حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

داريوش فروهر ازپرتحرک ترين چهره های مبارز ايران

leave a comment »

برگرفته: از ماهنامه ايران فردا
اشاره ای گذرا بر زندگی سياسی او
۱۳۰۷- در هفتم دی ماه ، در شهر اصفهان ديده به جهان می گشايد.
۱۳۲۰- دوران تحصيلات ابتدايی را در شهر اصفهان به پايان می رساند اما چون پدرش افسر ارتش بود و در» اروميه» کار می کرد، تابستان به آن شهر می رود و از نزديک رويداد سوم شهريور و اشغال شمال ايران به وسيله ارتش سرخ را مشاهده می کند.
۱۳۲۱- پدر وی پس از انتقال به اصفهان ، مبارزه با اشغالگران را آغاز می کند و در نتيجه نخست به تهران تبعيد و سپس ازسوی ارتش انگليس بازداشت و به اردوگاه اسيران جنگی در اراک فرستاده می شود.
۱۳۲۲- داريوش فروهر زمانی که دانش آموز دبيرستان ايرانشهر تهران بود با چهره وسوابق»مصدق»
آشنا می شود و در آستانه پانزده سالگی به يک زندگی سياسی پر آشوب و مخاطره آميزپای می نهد.

در اين سالها داريوش فروهر، همدوش دانش آموزان و دانشجويان برای پايان اشغال آذربايجان و کردستان به مبارزه بر می خيزد.
۱۳۲۷- دانشکده حقوق را برمی گزيند و در آذرماه به «مکتب پان ايرانيسم» که هسته مرکزی يک گروه سياسی ملت گرا و مبارز است، می پيوندد.
۱۳۲۸- آرامش برای ابد از زندگی او رخت می بندد. او مصدق را به هنگام بنيان گذاری جبهه ملی ايران و تحصن برای آزادی انتخابات ، همراه ديگر دانشجويان مبارز ياری می کند و در انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی ، نقش فعال و سر سختانه او در پيروزی دکتر مصدق و همگامانش موثر واقع می شود. در آن موقع ؛ داريوش فروهر بيست ويکساله بود.
۱۳۲۹- در فروردين ماه در پی تلاشهای شبانه روزی برای نشرانديشه های «مکتب» ، ميان مردم برای نخستين بار زندانی می شود.
با افزايش فعاليتهای سياسی در دانشگاه ، برای ايجاد همبستگی هرچه بيشتر در راه تحقق شعار» صنعت نفت بايد درسراسر ايران مّلی شود»حکومت رزم آرا را برسرخشم می آورد. داريوش فروهر در آذرماه دوباره بازداشت می شود.
در اوج نهضت ملی شدن صنعت نفت ، دانشجويان دانشگاه تهران ، او را برای تشکيل سازمان دانشجويان ملی ، به نمايندگی انتخاب می کنند و در نخستين راهپيمايی که دانشجويان برای ملی کردن نفت در ميدان بهارستان بر پا می کنند داريوش فروهر به عنوان سخنگوی دانشجويان ، سخنرانی پر شور و بر انگيزنده ای ايراد می نمايد.
۱۳۳۰- در يکم آبان ماه «مکتب» به حزب ملت ايران تبديل می شود. داريوش فروهر، نخست به عضويت کميته موقت رهبری حزب و در ۱۷دی ماه همان سال به دبيری حزب ملت ايران برگزيده می شود.
۱۳۳۱- در هر هنگامه سياسی ، چهره داريوش فروهر را می بينيم ، به هنگام سفر دکتر مصدق به لاهه ، در جريان کوشش برای برگزاری آيين يکمين سال خلع يد از استعمارگران در ۲۹خرداد، برای سومين بار، نيروهای انتظامی شاه و درباريان او را دستگير و بازداشت می کنند.
تظاهرات مردمی لحظه به لحظه اوج می گيرد. داريوش فروهر در تمامی اين لحظه ها حضور فعال دارد.
سی ام تير، روزی سرنوشت ساز پی روزهايی خونبار، داريوش فروهر، مبارزات وتظاهرات خونين ميدان بهارستان را در کنار ياران وفادارش رهبری می کندو قدمی بزرگ و موثر در راه پيروزی مجدد مصدق بر ميدارد.
نهم اسفند توطئه مشترک هواداران شاه ، اوبا ش ها، بدکاره ها و خودفروخته ها عليه مصدق ، با بسيج همه حزبهای ملی درهم می شکند. کوشش های فروهر مانند هميشه چشمگيراست .
۱۳۳۲- عاقبت شاه می گريزد. داريوش فروهرهمه جا پيشاپيش صفوف مردم خشمگين است که خواهان انهدام سلطنت هستندو مجسمه های ستم را به زير می کشند و طالب استقلال کامل ايران و رهايی وطن از چنگ «همه» امپرياليستها می باشند.
فاجعه ۲۸مرداد کودتا به وقوع می پيوندد. شهر در آتش وخون فرو ميرود. حزب ملت ايران ويران ميشود. داريوش فروهر و يارانش تا پای جان می جنگند. بيمارستانها پر از همسنگران فروهر و مبارزان آزاديخواه می شود. داريوش فروهر را زخمی وسراپا خون آلودبه بيمارستان نجميه مصدق ميرسانند و شبانه و پنهانی از آنجا فرارش می دهند.
اول شهريور ، نخستين اعلاميه ستاد پنهانی حزب ملت ايران عليه کودتاچيان ، به امضای داريوش فروهر ، دو روز پس از کودتا منتشر می شود. در اين اعلاميه ، مردم به مبارزه و مقاومت در مقابل کودتاچيان فراخوانده می شوند. فرمانداری نظامی برای دستگيری زنده يا تحويل مرده درايوش فروهرجايزه تعيين می کند. مبارزه پنهانی و جنگ و گريز و دربه دری ، مدت چند روز ادامه می يابد. در مرکز مبارزه ماندن و جنگيدن، اين است شعار داريوش فروهر .
نخستين دوره » آرمان ملت » ارگان ستاد پنهانی حزب ملت ايران نشر می يابد. فروهر سرانجام در دی ماه دستگير می شود.
اعلاميه های شماره ۲۰و ۲۱ فرمانداری نظامی حاکی از اهميت دستگيری وی است .
۱۳۳۳- در مرداد ماه به ظاهر از زندان فرمانداری نظامی آزاد و به قشم تبعيد می شود و تحت نظر قرار می گيرد. در تبعيدگاه داريوش فروهر ، طرحی با عنوان «اتحاد- انقلاب – انتقام » به حزب ملت ايران و» نهضت مقاومت ملی» ارائه می دهد. در اوج تلاشهای خائنانه دولت دست نشانده زاهدی ، بر سر انعقاد قرار داد» امنيتی – پيچ» به تهران باز می گردد و مسئوليت تشکيلات نهضت مقاومت ملی را بر عهده می گيرد و عليه قرار داد کنسرسيوم ، تظاهرات خيابانی متعدد و پراکنده ای بر پا می کند و بار ديگر همراه تنی چند از يارانش به زندان می افتد.
در روز ۱۹آبان ماه ، سردار نهضت ملی ايران ، دکتر حسين فاطمی ، را تير باران می کنند. داريوش فروهر نخستين کسی است که زير سلطه سرنيزه حکومت ، نزد خانواده داغدار فاطمی می شتابد و در آن شرايط دشوار ، در برپايی آيين هفته و چهلمين روز شهادت اين سردارنامی ، پيشگام می شود.
۱۳۳۵- در نوروز اين سال ، به هنگام بستن پيمان ننگين «بغداد» و انتخابات قلابی دوره نوزدهم ، باز هم داريوش فروهر ، اين مظهر مبارزه عليه استعمار و » استبداد» را همزمان با آيت اله حاج سيد رضا زنجانی برای چند ماه به زندان می اندازند.
۱۳۳۶- امپرياليستها و صهيونيستها به کانال سوئز، در مصر، حمله می کنند. فروهر در مخالفت با اين تجاوز تظاهراتی بر پا می کند و از ياران خود می خواهد که برای جنگيدن در کنار ملت قهرمان مصر ، ترتيب سفر وی به مصر را بدهند. جنبش داوطلبان آغاز می شود. دولت تصميم به دستگيری فروهر می گيرد. ولی او مخفی می شود و مبارزه عليه حکومت استبدادی را دنبال می کند.
۱۳۳۷- فروهر در موقعيت رهبری حزب ملت ايران و به عنوان يکی از چهره های مبارز عليه استبداد حاکم ، نبرد زير زمينی خود را ادامه ميدهد و دوره دوم روزنامه » آرمان ملت «، ارگان حزب ملت ايران را به کمک دوستان مبارزش منتشر می کند.
۱۳۳۸- هشتم خرداد ، فروهر و گروهی از دانش آموزان ، دانشجو يان و کارگرانی که با او ديدار داشتند، دسته جمعی بازداشت می شوند. در زندان دژبان ، داريوش فروهر مدت سه ماه در سلولی که زير شيروانی قرار دارد در شرايطی مرگ آور ، زندانی می شود.
۱۳۳۹- هيجده ماه زندان ، يک سال و نيم از عمر يک» هميشه مبارز».
ارتشبد هدايت از سوی شاه ، به فروهر پيشنهاد می کندکه برای هميشه از ايران برود. فروهرمی گويد:»زندان را به آزادی دور از وطن ترجيح می دهم».
در سی ام تيرماه جبهه ملی دوم تشکيل ميگردد و داريوش فروهر را که هنوز در زندان است ، به عضويت شورای مرکزی آن بر می گزينند. در پی دوره جديد مبارزات جبهه ملی و خواست مردم ، سرانجام فروهر ، در آبان ماه از زندان آزاد می شود.
فروهر، دو ماه پس از آزادی و در حالی که از سوی جبهه ملی نامزد نمايندگی مجلس شورا است ، بار ديگر در هفدهم ديماه به زندان می افتد و تا ۲۵ فروردين ماه سال بعد در زندان می ماند.
۱۳۴۰- در سوم ارديبهشت اين سال ، فروهر ، در سی و چهارسالگی بايکی از همرزمان خود به نام «پروانه اسکندری » که در پيکارهای دانشجويی چند بار به زندان افتاده ازدواج می کند.
در شامگاه ۲۹تير، هنگامی که همراه شخصيت های سياسی از جمله حضرت آيت الله سيد محمود طالقانی برای شرکت در مراسم فاتحه خوانی بر مزار شهيدان «سی ام تير»می رود، بار ديگر بازداشت می شود و به زندان می افتد. ولی دولت به دليل فشار افکار عمومی به ناچار او را آزاد می کند.
به دنبال هجوم وحشيانه گارد شاهنشاهی به دانشگاه ، در روز اول بهمن ماه ، بار ديگر در صدد دستگيری او بر می آينداما موفق نمی شوند و وی مبارزه پنهانی را تا آزادی ياران زندانی اش ادامه می دهد.
۱۳۴۱- درگير و دار برخوردهای درون سازمانی در دی ماه ، نخستين کنگره جبهه ملی تشکيل می شود. در اين کنگره ، داريوش فروهر همراه با نمايندگان سازمانهای دانشجويی و بعضی بازاريان و ياران خود، اقليت را می سازد. ديدگاه های اقليت بعدها مورد تائيد دکتر مصدق واقع می شود.
انقلاب سفيد بدستور شاه آغازمی شود. در برپايی تظاهرات و راه پيمايی هايی که داريوش فروهردر مخالفت با طرح پيشنهادی شاه مخفيانه رهبری می کند، در نيمه اسفندماه ، بار ديگر دستگير و به زندان می افتد.
۱۳۴۲- فروهر از داخل زندان ، قيام ۱۵خرداد را نقطه عطف و متحول کننده پيکارهای رهايی بخش ملت ايران اعلام می کند. فروهر تا شهريور در زندان می ماند. همه زندانبانهای ايران ميدانند که زندان خانه دوم داريوش فروهر است . در اوج يورش های وحشيانه حکومت استبداد، فروهر طرح مبارزاتی خود را با نام» ايستادگی و کوشش» برای بازسازی تشکيلات درگير با استبداد اعلام می کند و برای اتخاذ شيوه های مناسب مبارزاتی ، برای دکتر مصدق که در احمد آباد- تبعيدگاه – به سر می برد، نامه هايی می فرستد و از پيشوای ملت ايران برای سازماندهی و چگونگی پيکارهای آينده ، راهنمايی می خواهد که بر اساس رهنمودهای دکتر مصدق ، جبهه ملی سوم پی ريزی می شود.
۱۳۴۳- فروهر در متن حرکت تازه و تکان دهنده خود، در سی ام شهريور، همراه گروهی از يارانش به زندان می افتد.
۱۳۴۳- داريوش فروهر همچنان در زندان به سر می برد و پس از محاکمه در بيدادگاه شاه به سه سال زندان محکوم می شود.
۱۳۴۵- در آبان ماه ، فروهر پس از آزادی از زندان ، به کار سازماندهی حزبی می پردازد و می کوشد تا حرکت نيروهای بپاخاسته مردمی را هم آهنگ سازد.
هنوز چندی از آزادی فروهر نگذشته که دکتر مصدق ، در چهاردهم اسفند در می گذرد. او از انگشت شمار شاگردان و ياران مصدق است که در آيين خاک سپاری پيشوای نهضت ملی حضور دارد و در بزرگداشت پيشوای ملت ، تلاش شايانی می کند و با انتشار اعلاميه ای مردم را به چهل روز عزاداری فرا می خواند.
۱۳۴۹- داريوش فروهر با انتشار اعلاميه ای مسئله جداسازی بحرين از ايران باموافقت شاه را به شدت محکوم می کند. در هفدهم فروردين ماه همين سال ، به همين مناسبت بازداشت می شود. در بازداشتگاه خود، دست به اعتصاب غذا می زند که تا آستانه مرگ پيش می رود. هيچ کس از وضع او اطلاع ندارد. هم رزمانش به اعتراض عليه تجزيه بحرين ادامه می دهند و گروهی بازداشت می شوند. فروهر اين بار بدون محاکمه به سه سال زندان محکوم می شود.
۱۳۵۲- در نوروز از زندان کوچک حکومت به زندان بزرگ وطن باز می گردد و برای از سرگيری مبارزه از فرصت پيش آمده استفاده می کند.
۱۳۵۳تا۱۳۵۵- اين تنها سالهايی است که فروهر، ضمن کوشش همه جانبه برای نوسازی سازمانهای مبارزاتی ، به وکالت دادگستری که از مدتها قبل پروانه آن را داشت مشغول می شود.
۱۳۵۶- در ۲۲خردادماه ، در اوج استبداد زير سلطه بيگانه ، داريوش فروهر به همراه دکتر کريم سنجابی و دکتر شاپور بختيار در يک نامه سرگشاده به بررسی تنگناهای کشور می پردازند و شاه را از ادامه حکومت ايران برباده ، برحذرمی دارند.
فروهر، در دوم آبان ماه در اجتماع بزرگ بازاريان که به مناسبت تولدامام رضا(ع ) بر پا شده است ، شرکت می کند. در بامداد همين روز، خبر شهادت مصطفی خمينی به تهران می رسد. فروهر، در اجتماع بازاريان سخن می گويد و زير سر نيزه و در محاصره پليس به خمينی تسليت می گويد و به تجليل از شخصيت فرزند ايشان می پردازد. در بيست و هشتم آبان ماه کوشش های او و يارانش برای ايجادجبهه ای از مبارزان راه آزادی و استقلال به ثمر می رسد و سرانجام» اتحاد نيروهای جبهه ملی» تشکيل می شود.
سی ام آذرماه برابر با عيدقربان ، به همت او از طرف جامعه اصناف ، بازرگانان و پيشه وران بازار تهران ، در کاروان سراسنگ ، باغ گلزار، آيينی بر پا می شودکه طی آن فروهر و ديگر شرکت کنندگان مورد حمله کماندوهای گارد سلطنتی قرارمی گيرند و او از ناحيه سر به سختی آسيب می بيند و مدتی در بيمارستان بستری می شود.
«خبرنامه «که با نظارت او انتشار می يابد، سعی در ايجاد همبستگی ميان نيروهای انقلاب دارد. اين نشريه تا واژگونی نظام سلطنتی انتشار می يابد.
۱۳۵۷- در هفتم ارديبهشت ، گماشتگان ساواک در خانه ای که خانواده فروهر در طبقه دوم آن زندگی می کنند بمب می گذارند و دستگاههای پليسی مدت هشت ماه او را خانه به دوش و آسايش را از خانواده اش سلب می کنند. در سی ام تير ماه به ياری نمايندگان برخی احزاب و بعضی شخصيتهای سياسی سازمان جديد»جبهه ملی » را ايجاد می کندکه در طول آن بيش ازهرچيز بر استقلال واقعی کشور و تامين آزادی های فردی و اجتماعی تکيه می شود.
در سيزدهم شهريور، فروهر در نماز عيد فطر و راه پيمايی های پر شکوه آن روز که نقطه عطفی در تاريخ حرکتهای انقلابی ميهن به شمار می رود، همه جا در ميان مردم حضور دارد.
شانزدهم شهريور ، در راه پيمايی بزرگ آن روز که دستگاه استبداد وابسته به بيگانه را به وحشيگری بی مانندی سوق داد، در صف جلو ، کنار ديگر شخصيت های سياسی ، استوار و پر اميد قدم بر ميدارد.
هفدهم شهريور ماه ، با برقراری حکومت نظامی ، دفتر او محاصره می شود. فروهر برای ادامه مبارزه ، خود را از دسترسی گماشتگان حکومت دور نگه می دارد. اعلاميه های آتشين و راه گشاو»خبرنامه «همراه با رهنمودهای سياسی و ارزشمند نشانه هايی از کوشش پر دامنه اوست .
نهم آبان ماه ، نظام حاکم سرانجام به خواست مردم که خواهان آزادی مجاهد نستوه آيت الله طالقانی است ، تسليم می شود. در بزرگداشت اين چهره مبارز، فروهر در اوج قدرت حکومت نظامی مردم را به يک راهپيمايی بزرگ همراه باشاخه های گل از بازار تا خانه ايشان فرامی خواند. صدهاهزار تن ، راهی خانه آيت الله طالقانی می شوند. در خلال راهپيمايی ، داريوش فروهر در ميدان «پل چوبی»، زير غرش هليکوپترها و در محاصره نفربرهای ارتش طی سخنرانی پر شوری برای نخستين بار اعلام می کندکه نظام آينده کشور بايد با همه پرسی تعيين شود.
بيست و هشتم آبان ماه ، در اوج مبارزات مردم ، به هنگام يک مصاحبه مطبوعاتی ، فروهر همراه دکتر سنجابی که به تازگی از ملاقات خمينی بازگشته ، بازداشت می شود و به رغم اعتراض های شديد مردم ، ۲۶ روز را در زندان سپری می کند. فروهر در ديدارش با خمينی در پاريس به او پيشنهاد کرد که با ارتش با شيوه ای مهربانانه رفتار شود. پس از آزادی ، بی درنگ به نام سخنگوی جبهه ملی و مسئول انتشارات و تبليغات ، با نشر اعلاميه ای به دعوت آيت الله طالقانی برای برگزاری راه پيمايی پاسخ مثبت می دهد.
نوزدهم و بيستم آذرماه در راه پيمايی تاسوعا و عاشورا خستگی ناپذير و پر توان ، از بام تا شام ، در ميان مردم است .
هفتم دی ماه ، فروهر برای برگزاری هرچه با شکوه تر آيين تشييع جنازه استاد شهيد دکتر نجات اللهی از بيمارستان هزارتختخواب و جلوگيری از کشتار با همه نيرو تلاش می کند و هنگامی که جنون آدمکشی عوامل استبداد و وابسته به بيگانه به اوج می رسد، فروهر چنان به خشم می آيد که در ميان مسلسل ها خود را به بالای آمبولانس حامل جنازه می رساند و برای پذيرش شهادت ، آغوش می گشايد.
بامداد ۲۶دی ماه ، همان روزی که شاه از ايران فرار می کند داريوش فروهر برای ملاقات با خمينی راهی پاريس می شود و اين نخستين بار است که به او اجازه خروج از کشور داده می شود. پس از ۱۸ روز همراه ايشان به ايران باز می گردد. پس از بازگشت از پاريس نيز، لحظه ای از مبارزه دست بر نمی دارد و همه جا در کنار نيروهای انقلابی است .
بيست و چهارم بهمن ماه ، پس از پيروزی انقلاب ، در کابينه دولت موقت ، به رياست مهندس مهدی بازرگان شرکت می کند.
۱۳۵۸- در دوران کوتاه تصدی وزارت کار، گام هائی در راه تنظيم روابط کار و استيفای حقوق کارگران بر می دارد که راه انداختن دوباره بسياری از کارگاه ها و کارخانه ها، ايجاد صندوق وام کارگری ، تهيه طرح بيمه بيکاری ، برابرساختن تعطيلات رسمی کارگران با کارمندان و تعيين حداقل دستمزدعادلانه برای کارگران ازآن جمله است .
هيجدهم خردادماه ، فروهر درکنفرانس بين المللی کار در ژنو شرکت می کند. ديد گاه های دولت متبوع خود را روشن می سازد.
هنوز چند روز از پيروزی انقلاب نگذشته که برای بررسی وضع کردستان راهی آن استان می شود. وی برای يافتن راه حل هايی جهت رفع ستم های سياسی ، اجتماعی و اقتصادی ، فرهنگی وظلمی که دستگاه استبداد به مردم کردستان تحميل کرده بود، کوشش های چشمگيری به عمل می آورد.
فروهر پس از کناره گيری از مسئوليتهای اجرايی ، در سال ۱۳۶۰، مجددا به فعاليتهای حزبی روی می آورد. در اين سال به دستور آيت الله ديکتاتور (خمينی ) بازداشت می شود و به مدت ۵ ماه در زندانهای رژيم جمهوری اسلامی بسر می برد. در اين فاصله مادر فروهر چشم از جهان فرو می بندد و فرزندش اجازه حضور بر بالينش را نمی يابد.
بنابر اظهار مرحوم دکتر صديقی ، بر اثر فشارهای وارده ، فروهرطی پنج ماه ، ۱۵کيلو وزن کم می کند.
زنده ياد داريوش فروهر در سالهای اخيردغدغه اتحاد نيروهای مستقل اپوزيسيون ايران ، را در سر داشت .

فروهر ها از زبان شاه حسينی
حسين شاه حسينی ، رئيس سازمانهای تربيت بدنی و کميته المپيک در دولت موقت بازرگان و عضو شورای جبهه ملی يکی از آشنايان ديرين داريوش فروهر و پروانه اسکندری است .
او در رابطه با فروهر ها می گويد:
*به مصدق خيلی علاقه داشت ، وقتی در حزب انشعاب پيش آمد پزشکپور جذب حکومت شاه شد و فروهر جذب مصدق گرديد.
*وقتی در ۳۰ تيرمجسمه رضا شاه رادر ميدان بهارستان پائين کشيدند، آن را به درون حزب ملت ايران در خيابان صفی عليشاه آوردند و در زير زمين به نمايش گذاردند. داريوش عامل اصلی بود.
*وقتی داريوش می خواست با پروانه ازدواج کند، عاقد، آيت الله سيد رضا زنجانی بود. مهريه پروانه هم يک جلدقرآن ، يک جلدشاهنامه و يک سکه صاحب الزمان .
* او وقتی در زندان بود به دليل تجربه زيادش به بسياری از روحانيون کمک می کرد. روزی که آقای منتظری را می خواستند در زندان برای بازجوئی ببرند به آقای منتظری گفته بود:آقا هرچه سئوال نوشتند، پاک کن ، ايشان رفتند و برگشتند و گفت : داريوش ، پاک کردم ، ولی خيلی با من بد رفتاری کردند.
*در اعتصاب فرهنگيان در زمان امينی ، دکتر خانعلی کشته شد. جبهه ملی دستور داد به آقای کريم آبادی و من که بايد جنازه به نحو احسن تشييع شود. جنازه در مسجد اسکندری بود. فردای صبح که رفتيم جنازه را برداريم ، پروانه در جلوی دانشجويان از دانشگاه تهران حرکت کرده و خود را به بهارستان می رساند و در آن جو وحشت سخنرانی مهيجی نمود.
*مادر بزرگ داريوش از انصاريان اصفهان و خيلی متمول بودند. ولی داريوش در خانه ای محقر زندگی می کرد. پروانه وکالت داشت ولی هر وکالتی را قبول نمی کرد.
*من و داريوش زمان جوانی کشاورزی می کرديم. روزی پيشکار» ملکه مادر»آب زمين را بست.
ما پيشکار را گرفتيم زديم ما را بردندپيش سپهبد بختيار ، داد زد او را ببريد، پسر صادق خان است -داريوش پسر سرهنگ صادق خان فروهر بود- داريوش گفت آقا همه اش مال «ملکه مادر» است ، اينها را هم ببريد-اشاره به زمين و آب .
*پروانه هنوز هم هر وقت دکتر سحابی را می ديد ، دست او را می بوسيد و می گفت برای اين می بوسم که دستش به دکتر مصدق خورده است .

بخشی از سخنان مبارز نستوه داريوش فروهر در رابطه با اخلاق مبارزاتی : در سال
۱۳۵۶ گفتم که اتحاد » اخلاق مبارزاتی» می خواهد، درباره رابطه اخلاق و مبارزه نظر شما را به دو نکته جلب می کنم . گاهی گروههايی برای» اصلاح اخلاق» دور هم جمع می شوند و کوشش هايی هم می کنند و گه گاه نتايجی هم از آن گرفته می شود. به اين حرکت اصطلاحاً «مبارزه اخلاقی» گفته می شود. به اعتقاد من ، مبارزه اخلاقی اگر در ارتباط با مبارزه ملی قرار نگيرد ، نمی تواند در جامعه تغييرهای ژرفی پديدآورد و منش ها و شخصيت هارا دگرگون سازد.
شکل ديگر کار اخلاقی که مبارزه اخلاقی ناميده نمی شود و آن را بايد اخلاق مبارزه خواند، منش ها و رفتارهايی است که هر انسان مبارز سياسی بايد داشته باشد.
بنظر من انديشه ها، گفتگوها و اجتماعات سياسی در حرکت جامعه اثر دارد ؛ اما مردم زمانی به حرکت دگرگون ساز سياسی و اجتماعی و اقتصادی علاقه مند می شوند که ببينند داعيه داران و نمايندگان آن حرکت خود دارای ارزش هايی هستند که آنها را تبليغ می کنند.
اگر يک مبارز سياسی دروغ بگويد، تهمت بزند، حقه بازی کند، به وعده های خود عمل نکند، چشم و زبان هرزه ای داشته باشد و بعد ادعا نمايد که طرفدار تساوی حقوق است ، مردم به دنبال چنين شخصی حرکت نخواهندکرد. تا زمانی که مبارزان سياسی در جمع خود نمونه آنچه می گويند نشوند و مردم با چشم خود آن را نبينند، قول آنها را قبول نخواهند کرد.
دکتر مصدق تمام دوران ديکتاتوری را تحمل کرد . زندان رفت ، تبعيد شد و رنج های فراوان برد. گويی به مردم امتحان پس می داد، امتحان وفاداری به ملت ، امتحان ميهن دوستی ، امتحان پشت کردن به تمام امتيازهای پيشکش شده حکومت . وقتی مردم همه جور مصدق را امتحان کردند و دکتر مصدق از بوته آزمايش سر بلند بيرون آمد، به او نمره قبولی دادند و او را به عنوان نماينده اول تهران به مجلس شورای ملی فرستادند.
مردم از دکتر مصدق فقط سخنان خوب نشنيده بودند، مردم فقط از دکتر مصدق مقاله های شيوا نخوانده بودند، مردم فقط عاشق انديشه های دکتر مصدق نبودند، مردم مصدق را مردی می دانستند در خط استقلال ايران ، شيفته فرهنگ تاريخی جامعه و عمل کننده به آنچه می گويد و انسانی اخلاقی ، پاک و پرهيزکار، به همين سبب او را قبول کردند و پيشوای خود قرار دادند.


برنامه «حزب ملت ايران » يا ديدگاه های» سياسی- اقتصادی » فروهرها


۱- حزب ملت ايران خواهان نظامی است مردم سالاربرپايه خواستهای تاريخی و فرهنگ پويای ايران زمين .
۲- حزب ملت ايران خواهان ايرانی آباد، آزاد، مستقل بوده و برقراری عدالت اجتماعی را لازمه رسيدن به هدفهای سه گانه فوق می داند.
۳- حزب ملت ايران خواستار خودگردانی تمام استانهای کشورمان می باشد، زيرا بدينوسيله اداره امور کشور از حالت تمرکزخارج شده و قومهای ايرانی سراسرکشور احساس مسئوليت بيشتری در سرنوشت خود خواهند داشت .
۴- حزب ملت ايران ضمن اينکه زبان فارسی را زبان رسمی و سراسری ايران می شناسد، خواهان بارور شدن فرهنگ و ادبيات قومی است . اجرای اين امر ضامن وحدت ملی ايرانيان خواهد بود.
۵ حزب ملت ايران خواهان تامين کامل حقوق اجتماعی و سياسی زنان و مردان کشور است .
۶- حزب ملت ايران خواهان گسترش کامل بيمه های اجتماعی است .
۷ حزب ملت ايران بر همه مردم حق خواستن کار رامی پذيرد.
۸ حزب ملت ايران حق خواستن بهداشت عمومی و پرورش و آموزش رايگان تا سطح دانشگاه برای فرزندان کشور را می پذيرد.
۹- حزب ملت ايران سپردن وسائل توليد به کارگران و زمين به کشاورزان را وظيفه يک نظام ملی ميداند.
۱۰- هوادارملی کردن همه رشته های صنعتی و کشاورزی است و می خواهد وسيله توليد و توزيع به مالکيت همگانی در آيد و بدست دولت برخاسته از مردم اداره شود.
۱۱- اقتصاد آزاد را برای کشور زيان آور می داند و خواستار برقراری سيستم اقتصادی برنامه ای است .
۱۲- حزب ملت ايران مالکيت خصوصی را بر وسائل زندگی خانوادگی و ابزارتوليد فردی را می پذيرد و ثروتی را که نتيجه کار خود باشد پاس می دارد.
در پايان برنامه آمده است که حزب ملت ايران برای همه سازمانهای سياسی و شخصيتهای ملی که خواهان کشور مستقل و آزاد و مخالف هرگونه استبداد و خود کامگی بوده و در جهت برقراری نظامی مردم سالار و رسيدن به عدالت اجتماعی مبارزه می کنند احترام قائل است و تا رسيدن به اين هدفهای مقدس در کنارآنها به مبارزه ادامه خواهد داد. لازم به تذکر است که داريوش فروهر تنها شخصيت از اپوزيسيون داخل کشور بود که برای کنگره دهم حزب دمکرات کردستان ايران پيام تبريک علنی فرستاد.
زمانی که مسئله «انتخابات آزاد» بعنوان يک استراتژی مبارزاتی مطرح شد و تبليغات حول اين مسئله در داخل و خارج کشور شدت پيدا کرد، داريوش فروهر رهبر حزب ملت ايران طی يک مصاحبه راديويی پيش شرطهای يک «انتخابات آزاد»را اعلام کردکه در جمع اپوزيسيون داخل کشور و در نوع خود صريحتر و روشنتر از همه جريانات می باشد. پيش شرطهای اعلام شده در ۱۳محور خلاصه می شوندکه عبارتند از:
۱- فضای باز سياسی در داخل کشور ايجاد شده باشد.
۲- آزادی گفتار و نوشتار فراهم شده باشد.
۳- از تجاوز گروههای فشار جلوگيری شده باشد.
۴- فعاليت همه سازمانهای سياسی آزاد شده باشد.
۵- اتحاديه ها، کانونها، انجمن ها، و نهادهای صنفی آزاد شده باشند.
۶- همه نشريات ، اعم از روزنامه ها، هفته نامه ها، ماهنامه ها، و فصل نامه ها آزادی انتشار پيدا کرده باشند.
۷- همه نهادهای سرکوبگر «دادگاه ويژه روحانيت » منحل شده باشد.
۸- شورای نگهبان بر چيده شده باشد.
۹- جو وحشت برچيده شده باشد.
۱۰- همه زندانيان سياسی بدون استثناء آزاد شده باشند، حتی آنهائيکه در دادگاههای فرمايشی محکوم شده اند.
۱۱- جان ، حيثيت و حق تک تک مردم ايران در امان قرارگرفته باشد.
۱۲- به همه ايرانيان کوچيده از ميهن آزادی بازگشت داده شود.
۱۳- همبستگی همگان بايد بر پايه توافق بر سر مردم سالاری باشد.
داريوش فروهر رهبر حزب ملت ايران انتخابات دور هفتم رياست جمهوری را نمايش تکراری افتضاح آميز در درون جمهوری اسلامی خواند !
گفتگوی زير باآقای داريوش فروهر رهبر حزب ملت ايران در سوم بهمن ماه ۱۳۷۵ انجام شده و از برنامه راديويی «پيام ايران » در استکهلم پخش گرديد.
س- بتازگی آقای مهرداد ارفع زاده مقاله ای نوشته اند با عنوان اينکه » در انتخابات آينده رياست جمهوری بايد فراتر از سياست انتظار و بازتاب رفت » گويا شما آنرا دريافت کرده ايد نظرتان نسبت به اين مقاله چيست ؟
ج- من با افسوس نوشتار آقای مهرداد ارفع زاده را نديدم و نمی دانم که انتخابات رئيس جمهوری را به چه شکل فراتر از ديگر نمايش هايی که زير نام انتخابات تاکنون در جمهوری اسلامی برگزار شده ، دانسته اند. اگر من آن نوشتار را در دست داشتم می گفتم اما در ديدگاه من يک نمايش تکراری افتضاح آميز است درون جمهوری اسلامی .
س- با توجه به مطالبی که گفتيد امکان اينکه جنابعالی خودتان را کانديد معرفی بفرماييد ديگر در ميان نيست ؟
ج- به گمان من هر گزينش ملی بايد که در يک فضای سياسی باز همراه با ايمنی قضايی باشد تا مردم در آن سهم بگيرند و کسی را که به او باور دارند بر کرسی دلخواهشان بنشانند. من گمان ندارم که اکنون در ايران بلا زده چنين آينده ای نزديک است . به همين دليل بازيچه دست سردمداران جمهوری اسلامی نخواهم شد و هيچگونه در اين نمايش تکراری سهم نخواهم گرفت .
س- اگر ممکن است روابط خويش را با ساير گروههای ملی شرح دهيد برای مثال نهضت آزادی و جبهه ملی و يا با اشخاصی مثل عزت الله سحابی و ديگران ؟
ج- سازمانهای سياسی که نام برديد مانند جمعيت نهضت آزادی يا آنچه بنام جبهه ملی اکنون در ايران کار می کند ، ما يعنی حزب ملت ايران در گذشته نزديکی ها و همگامی هايی داشته ايم ، در وضع کنونی رابطه هايی بر پايه گذشته ها برقرار است اما يک همگامی سياسی افسوس در ميان نيست .
س- با فرض اينکه روزی حزب ملت ايران حکومت را در دست بگيرد ، چه برنامه اقتصادی داريد؟ برای مثال در زمينه صنايع ؟ آيا شما می خواهيد آنرا ملی کنيد؟
ج- همينطور است . حزب ملت ايران هوادار ملی کردن بخش بزرگی از صنعت خواهد بود، همينطور هوادار ملی کردن بسياری از داده های سرزمينی مانند آب و زمين و جنگل ، چمنزار ، کانهای زير زمينی و برای برگردانندگی اين گونه رشته ها دستکم تا مدت درازی دست داشتن دولت را ضروری می داند. و بطور کلی در کشورهای واپس نگه داشته شده اين طرز فکر دخالت دادن بخش خصوصی وجود ندارد. يک مشت دلال منش که چپاولگر هستند يک کردار درست نيست .
س- در مورد تشکيل دادن يک جبهه ملی نظر شما چيست ؟ آيا تعريف زنده ياد دکتر مصدق را موجه می دانيد يا فکر می کنيد وحدت حزب ملت ايران با دو سه سازمان ديگر که گويا اتحاد احزاب ملی نام گرفته است اين بمعنای يک جبهه ملی است ؟ کدام تعريف را مناسب می دانيد؟
ج- همانطور که در هدف ها و اساسنامه اتحاد نيروهای ملی آمده که اميدوارم به دست شما رسيده باشد…
بله به دستمان رسيده و در جمهوری هم چاپ شده است .
هدف ما پديد آوردن يک جبهه فراگير از همه سازمانهای ناسازگار با روند يکه تازی است . اکنون چهار سازمان سياسی پيشينه دار به اين هماهنگی رسيده اند. تکاپو برای اينکه با ديگر سازمانهای سياسی و تشکل های حرفه ای که گنجايش طرحهای خواستهای ملی را دارند در يک جبهه فراگير گرد بيايند دنباله دارد.
– آقای فروهر از اينکه در اين گفتگو شرکت کرديد سپاسگزاريم .
– من هم اميدوارم شما و همه ايرانيان همواره ياد ميهن زنجيرشده اتان باشيد و با کوشش برای اينکه يک بار ديگر ايران جای شايسته اش را در تاريخ بازيابد. خدا نگهدار!
گفتگوی خبرنامه جمهوری با داريوش فروهر رهبر حزب ملت ايران :
س- پس از شش ماه که از رياست جمهوری آقای خاتمی می گذرد رويدادهای بسياری چه در داخل کشور مانند حمله به خانه آقای منتظری ، نامه آذری قمی و چه در زمينه سياست خارجی بازگشت سفيران کشورهای اروپايی و امکان ايجاد رابطه با امريکا رخ داده است اين وقايع را چگونه ارزيابی می کنيد و چشم انداز آتی دولت ايشان را چگونه می بينيد؟
ج- به هرحال اين برداشت است که وضع انديشه و گفتار و کردارهای آقای محمدخاتمی با ديگر دست اندر کاران جمهوری اسلامی وضع جدايی دارد اما در اين مدت در راستای بهگرد زندگی مردم يا حتی فضای سياسی باز و ايمنی قضايی گام های چندان استواری برداشته نشده است .
در اعلاميه ای که حزب ملت ايران چندی پيش داده بود در پانزدهم شهريور ماه ذکر شده بود که انتظار اعجاز از آقای خاتمی نبايد داشت ، بويژه که در ايران قانون اساسی پا برجاست که در آن واپس گرايی از حد گذشته است تنها اميد آن ميرود که ايشان بتوانند فضای سياسی را باز کنند و ايمنی قضايی را ايجاد کنندکه هنوز همانطور که گفتم گام های بزرگی در اين راستا برداشته نشده است .
خود ايشان پريروز گفته اند که بيماری قانون گريزی و قانون ستيزی در کشور وجو دارد و اضافه هم کرده اندکه اين نتيجه وجود قانون هايی بوده است که بر خلاف مصالح مردم بوده ولی هيچ روشن نمی کنند که اين قانو ن ها چيست ؟ ما صدها قانون در اثر نشست و برخاست اشغال کنندگان کرسی های نمايندگی مردم داريم که اينها قانون های ضد مردمی است ولی تاکنون – پيشتر هم وزير کشور گفته بود که قانون های ضد مردمی بايد مورد بازنگری قراربگيرد- و در عمل برغم اين همه قرار و مدارهای غلط هيچ لايحه ای داده نشده، هيچ گامی برداشته نشده است . فرض بگيريد قانونی که سر هم بندی کرده اند برای به پيروی از اصل ۲۶قانون اساسی برای سازمانهای سياسی و تشکل های صنفی ، اين قانونی است صد در صد ضد مردمی و هيچ جايی برای پديد آمدن چنين نهادهايی باقی نمی گذارد. ولی هيچ تغيير هم در آن داده نشده است فرض بگيريم لازم است طبق قانون اساسی جرم سياسی تعريف بشود و در دادگاه های دادگستری با حضور هيئت منصفه رسيدگی بشود ولی هنوز هيچ گامی دولت در اين راستا برنداشته اگر بخواهيم به اميد قوه قضاييه بنشينيم آنها اصلا بر اين باورندکه جرم سياسی در ايران معنايی ندارد و همه زندانيان سياسی را هم ناديده می گيرند. ولی دولت هم دراين راستا گامی بر نداشته است . در زمينه سياست خارجی که گفتيد خوب من فکر می کنم آمدن سفرای کشورهای اروپای غربی يک چيز بدون پيش در آمدی نبود قبلاً هم حرف هايی زده شده بود منوط کرده بودند که سفير آلمان دير تر از همه برگردد بعد هم در عمل همين شد جز اينکه سفيرفرانسه هم در بازگشت با سفير آلمان همراه بود.
در مورد سياست خارجی بطور کلی آقای خاتمی سعی می کند راهگشايی هايی بکند ولی از آن سوی رهبر برگزيده ی خبرگان که گزينش سياست های کلان را بر عهده دارد در راستای ديگری گام بر می دارند به هرحال هنوز اميد هست که آقای خاتمی بتوانند در راستای قول هايی که داده از جمله پديد آوردن جامعه ی مدنی قانون مند و همچنين در مورد سوال شما سياست خارجی ، تنش زدايی بکند ولی هنوز گام های ارزنده ای در اين راست برداشته نشده است .
س- در مورد اتحاد حزب و نيروهای ملی ايران در اوضاعی که همواره تفرقه و تشتت بوده اين قدم بسيار مثبتی بود در داخل کشور بر داشته شد، تاکنون اين اتحاد چگونه پيش رفته و برنامه ی شما برای اتحاد با ساير نيروها و همچنين اپوزيسيون خارج از کشور چيست ؟
ج- ببينيد اتحاد در راستای پديد آوردن مردمسالاری و نقطه نظرهای روشنی از چهار سازمان سياسی سابقه دار در درون کشور پديد آمد. ديگران که از اين اتحاد بيرون ماندند شيوه ی جداگانه ای داشتند و کمی روشنتر بگويم اينها اپوزيسيونی هستند بيرون از نظام و ديگر سازمانهای سياسی که کوشش هايی دارند در چارچوب قانون اساسی و با پذيرش جمهوری اسلامی عمل می کنند به اين دليل آنها در قلمرو ديگری کار می کنند و ما قلمرو ديگری، در مورد بيرون از کشور البته می شود وحدت عملی داشت اما وحدت سازمانی با نيروهايی که بيشترين کوششان در بيرون است و شايد کسانی را ندارند که در درون کشور سازمان سياسی آنها را نمايندگی بکند من نمی دانم که به چه شکل بايد اتحاد سازمانی بر قرارکرد ولی می شود که اتحاد عمل داشت .
س- در مورد کسانی که به مبارزه مسالمت آميز و قانونی اعتقاد دارند و خارج از کشور هستند فکر می کنيد می شود با اين نيروها اتحاد عمل يا اتحاد گسترده تری انجام داد ؟
ج- اين موضوع مسالمت آميز بر می گردد به همان موضوع هايی که در قبل به آن اشاره کردم . در مورد مبارزه ی قانونی ، قانون عناصری دارد وقتی يک نهاد دستچين شده ی ديکتاتوری دور هم می نشينند و روی سود و صلاح خودشان يا سود و صلاح ديکتاتوری هايی که بر کرسی قدرت نشسته اند قرار و مدار می گذارند ، اسم اين را نمی شود گفت قانونی . به اين ترتيب نه ! پيکاری که اتحاد حزب و نيروهای ملی می کنند با توجه به قرار و مدارهای گذارده شده ميان سردمداران رژيم جمهوری اسلامی که عنوان قانون به آن ميدهند نيست . قانون از نظر ما همانطور که پيشوای ملت دکتر مصدق گفته بايد تجلی بخش اراده ی ملت باشد و اگر نه هر قانونی پذيرفتنی يا پيروی کردنی نيست . اما مسالمت آميز هم بايد در موردش توضيح بدهم وقتی که بخواهيم راه پيمايی راه بيندازيم ، گردهمايی داشته باشيم و دستگاه ديکتاتوری اجازه ندهد خواه نا خواه بر خورودهايی پديد مياورد که چندان نمی توان اسمش را مسالمت آميز گذاشت .
شيوه ای که اتحاد حزب ها و نيروهای ملی در پيش گرفته است تنها چيزی که رد شده دست بردن به سلاح و کارهای جنگی کردن است و اگر نه وقتی ما دعوت می کنيم به اعتصاب ، دعوت ميکنيم به راه پيمايی ، طبيعی است که اين چندان واژه ی مسالمت آميز به آن نمی برازد.
س- آخرين سوال من در مورد کشته شدن دکتر احمد تفضلی است که نويسنده و مترجم متون پهلوی بودند، اگرچه مدتی است از اين خبر گذشته ولی اگر اطلاعی داريد خواهش می کنم در اختيار ما بگذاريد.
ج- من آگاهی بيشتر ازآنچه که همه بدست آورده اند ندارم ، می توانم بگويم که يک مرگ شک بر انگيزی بود چون با منشی و يا همکارش که در يک نقطه ای جدا شده بود که برود خانه ، بعد اتومبيل او را در فاصله ای خيلی دورتر بدست آوردند در حاليکه به ظاهر سرگرم تعويض لاستيک اتومبيلش بوده و جسم سنگينی به سرش خورده ، اين که به چه شکلی بوده ، آگاهی بيشتر ندارم . هشتم دی ماه ۱۳۷۶


مصاحبه آقای داريوش فروهر با نشريه جمهوری چاپ سوئد
س- با توجه به پيام حزب ملت ايران در مورد اتحاد ملی که همزمان با سفر شما به اروپا مطرح شد چه پيش بينی هايی برای گرد آوری گروه ها و نيروها وافراد و سنديکاها کرديد که نوعاً به نوسازی يا بازسازی يک جبهه وسيع ملی بيانجامد؟
ج- همانطور که خودتان گفتيد، اعلاميه يکم آبان ماه ۱۳۷۴حزب ملت ايران پيرامون خواستار بر هم زدن انتخابات نمايشی شدن ، هنگامی داده شد که من در ايران نبودم ، به دنبال اين اعلاميه البته پشتيبانی های بسياری در درون و بيرون از کشور شد. در اين راستا طبيعی بود اگر قرار باشد هر گامی از سوی حزب ملت ايران برداشته شود ، نخست سازمانهای سياسی که سابقه همکار در بستر نهضت ملی ايران و پيروی از مصدق بزرگ با آنها داشته است نزديک خواهد شد و سپس کوشش برای گرد آوری ديگر سازمانها ی سياسی . در اين راستا چون موضوع انتخابات ، براستی کمک آزمايش بود ، کسانی بودند که ساده لوحانه فريب بازيگری سردمداران جمهوری اسلامی را خورده بودند و نمی توانستند در اين انتخابات نقشی برای خودشان بازی کنند. به همين دليل بسياری از کسانی که نام ملی بخودشان می بندند و يا نام ملی مذهبی به خودشان می بندند ، به علت شرکت در انتخابات نمايشی از اتحاد مورد نظر اکنون دور مانده اند و پيش از اين که شيوه غلط خودشان را در جريان انتخابات نمايشی انتقاد بکنند و اشتباه بودن آنرا تائيد نکنند، پيداست که حزب ملت ايران هيچگونه همکاری با آنان نمی تواند داشته باشد اما در راستای اين فراخوان در درون ايران در ۲۲ بهمن ۱۳۷۴ همزمان با هفدهمين سالگرد پيروزی انقلاب ، اتحاد احزاب و نيروهای ملی ايران پديدآمده از چهار سازمان سياسی بنام جنبش برای آزادی ايران ، حزب زحمتکشان ملت ايران نيروی سوم ، حزب مردم ايران و حزب ملت ايران چند اعلاميه قاطع در دعوت مردم به خود داری از شرکت در انتخابات نمايشی تاکنون داده است در همين شورای اين اتحاد کوشش برای اينکه سنديکاها به فرض بگيرد جامعه بازرگانان اصناف سنديکاهای صنفی انجمن های دانشجويی بازسازی بشود و به اين اتحاد بپيوندد. کوشش هايی در جريان است . پس از شکل گيری اين اتحادها و سازمانهاست که ما می توانيم دم از جبهه فراگير بزنيم ، آن بعنوان رهبران هدف فراگير ملی ، برای اينکه در همان اعلاميه ذکر شده است . در زمانه همانند مصدق بزرگ جبهه ای فراگير ساخت و خود دکتر مصدق از اين جبهه تعريف بدست داده است گفته از حزبهای خواهان استقلال و آزادی ايران که روی پای خود ايستاده اند و هيچ وابستگی ندارند باضافه سازمانهای صنفی که ظرفيت درخواست امور سياسی را هم دارند بدين ترتيب کاری که در راستای پرسشی که کرديد تا کنون انجام شده اينست .
س- چند نفری در سوئد گفتگو از جدائی آذربايجان دارند و جلوی سفارت ايران پرچمی به نام پرچم آذربايجان برافراشتند، نظر شما در اين مورد چيست ؟
ج- در گزارشهايی که من دارم ، بهيچ وجه ارتباطی اين دو موضوع با هم ندارند. خبر اينکه در سوئد تظاهرات در مقابل سفارت جمهوری اسلامی شده باشد از شما شنيدم ولی پيش از آن تنی چند از فريب خوردگان و مزد بگيران دولت ترکيه در برابر سفارت جمهوری اسلامی در باکو تظاهراتی کرده بودند که برادران در جنوب ارس زير ستم هستند اين طبيعی است که مورد پذيرش هيچ ايرانی و هيچ آذربايجانی نيست می توانم بگويم که حتی من انتخابات را برروی هم يک نمايش تلقی کردم ولی در خلال پاره ای از موضوعات طرح شده در بولتن هفتگی حزب ملت ايران هم آمده است که در جريان انتخابات تبريز پاره ای از نامزدها خواستار از ميان بردن پيامدهای معاده های ننگين گلستان و ترکمن چای و بازگشت سرزمينهای شمال ارس به ايران شده اند و اين موضوع در آذربايجان ايران برای جدائی هرگز زمينه ندارد مگر در ارتباط با کسانی که خود را به پان ترکيست ها فروخته اند و گرنه آذربايجان هميشه سر ايران بوده و است هميشه هم جز جدائی نشدنی ايران اما اينکه ربطی داشته باشد ناآرامی های پديد آمده در تبريز با اين جدايی جوهای مزدبگيرانه بايد بگويم بهيچوجه. مردم تبريز مثل ساير مردم بخش های ديگر ايران به سختی از دخالتهای نا بجا و تقلب در انتخابات و بازنگری عدم تشخيص صلاحيت نامزدها از سوی شورای نگهبان و سر انجام به زور کسانی را وادار به انصراف کردند عصبانی هستند و در شهر تبريز مردی به نام محمود علی چهرگانی جزء نامزدهای مورد توجه آن مردم که در انتخابات شرکت می کردند بوده است و يک هنگام اعلام کردند که او انصراف داده است از انتخابات در يکشنبه گذشته . درست ۸ الی ۹روز پيش آقای چهرگانی اعلاميه ای داده است و ذکر کرده که من بهيچوجه از نامزدی انصرافی نداده ام . اين در ميان مردم ، در ميان هوادارانش ، در ميان بسياری از بازار و صنف ها ناآرامی پديد آورد. اين نا آرامی چند روز دنباله يافت و سردمداران جمهوری اسلامی که برای سرکوب هر نوع نا آرامی جز وحشت افکنی هيچ راه حلی نمی شناسند و هرگز از سرنوشت ديکتاتورهای ديگر عبرت نمی گيرند، روز چهار شنبه ، پنج تن از جوانان را بعنوان قاچاقچی بر جرثقيل آويزان کردند گرد شهر گرداندند. تا در دل مردم وحشت بيندازند. ولی گزارش هايی که من دارم مردم تبريز بهيچوجه از اين بازيگری نمی هراسند و همچنان خواستار استيفای حقوق پايمال شده خودشان هستند. در کنار همه ايرانيها و برای برقراری مردم سالاری در سراسر ايران زمين .
س- راجع به اوضاع دانشگاه چه نظری داريد؟ به ويژه آن که آقای خامنه ای در مورد تصفيه استادان و دانشجويان سخن می گويد.
ج- اين چيز بيسابقه ای نيست ، يک بار در آغازهای انقلاب سخن از انقلاب فرهنگی پديد آوردند، چند سال دانشگاه را بستند، سطح آموزش را به پائين ترين حد رساندند. استادان برجسته را بدور انداختندکه بسياری ميهن خود را بناگزير ترک کردند و اکنون هم از مدتی پيش دانشجويان در تکاپوی خواست های صنفی و نيز توجه به موضوعات سياسی کشور هستند. بارها در کوی اميرآباد و دانشکده های مختلف دانشجويان از نبود بهداشت از نبود غذای درست و آموزش و ابزارهای آموزشی بايسته بشدت اعتراض کرده اند. حتی يکی دو بار دست به اعتصاب زده اند و در جريان اين انتخابات نمايشی هم بيشتر دانشگاه ها و دانشجويان کوشيدند خود را از اين بازيگری کنار بگيرند و کسانی را حتی برای انجمنهای اسلامی که آزادانه در دانشگاهها کار می کردند خواستار اين شدند در جلسه های گفت و شنود و بحث و انتقاد يا سخنرانی از استادان مورد توجه شان انجام بگيردکه يکی از آنها را بی شک شنيده ايدداستان سخنرانی دکتر عبدالکريم سروش در دانشکده صنعتی امير کبيردر يکشنبه گذشته بود که سرکوبگران که بنام انصار حزب الله راه می افتند با پشتبيانی نيروهای انتظامی سخنرانی را بهم زدند، دانشجويان بشدت از اين وضع خشمگين هستند. اگر گفته شده است دانشگاه رنگ اسلامی ندارد و بايد رنگ اسلام باز پيدا کند، اين يک حرف سنجيده ی نيست . در دانشگاههای ايران همه ايرانيها اسلامی باور هستند و دانشجويان ايران هم پايبند اسلام هستند. اين تنها برای اينست که باز گروهی از دانشجويان و گروهی از استادان را از اين کانونهای آموزش عالی بيرون بريزند.
س- مسئله مبارزه مسالمت آميز بسيار مورد ترديد قرار می گيرد، نظر شما به روشنی در اين مورد چيست ؟
ج- ميدانيد که حزبی که من وابستگی آن را دارم در همه نوشته هايش و پيامهايش و اعلاميه هايش که خواستار گذار از يکه تازی کنونی به مردم سالاری شده . بارها تاکيد کرده است که به لحاظ وضع جغرافيايی سياسی ايران و ساختار اجتماعی ملت ايران اين گذار بايست آرام باشد و کاربرد شيوه های خشن را رد کرده اند هم اکنون هم بر اين باور هستم که کاربرد شيوه های کار خشن درست نيست . اما بگوييد شيوه مسالمت آميز به نتيجه نرسيده است چرا که هر روز فرمانروايان بر کرسی نشسته در ايران سرکوبگری تازه ای ميکنند پاسخ من اين است که همه شيوه های در خور يک مبارزه مسالمت آميز هنوز بکار گرفته نشده است . ما تنها به اعلاميه دادن و اظهار نظر کردن و يا بالاترين حد مصاحبه کردن اکتفا کرده ايم شيوه مبارزه مسالمت آميز می تواند خواستار گرد همايی بشود ميتواند خواستار راه پيمايی بشوند، ميتواند تحصن کند، می توانداعتصاب کند و می تواند اعتصاب غذا کند. همچنانکه شايد شنيده باشيد طلاب حوزه علميه شاه آبادی در تهران که هم دختر هستند و هم پسر و اکنون بيش از يک هفته است بخاطر خواستهايی که داشته اند و پاسخ داده نشده ، اعتصاب غذا کرده اند. اين شيوه به کار گرفته شده . من اميدوارم با بکار گرفتن اين شيوه که در جنبش ملی شدن صنعت نفت و در انقلاب هم که از همين راه مردم ايران به پيروزی رسيدند بشود يکه تازی را پايان داد.
س- انتخابات رياست جمهوری نوعاً يک همه پرسی در مورد رژيم تلقی می شود. آيا شما در آن شرکت می کنيد؟ و يا چه پيشنهاد و پيش شرطهايی برای آن داريد؟
ج- توضيح بدهم که راست است انتخابات رياست جمهوری يک همه پرسی هست ، اما در فضای سياسی باز نه در يک کشوری که دچار سرکوبگری و يکه تازی سرکوبگران است. پيش از انتخابات مجلس شورای اسلامی پيش شرطهايی برای باز شدن فضای سياسی و ايمنی قضايی که اکنون عين آنها را نمی توانم بازخوانی کنم چون جلويم نيست ، ولی به هرحال آزادی هايی که حتی در اين قانون اساسی پر نقص برای مردم پيش بينی شده بايد تامين شود در دادگاهها و نهادهای سرکوبگری مانند دادگاه انقلاب ، دادگاه ويژه روحانيت که جز و حشت افکنی کاری ندارند بايد برچيده شود . حزبها آزاد باشند شورای نگهبان از اين دخالتها که بر خلاف قانون و نابجا دست بکشد و آنوقت ميشود گفت که انتخابات آزادی امکان دارد در ايران انجام بگيرد. ولی تا اين پيش شرطها پذيرفته نشده است و زمان کافی مردم برای تبليغ ندارند هر انتخاباتی چه برای مجلس شورای اسلامی باشد چه برای مجلس خبرگان باشد چه برای رياست جمهور باشد چه برای بازنگری قانون اساسی باشد. همه و همه باطل و غير مردمی است و از هم اکنون به نظر من خط نيروهای ملی بايد خودشان را آماده بکنند که از انجام چنين انتخاباتی با شيوهای درست جلو گيری کنند.

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 9, 2008 در 9:14 ق.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: