حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

قتل رهبران مسيحی در تهران ادامه سناريوی مشهد

leave a comment »

توضيح : سه تن از رهبران مسيحی ايران در سال 1373 توسط مأموران وزارت اطلاعات به قتل رسيدند. ابتدا انگشت اتهام در طی يک نمايش تلويزيونی به سوی سازمان مجاهدين نشانه رفت . ولی بعد از دستگيری سعيد امامی و همکارانش مشخص شد که قاتلين ، همان کادرهای وزارت اطلاعات هستند . آنچه پيش رو داريد ، اطلاعاتی است که از سوی نهادهای حقوق بشری و بين المللی منتشر شده است .
به نقل ازگزارش گاليندوپل( نماينده کميسيون حقوق بشر سازمان ملل) به نقل از نشريه ايران زمين شماره 8 پنجشنبه 23 تير ماه 1373
ـ راديو کلن ( 17 تير ) گفت : دولت فرانسه از کنفرانس سران 7 کشور صنعتی جهان در ناپل ايتاليا خواسته است تا بررسی ترور کشيشان ايرانی را در دستور کار قرار دهند.
ـ به گزارش رويتر ( 19 تير ) کنفرانس سران 7 کشور صنعتی جهان و روسيه با صدور« يک اطلاعيه رسمی » اعلام کردند : « طرز برخورد ايران با تروريسم مخالف تلاشهای بين المللی در جهت صلح و ثبات است و از تهران خواستند رفتارش را تغيير دهد ».

ـ در مجلس اعيان انگلستان تعدادی از نمايندگان ضمن ابراز نگرانی و تنفر از قتل دو کشيش ايرانی از دولت بريتانيا خواستار اقدامات قانونی برای جلوگيری از اذيت و آزار اقليتهای مذهبی در ايران و نقض عمومی حقوق بشر در ايران شدند. خانم ليندا چاکر ، وزير مشاور در امور خارجی انگلستان ، ضمن اظهار تأسف از اين واقعه گفت دولت بريتانيا خواستار آن است که آقای گاليندوپل دوباره بتواند از ايران ديدار نمايد. لرد ايوبری ، رئيس گروه حقوق بشر پارلمان انگلستان ، با خواندن اين جمله از سرمقاله تايمز 16 تير : « دستهای ملايان در تهران به خون کشيشان آغشته است » ، پرسيد آيا وزير مطلع است که رژيم ملايان ، اکنون با متهم ساختن ديگران به قتل هايی که خودش مرتکب شده ، در حال مخدوش کردن جنايت خود می باشد ؟

آقای آنتونی کومبز ضمن ملاقات حضوری با کاردار سفارت رژيم در لندن ، موضوع سفر گاليندوپل به تهران را مورد تأکيد قرار داد. چند نماينده ديگر پارلمان انگلستان يک « قطعنامه اضطراری » تقديم پارلمان کردند و « از دولت خواستار شدند که از کرسی بريتانيا در شورای امنيت سازمان ملل استفاده کرده و از سازمان ملل خواستار اقدامی فوری عليه رژيم ايران گردد ، اقدامی که شامل تحريم بين المللی تسليحات و بايکوت نفت ايران باشد ».

ـ در هلند تعدادی از نمايندگان پارلمان طی نامه های رسمی از وزير خارجه اين کشور خواستار توضيح در مورد قتل اسقفها در ايران و اعتراض دولت هلند به رژيم ايران شدند. هم چنين در سوئد آقای آلن سونسون ، نماينده پارلمان ، با ارسال نامه به سفارت رژيم در استکهلم ، مراتب اعتراض خود را اعلام نمود.

بنا به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی ، شماره 18 تير ، يک مقام امنيتی مدعی شد که « بر اساس اعترافات منافقين دستگير شده ، آنها هم چنين در نظر داشتند دفاتر بازرگانی چند کشور مهم خارجی را که روابط بازرگانی خوبی با ايران دارند ، بمب گذاری کنند » از جمله « دفاتر هواپيمايی لوفت هانزا و بريتيش ايرويز را بمب گذاری و منهدم کنند ». سپس با صدور « اطلاعيه هايی » آن را به گردن رژيم بيندازند ».

ـ به گزارش راديوهای خارجی در 19 تير ، « چند روز پس از آن که جسد دو روحانی مسيحی در در يک پارک جنگلی در نزديکی تهران کشف شد ، مقامات حکومت اسلامی اعلام کردند که اين اجساد را تنها پس از اجرای کالبد شکافی ، به بستگان آنها خواهند سپرد تا بتوانند رسم تدفين را طبق باورهای مذهبی خويش به عمل آورند. هنوز معلوم نيست که چرا کالبدشکافی تاکنون به پايان نرسيده و چه لزومی دارد که اجساد هم چنان در اختيار آزمايشگاه تحقيقات جنايی باقی بماند. انجمنهای مذهبی مسيحی در بسياری از کشورهای جهان مسئوليت قتل اين دو روحانی را متوجه حکومت اسلامی می دانند و عقيده دارند که آن دو تن به علت فعاليتهای مذهبی خود ربوده شده و به قتل رسيده اند.

ـ کشيش ميکائيليان گفته بود : « رژيم» حاکم بر ايران يک ديکتاتوری مذهبی و همانند نازی ها می باشد » سازمان عفو بين الملل خواستار انجام تحقيقات فوری پيرامون ترور دو کشيش در تهران شد….

يک سازمان مسيحی در سويس به نام پورت اورت ( درهای باز ) ضمن درخواستی مشابه ، اعلام کرد که هنوز 5 تن از فعالان مذهبی مسيحی در ايران مفقودالاثر هستند و نگرانی شديدی در مورد سلامتی جان آنها وجود دارد. روزنامه هت پارول چاپ هلند ( شماره 16 تير ) که بيانيه پورت اورت را منعکس کرده افزود : « سه سال پيش کشيش ميکائيليان که به دعوت يک گروه مسيحی برای بازديد به هلند آمده بود گفته بود : رژيم حاکم بر ايران يک ديکتاتوری مذهبی و همانند نازيهاست ».

گروه حقوق بشر « سازمان جوييلی » مستقر در بريتانيا نيز خواستار تحقيقات توسط سازمان ملل و اعتراضش به رژيم ايران شد.

سازمان عفو بين الملل سوئد يک : « گروه واکنش سريع برای رسيدگی به مسأله قتل رهبران مسيحی ايرانی » تشکيل داد و از کليه اعضای سازمان عفو بين الملل خواست که اعتراض خود را به سفارتخانه های ايران در همه جای جهان با فاکس ، تلگرام و نامه ارسال دارند ( روزنامه سوئدی داگن ـ 18 تير )

در آمريکا مسئول بخش خاورميانه سازمان هيومان رايت در مورد علت قتل کشيشان پروتستان در ايران گفت : رژيم برای مقابله با گزارش گاليندوپل مبنی بر « وضعيت ناهنجار اقليتهای مذهبی در ايران …» بيانيه هايی به امضای رهبران جوامع مذهبی اقليت در ايران ، از جمله زرتشتی ، آسوری و برخی جوامع مسيحی رسانيده بوده که در آنها گفته شده بود که از آزادی کامل برخوردار هستند. ولی تنها گروهی که حاضر به امضای چنين بيانيه ای نشد ، گروه پروتستانها بود که آقای ديباج و هوسپيان مهر و آقای ميکائيليان عضو آن بودند.

يک مقام عاليرتبه ايانی کليسای مسيحيت در خارج از کشور در مصاحبه با بخش فارسی راديو فرانسه ( 15 تير ) گفت : « چند ماه پيش وقتی ديداری با سران کليساهای ايران شد ، از طرف حکومت به آنها گفته شد که اين آخرين کريسمس است که مسيحيان در ايران انجام خواهند داد ».

شمار زيادی از رهبران مسيحی در ايران که نخواستند که نامشان برده شود در تماس با خبرگزاريهای خارجی حکومت اسلامی را به قتل کشيش ميکائيليان و کشيش مهدی ديباج متهم ساختند …. رهبر جامعه مسيحيان پروتستان در فرانسه ، اسقف ژاک استوارت ، امروز با انتشار بيانيه يی خواستار ديدار با سفير حکومت اسلامی در پاريس شد تا درباره قتل اسقف ميکائيليان با وی گفتگو کند ».

ـ گاليندوپل ، گزارشگر ويژه کميسيون حقوق بشر ملل متحد ، در گزارش 13 فوريه 91 خود به کميسيون ، 15 پاراگراف را به محدوديتها و فشارهايی اختصاص داده است که بر مسيحيان ايران اعمال می شود . از جمله در پاراگراف 262 گفته شده است « مهدی ديباج ، که 25 سال قبل به مسيحيت گرويد ، کماکان در تهران زندانی است. او در سال 1983 در شهر بابل دستگير شد و تا زمانی که کليسا مبلغ بيست هزار دلار آمريکايی به عنوان وثيقه برای آزادی موقت او پرداخت ، در بازداشت به سر می برد. او مدت کوتاهی پس از آزادی ، دوباره دستگير شد و گفته می شود مورد شکنجه قرار گرفت تا مجبور شود از مسيحيت رو بگرداند ». در همين گزارش از اعدام حسين سودمند ، کشيش کليسای « جماعت ربانی » در مشهد ، در سال 90 ، از دستگيری کشيش کليسای انجيلی تبريز در سال 90 ، از بستن کليسای ساری در سال 88 ، از دستگيری يک کشيش « جماعت ربانی » اهواز در سال 87 ، و بعد جانشين او ، و سرانجام ضبط کليسا از طرف رژيم ، و از بستن مرکز تعليمات مسيحی در شمال شهر تهران در سال 89 سخن رفته است.

گاليندوپل در گزارش بعديش ، به تاريخ 2 ژانويه 92 ، بر اجبار مغازه داران آسوری به اعلان اعتقاد مذهبی خود در ويترين مغازه شان ، و نيز اجبار همه اقليتهای مذهبی به رعايت مقررات حجاب اسلامی در مدارس دخترانه خود تأکيد کرده است. در گزارش بعدی او ، به تاريخ 28 ژانويه 1993 ، از حبس و شکنجه کشيش کليسای انجيلی تبريز ، انحلال انجمن انجيلی ايران و بسته ماندن کتابفروشيهای مسيحی ، از زندان مجرد مهدی ديباج ، از زندانی و شکنجه شدن ده تن از 15 کشيش « جماعت ربانی » از سانسور تمام فعاليتهای مسيحيان توسط وزارت ارشاد گزارش شده و از اين که مسيحيان ارمنی و آسوری حق ندارند دعاها و کتابهای مذهبيشان را با صدای بلند بخوانند ، کتابهای مذهبيشان را چاپ کنند و در محلهای عمومی به فروش بگذارند ، در اعياد مذهبيشان در خيابان جمع شوند يا جريان آن را از راديو و يا تلويزيون پخش کنند يا تصويرش را در روزنامه چاپ کنند و ….

در 23 ديماه گذشته خبر صدور حکم اعدام مهدی ديباج توسط رژيم منتشر شد. اين خبر بلافاصله واکنش وسيع و شديدی را برای نجات جان او بر انگيخت. کسی که در اين راه بيشترين فعاليت را از خود نشان داد و دست آخر از جان مايه گذاشت ، کشيش هايک هوسپيان ، مسئول کليسای « جماعت ربانی » تهران بود. او برای افشای شرايط طاقت فرسای مسيحيان ايران در حکومت استبدادی آخوندها ، به بسياری از مجامع و مراجع مسيحی جهان نامه نوشت و تقاضای کمک کرد. او نوشت « دادگاه ، کليسای گرگان را تعطيل کرده است. پنج مسيحی ساعتهای متمادی چنان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند که محبور شدند اعتقاد خود به مسيح را انکار کنند. آنها در مصاحبه های تلويزيونی که تحت اجبار انجام داده اند ، گفته اند که ساير مسيحيان ايرانی نيز گول خورده اند. در مشهد محمد سپهر ، از طرف مقامها تحت فشارها و تهديدهای زيادی است… در اصفهان کشيش جرج چند بار مورد بازجويی قرار گرفته است …. در کرمانشاه کشيش ويلسون و بعضی از اعضای آسوريش مورد ضرب وشتم قرار گرفته اند و ساعتهای متمادی آنها را از پا ، از سقف آويزان کرده يا با کابلهای ضخيم شلاق زده اند….

دست يک مسيحی جوان را شکسته اند … هيأت مديره به اين نتيجه رسيده است که « سياست سکوت و اين که ببينيم بعد چه می شود » يک سياست شيطانی است. اگر بخاطر اعتقاداتمان بميريم يا زندانی شويم ، می خواهيم همه دنيا از اين باخبر شوند که تحت رژيمی که مدعی مذهبی بودن است.. چه می گذرد … ديگر چيزی برای از دست دادن نداريم ».

مگر از اين روشن تر هم می توان واقعيتها را گفت ؟ با اين همه هوسپيان لايحه دفاعی مهدی ديباج در دادگاه رژيم را نيز ضميمه نامه اش کرد تا خوب معلوم شود علت محکوميت و دستگيريش چيست . در اين دفاعيه آمده است : « به من تهمت ارتداد زده اند. خدای ناديده که عارف قلوب است به ما مسيحيان اطمينان بخشيده که از مرتدان نيستيم…می گويند مسلمان بودی و مسيحی شدی. نه ، من سالها بی دين بودم ، با مطالعه و تحقيق به دعوت خدا لبيک گفتم… به من می گويند برگرد ، از آغوش پروردگارم ، پيش کی برگردم ؟ ايراد می گيرند که چرا تبليغ می کنی. اگر ببينی که نابينا و چاه است ـ اگر خاموش بنشينی گناه است. اين تکليف دينی ماست که بدکاران را متقاعد کنيم تا در رحمت خدا باز است از گناه دست بکشند….

مطالب آن قدر روشن ، اتهامها آن قدر تکراری و شناخته شده و مخاطب آن قدر خوب معلوم است که هرگونه تفسيری زايد به نظر می رسد.

در نتيجه همه اين اقدامهای هماهنگ و نيز فشارهای بين المللی ، رژيم مجبور شد در روز 26 ديماه مهدی ديباج را آزاد کند . اما سه روز بعد خود هايک هوسپيان توسط رژيم ربوده شد و چند روز بعد به قتل رسيد.

برنامه فارسی بی. بی. سی در روز 13 تير ماه با « يکی از رهبران مسيحی ايرانی که نخواست نامش فاش شود » در مورد قتل ميکائيليان گفتگو داشت . او گفت : « در اوايل انقلاب ايشان با رژيم درگير شد و اين که تا به حال کشته نشده ، خودش يک معجزه بوده ».

او در جواب سؤال ديگری گفت : « … در سال 64 و يا 65 چند مصاحبه مطبوعاتی عليه دولت با خبرنگاران فرانسوی داشته و از راديوهای خارجی پخش شده که مقامها شديداً او را توبيخ کردند ». او در پاسخ به اين سؤال که « مخالفان ايشان چه کسانی می توانند باشند و چه کسانی می خواهند آقای ميکائيليان را بکشند در ايران ؟

گفت « تنها کسانی که تا حالا دشمنی با آقای ميکائيليان را نشان داده اند ، مقامهای دولتی بوده اند ». او هم چنين گفت « آقای مهدی ديباج هم مدت 10 روز است که ناپدِيد شده اند … قريب 95 در صد تخمين زده می شود که ايشان هم ترتيبش داده شده . در ضمن دو نفر همزمان در اهواز به وسيله مقامات بازداشت شدند. يک نفر که از شيراز به تهران می آمد ناپديد شده. يعنی يکی دو نفر نيستند و چند نفر از اين دوستان به وسيله خود مقامات بازداشت شدند ».

برنامه فارسی راديو فرانسه هم در روز 15 تيرماه ، با يک اسقف ايرانی که نخواست اسمش اعلام شود ، مصاحبه يی در خصوص قتل دو کشيش عاليرتبه کليسای پروتستان ايران داشت. اسقف در برابر اين سؤال که « علت اين قتلها چيست ؟ » پاسخ داد که « علت قتلها اين است که عده ای که اين کارها را کردند ، دشمنی خاصی با مسيحيت دارند و می خواهند مسيحيت از کشور ايران نابود بشود. چند ماه پيش وقتی ديداری با سران کليساهای ايران شد ، گفته شد ، از طرف مقامات ، که اين آخرين کريسمس است که مسيحيان در ايران انجام خواهند داد … « اسقف در پاسخ به اين سؤال که « تهديداتی که امروز متوجه کليسای پروتستان است ، اين را چگونه می شود توجيه کرد ؟ » گفت : « نمی شود گفت که بر ضد کليسای پروتستان است . ( بر ضد ) مسيحيت ، پيغام مسيحيت در کتاب مقدس است. مرکز کتاب مقدس الان پنج سال است در ايران بسته شده ، يعنی مسيحيان نمی توانند کتاب مقدس را به زبان فارسی ، ارمنی يا آسوری تهيه کنند. بر ضد مسيحيت يک جنبشی هست . محصلان مسيحی که در مدارس مذهبی هستند ، نمی توانند مسيحيت را از کتابهای مسيحی ياد بگيرند. وزارت ارشاد کتابهايی تهيه کرده که مسيحيت را از اسلام به مسيحی تدريس می کنند ».

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 9, 2008 در 9:46 ق.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: