامل زندانيان به بالاى ارتفاعات بازداشتگاه اوين رفتيم و سرهنگ وزيرى با بى سيم گفت، هيچ كس اجازه ندارد تا دستور ندادم بالا بيايد…
زندانيان را پياده كرده، به رديف روى زمين نشاندند، در حالى كه دست ها و چشمانشان بسته بود. سپس «رضا عطارپور» فاتحانه پاپيش گذاشته و گفت همان طور كه شما و رفقاى شما در دادگاه هاى انقلابى خود، رهبران و همكاران ما را محكوم كرده و حكم را اجرا مى كنيد، ما هم شما را محكوم كرده و مى خواهيم حكم را اجرا كنيم. بيژن جزنى و چند نفر ديگر به اين عمل اعتراض كردند.»
تهرانى، اظهار مى دارد: اولين كسى كه رگبار مسلسل را به سوى آنها مى بندد، سرهنگ وزيرى بوده است و آنگونه كه اين شكنجه گر ساواك عنوان كرده است، از آنجايى كه گفته اند همه بايد شليك كنند، او نفر چهارم يا پنجم است كه شليك مى كند (دادگاه در اين زمان كاملاً متشنج مى شود) چريك هاى جوان به خون مى نشينند و جليل سعدى اصفهانى بالاى سر يك به يك آنان رفته و تير خلاص را شليك مى كند. «تهرانى» در سومين جلسه علنى دادگاه انقلاب اسلامى تهران نيز به تفصيل توضيحاتى را پيرامون برخى ديگر از اقدامات و عمليات ساواك ارائه مى دهد.
شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامى تهران در ششمين و هفتمين جلسه دادرسى خود، به اتهامات متهم رديف دوم فريدون توانگرى، معروف به آرش نيز رسيدگى مى كند.
درباره نحوه شكنجه و رفتار آرش با زندانيان سياسى، حرف و سخن بسيار است. وى در جلسه دادگاه نيز برخلاف تهرانى كه در بسيارى از موارد به ذكر جزئيات اقدامات خود پرداخته است بيشتر به كليات بسنده كرده است. آرش در بخشى از دفاعيه خود مى گويد: «من در اينجا قصد دفاع از خودم را ندارم. من اينك متوجه اشتباه خود شده ام كه خيلى دير است ولى شرح حقيقت را بايد گفت… من در ساواك مقامى نداشتم و كارمندى زير دست من نبود كه دستور بدهم. اگر منظورم حسينى است، حسينى مسئول اتاق شكنجه بود. ولى من به شكنجه كردن اعتراف مى كنم. سلسله مراتب و مقام ها ميزان شكنجه هاى افراد را تعيين مى كردند…»
آرش، شكنجه گرى كه به گفته خود از ۲۳ سالگى وارد ساواك مى شود، توضيحاتى نيز در مورد استعمال بطرى براى شكنجه متهمين در دفاعيات خود ارائه داده است:
«در تابستان ۵۳ بود كه عضدى مرا خواست و گفت كارهايت را انجام بده تا به يك ماموريت برويم. گفتم چرا من، من كه تازه كار هستم. گفت امكان دارد طولانى باشد. قبول كردم با ناصرى به بروجرد رفتيم. در راه مرا توجيه نمودند كه دكتر هوشنگ اعظمى دوباره فعاليت مى كند. و وقتى به مقصد رسيديم، افراد را دستگير كردند و تحت شكنجه قرار داديم. روز دوم بود كه يك مردى را دستگير كردند و آوردند و به تخت بستند و يك بطرى آوردند كه قصد اعمال آن را داشتند. زمانى كه متوجه هدفشان شدم تعجب كردم. خواستم از اتاق بيرون روم، ناصرى مرا مسخره كرد و با حالت تمسخرآميز موضوع را فيصله داد…» آرش همچنين درباره كشيدن ناخن و سوراخ كردن زير ناخن نيز توضيحاتى مى دهد. گفته شده است كه «آرش» با مشت و لگد به جان دختران مبارز مى افتاده از آنها بازجويى مى كرده كه برخى از آنها براثر فشار و شكنجه دچار خونريزى مى شده اند و…
يكشنبه- سوم تيرماه يك هزار و سيصد و پنجاه و هشت- سرانجام، شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامى تهران پس از ۹ جلسه رسيدگى و سه روز مشاوره يك روز پيش از تاريخ ذكر شده راى خود را درباره ۲ نفر از ماموران مشهور شكنجه ساواك به اسامى مستعار «تهرانى» و «آرش» اعلام مى كند. متهم رديف اول بهمن نادرى پور، فرزند عباس، معروف به تهرانى مفسدفى الارض شناخته شده و به اعدام محكوم مى شود.متهم رديف دوم، فريدون توانگرى، فرزند محمد با نام مستعار آرش نيز مفسدفى الارض شناخته شده و به اعدام محكوم مى شود.در راى نهايى دادگاه انقلاب به جرم هاى اين افراد نيز در موارد مختلف اشاره شده است.حكم اعدام اين افراد، در بامداد تاريخ مذكور (مقارن ساعت يك بامداد) به مرحله اجرا در مى آيد.
منبع:روزنامه كيهان- شماره هاى بهار ۱۳۵۸
پايان

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 9, 2008 در 9:07 ق.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: