حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

ماجرای قتل خانم فرزين مقصود لو و شبنم حسينی

leave a comment »

برگرفته از نشريه پيام هاجر
عبدالناصر مهيمنی مدرس زبان و روزنامه نگار …. در گزارش مفصلی با عنوان قتلهای مشکوک ، جنايات زنجيره ای ؛ گرگان هم بی نصيب نبوده است ……. . خانم فرزين مقصودلو ( 48 ساله ) و خواهرزاده اش شبنم حسينی ( 21 ساله ) در تاريخ 1/8/1375 ، با وارد آمدن 10 تا 17 ضربه کارد به هر يک به وضع فجيعی به قتل رسيدند، به طوری که شاهرگ گردن شبنم حسينی بريده شده بود. خانم فرزين مقصودلو از خانواده ای مرفه بود که به فعاليت های خيرخواهانه شهرت داشت. در اوايل پيروزی انقلاب بخشی از اموال آنها به حکم نهادهای انقلاب مصادره شد. وی پس از مدتی اقامت در خارج از کشور در تاريخ 28/2/1375 وارد ايران شد، اما در تاريخ 14/3/1375 زمان خروج از کشور، به او اطلاع دادند ممنوع الخروج شده است و بايد به يک ساختمان امنيتی در شمال تهران مراجعه نمايد.
در گزارش عبدالناصر مهيمنی آمده است :

ـ در پيگيری ها و مراجعات بعدی که عمدتاً در گرگان انجام می شده، فرزين در می يابد که حداقل سه نهاد دولتی ( اداره اطلاعات گرگان، دادسرای انقلاب اسلامی گرگان و اداره گذرنامه گرگان ) در تلاقی و همفکری و همکاری با هم ، پاسخگويی به او را از اداره ای به اداره ديگر و از روزی به روز ديگر موکول می کنند ، در حالی که بعضی از همان کارکنان نهادهای مذکور ، در خارج از اداره و از طريق تلفن و نيز از طريق مردی به نام ( مظفر.ح ) به بحث در باره دريافت مبالغی برای گشايش کار او و يا در باره تحولات احتمالی ( رشوه ) مشغول بودند.

ـ شايعه بسيار قوی وجود داشته که بعضی افراد منتسب به مقامات امنيتی که از خروج فرزين از کشور ممانعت می کردند و گذرنامه اش را نمی دادند در صدد تهيه پرونده ای سياسی برای وی بوده اند و بعضی ديگر ( يا همان افراد ) مبلغی را برای گشودن گره کار از او طلب می کرده اند.

ـ چند تن از مقامات امنيتی محلی در مکان های امنيتی و دولتی ( از جمله دادسرا و دادگاه انقلاب اسلامی و اداره گذرنامه در گرگان ) و يا در منزل فرزين با وی مذاکرات و مباحثاتی داشته اند.

ـ يک مقام قضايی در گرگان که حاضر به افشای نام خود نيست ، به اين خبرنگار گفته است که تا آنجا که می دانم و براساس برخی شواهد، افرادی که اين دو زن را به قتل رسانده اند، حرفه ای و دارای ارتباط های امنيتی در مرکز بوده اند و ظاهراً اصل پرونده اين قتل ها نيز در تهران تشکيل شده است.

ـ هيچ گونه سرقت يا فقدان اثاثيه از محل وقوع جنايت گزارش نشده است.

ـ قاتلان بنا داشتند به طور خصوصی با فرزين ملاقات نمايند ، اما به خواست يا اصرار فرزين که کسی از نزديکانش نيز در ملاقات حاضر باشد، طرف های مذاکره ( قاتلان ) پيشنهاد می دهند که خواهرزاده اش شبنم را همراه بياورد و اين پيشنهاد ظاهراً به اين دليل بوده که شبنم قبلاً يک بار در محل ملاقات ديگری ( گويا منزل خانواده شبنم ) آن افراد را با خاله اش ديده، با چهره هايشان آشنا بوده و حتی از آنان پذيرايی نموده است.

ـ مردی گرگانی به نام ( مظفر.ح ) به نحوی هم با قاتلان و هم با مقتولان تماس داشته است. او طی حدود 6 ـ 5 ماه تماس و رفت و آمد ، از مشکلات فرزين و برنامه تماس ها و ديدارهای قاتلان با 2 زن مقتوله و به ويژه از ديدار شب حادثه نيز آگاهی داشته و در آخرين ملاقات به منزل مجاور که متعلق به برادر فرزين بوده وارد شده و به همراه ساير ساکنان آپارتمان منتظر و مواظب اوضاع بوده است . اين مرد که اکنون در گرگان زندگی می کند ، قبلاً چندين سال در خارج از کشور ( ظاهراً آمريکا ) زندگی کرده است. او ارتباطات و همکاری هايی نيز با برخی مقامات امنيتی محلی داشته است. بستگان مقتولين می گويند و از جميع شواهد نيز چنين احتمال می رود که او تا حدی نقش رابط يا جاسوس دو جانبه را بازی می کرده است. ( مظفر.ح ) پس از اين جنايت دستگير شد و چندين ماه ( ظاهراً حدود 8 ماه ) در زندانی غير رسمی در تهران محبوس بوده و سپس بدون محاکمه ای مشخص ، آزاد شد. او مدعی است در اين مدت در زندان و تحت آزار بوده و حتی گفته است که در مدتی که در اختيار مأموران امنيتی قرار داشته است ، جانش در خطر بوده ، بيم و هراس داشته و هر لحظه احتمال می داده است که او را مسموم کنند يا به نحوی ديگر به قتل برسانند. بعضی از کسانی که مظفر.ح را از گذشته مي شناختند، اکنون به او بسيار مشکوکند و به او به چشم خبرچين نگاه می کنند.

ـ پيگيری ها و تلاش های سيد احسان حسينی ، پدر شبنم ، و مراجعات مکرر مکتوب ، تلفنی و حضوری وی به دفاتر مقام رهبری ، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رييس قوه قضاييه ، برای رسيدگی به پرونده و دريافت کمک برای يافتن قاتلان و محاکه آنها ، بسيار وقت گير و کلافه کننده بوده و تا کنون عملاً ثمر چندانی نداشته است …… .

ـ در پاسخ به پيگيری های سيد احسان حسينی ، بازپرس شعبه سوم دادسرای نظامی تهران ، در تاريخ 18/3/1378 ( 32 ماه پس از وقوع جنايت ) خطاب به دادستان نظامی تهران نامه ای با موضوع قرار منع پيگرد و عدم صلاحيت نگاشته است.

ـ در تمام طول 5ـ4 ماه مراجعه و تماس فرزين با مقامات قضايی و امنيتی ، هرگز اتهام مشخصی به وی منتسب نشد و هرگز دادگاهی تشکيل نگرديد و هيچ گونه حکم قضايی عليه وی صادر نگرديد. بنابر اين هر بار که واسطه ها و يا مأموران منتسب به نيروهای اطلاعاتی و امنيتی وعده رفع مشکل می دادند و يا قرار مذاکره درباره آن تعيين می کردند، او ( فرزين ) به حل موضوع و رفع سوء تفاهم اميدوار می شده است. آخرين ديدار فرزين با مذاکره کنندگان که لحظاتی قبل از وقوع جنايت انجام شد نيز به آن جهت از سوی فرزين پذيرفته شد که چند روز قبل ( در 27/7/1375 ) به او گفته بودند که جواب قطعی و احتمالاً مثبت درباره اجازه خروج وی از کشور را سه روز ديگر ( يعنی روز وقوع جنايت 1/8/1375 ) به وی خواهند داد.

ـ در هيچ زمانی و در هيچ موردی گزارش نشده است که افراد غير دولتی به طرز مشکوک با فرزين و شبنم در تماس بوده باشند. از سوی نهادهای انتظامی و امنيتی گرگان ، هيچ فرد غير دولتی دستگير و متهم نشده و حدود 3 سال است که هيچ تلاش آشکاری برای شناسايی و دستگيری مظنونين به اين جنايت صورت نگرفته است.

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 9, 2008 در 9:30 ق.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: