حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

شکنجه در زندان های ایران :هیچ کس در امان نیست

leave a comment »

شکنجه در نظام قضایی، امنیتی و انتظامی ایران این روزها دیگر نکته پنهانی نیست. تلاش برای پوشاندن آن نیز دیگر صورت نمی‌گیرد. بسیاری از متهمان در مراحل اولیه بازجویی با انواع شکنجه ها مواجه می‌شوند. کمیت و کیفیت شکنجه بسته به اینکه متهم کیست و اتهام چیست ، تغییر می کند. اما هیچ مقامی در پلیس و قوه قضاییه ایران این روزها چندان ابایی ندارد که از وجود شکنجه سخن نگوید و اعمال آن را کتمان کند. معاون آگاهي نيروي انتظامي در آخرین اظهار نظر از این دست گفت: نمي‌توان منكر شكنجه در مراكز آگاهي شد؛ اما به هر حال در صورت هر گونه وقوع اين امر، قطعا تخلف صورت گرفته است. محمد نوری که در حاشیه نشست مرکز نظارت همگانی ناجا 197 سخن می گفت تصریح کرد: هر گونه شكنجه و ضرب و شتم و اعمال خشونت در آگاهي‌هاي سراسر كشور از موارد تخلف محسوب مي‌شود كه در اين صورت بازرسي ناجا موظف است با مصاديق آن برخورد كند. وی به متهمان مژده داد که می توانند به مرکز بازرسی ناجا ودادسرای نظامی از این بابت شکایت کنند. بسیاری از متهمان در پرونده های آگاهی پس از حضور در دادگاه اشاره می کنند که در زمان بازجویی تحت فشار و در شرایط نامناسب اعتراف کرده اند. به عنوان نمونه می توان به پرونده سئوالات کنکور اشاره کرد. متهمان در دادگاه اعلام کردند که در زمان بازجویی تحت فشاربوده و اتهاماتی را پذیرفته اند. در گزارش حاضران در دادگاه آمده است: رئيس دادگاه پرونده افشای سئوالات کنکور از متهم رديف شانزدهم «حيدر- س» خواست تا از خود دفاع كند كه وي نيز عنوان كرد كه هيچگونه نقشي در خريد و فروش سوالات كنكور نداشته‌ام. وي افزود: من فقط براي گرفتن حسابم در يكي از آموزشگاه‌هاي كنكور كه در آن تدريس مي‌كردم حضور يافتم كه در اين هنگام دستگير شدم و در بازجويي‌ها هم فقط به دليل این که بتوانم، آزاد شوم هرچه به من گفتند نوشتم. متهم رديف نوزدهم «رسول- گ» نيز در دفاع از خود گفت: كل اظهارات من كه در دوران بازداشت اخذ شده كذب است. جمشید متهم ردیف بیستم نیز در مورد اظهاراتش در پرونده گفت: مطالب بيان شده را تحت فشار گفته‌ام و حتي بعضي مطالب را نزد بازپرس به علت اينكه تحت فشار بودم نوشته‏ام. قاضي در باره اظهارات متهم ردیف 21 «مهرداد-ب» در پرونده سوال كرد كه وي گفت: من سواد كافي ندارم و اظهاراتي را كه در پرونده نوشتم به من ديكته شده بود…. کل گزارش دادگاه را اینجا ببینید. اکبر گنجی در نامه ای که اخیرا در باره وضعیت خود در بازداشتگاه انفرادی اوین نوشته است به متهمان کنکور نیز اشاره می کند. گنجی در پی نوشت نامه اش در باره متهمان این پرونده می نویسد: دادستان گفته است در سلول گنجی باز است و او با ديگر متهمان اين بند (متهمان پرونده انتشار و فروش سؤالات کنکور) ارتباط دارد؛ اين مدعا … دروغ است، متهمان يک پرونده را به طور جداگانه ماهها در سلول انفرادی حبس می‌ کنند تا با يکديگر تبانی نکنند و در اثر فشار بازجويی و قطع کامل ارتباط با دنيای خارج به هرچه بازجويان بخواهند اعتراف کنند، من گاه صدای برخی از محبوسان در سلول انفرادی را می ‌شنوم که خواهان استفاده از هواخوری و بازکردن پنجره‌ کوچک سلول خود هستند، باز بودن درب کليه‌ سلولها و ارتباط با يکديگر کذب محض است، اخيراً يکی از همين کنکوريها چهارده روز دست به اعتصاب غذا زد. پلیس آگاهی که از تیر ماه 82 این پرونده را در دست داشت، متهمان را در مراحل مختلف دستگیر کرد. تعداد متهمان به گفته سيد محمود طباطبايي بازپرس شعبه 12 دادسراي ناحيه 7 تهران، مستقر در اوین، به 130 نفر رسی، اما در نهایت تنها 27 نفر محکوم شدند و برای سه نفر حکم برائت صادر شد. خبرگزاری فارس ، که به گونه ای خبرگزاری نزدیک به قوه قضاییه محسوب می شود، این خبر را منتشر کرده است. نام بازپرسی شعبه 12 دادسرای ناحیه 7 تهران، نام آشنایی است. پرونده زهرا کاظمی روزنامه نگار ایرانی ـ کانادایی نیز که 12 تیرماه سال 82 در زندان اوین پس از بازجویی هایی که منجر به برخورد یک جسم سخت به سرش و سپس مرگ او شد، در همین شعبه بررسی شده است.12 شهریور سال 82 ، دو ماه پس از قتل زهرا کاظمی، سعید مرتضوی دادستان تهران در نامه ای به رییس کمسیون اصل 90 در مجلس ششم و در پاسخ به سئوالات مجلس از او نوشت: رئيس بازداشتگاه امنيتي اوين نيز در هفتم تيرماه (۱۲ روز قبل از فوت كاظمي) به بازپرس شعبه ۱۲ دادسراي ناحيه هفت تهران اعلام كرده كه زنداني سكته مغزي كرده است.دادستان تهران در خصوص صدور قرار تأمين براي زهرا كاظمي در بازپرسي شعبه ۱۲ دادسراي ناحيه ۷ تهران مستقر در اوين، گفته است كه اين قرار بر اساس محتويات پرونده بوده و به تأييد داديار اظهارنظر رسيده است. از محتویات این نامه بر می آید که حکم بازداشت زهرا کاظمی نیز در همین بازپرسی شعبه 12 دادسرای ناحیه هفت صادر شده و این بازپرسی در مراحل مختلف پرونده کاظمی درگیر بوده است. این درحالیست که بسیاری از نمایندگان مجلس، روزنامه نگاران و فعالان در پرونده قتل زهرا کاظمی به نقش مستقیم دادستان تهران در پرونده زهرا کاظمی اعتقاد دارند. شکنجه در سیستم قضایی کشور علی رغم وجود منع قانونی اعمال می‌شود اما از آنجا که زندانیان باید شکایت به خود متهم ببرند معمولا اینکار انجام نمی‌شود و فریاد رسی نیست. شکنجه بدنی شکنجه بدنی، رایج ترین نوع شکنجه واعتراف گیری است. کتک خوردن متهمان در حدیست که بسیاری از آنان در مراحل مختلف بازجویی نیاز به بهداری زندان یا بازداشتگاه پیدا می کنند. این نوع شکنجه که می توان گفت در همه رده های نیروی انتظامی و قضایی رایج است و به صورتی گسترده در مورد همه متهمانی که امکان واگویه آنچه بر آنان رفته است را ندارند، به کار گرفته می شود.. متهمان پرونده های فساد، فحشا، مواد مخدر، قتل و ه اتهاماتی از این قبیل که اعتراف به جرم برای شخص متهم آسان نیست، اولین قربانیان این شکنجه های سیستماتیک هستند. بسیاری از نویسندگانی که از سوی اداره اماکن نیروی انتظامی مورد پیگرد قرار گرفتند، می گویند در بازداشتگاه آنان افراد زیادی از متهمان پرونده های فساد وفحشا بوده اند که از سوی بازجویان و زندانبانان تا سر حد مرگ کتک خورده بودند. دانشجویان بازداشت شده در تجمعات نیز، از آنجا که چهره های شناخته شده ای نبودند،تحت شکنجه های بدنی وحشتناکی قرار گرفتند. باطبی شاهد زنده این مدعاست که در زمان بازداشت دانشجویی گمنام بود. خواندن شرح حال زندان او در روزهای نخست بسیاری از نکات تاریک را درباره شکنجه و شیوه های اعتراف گیری روشن می کند. شکنجه روحی برای زندانیان سیاسی ، شکنجه روحی مهمترین شیوه به کار گرفته شده است. زندانیان هر که باشند، روش هایی برای خرد کردن آنان وجود دارد. حبس های طولانی مدت انفرادی در اتاق های سفید و بسیار کوچک ونمور با چراغ دایم روشن، فصل مشترک خاطرات همه زندانیان سیاسی و مطبوعاتی در سالهای اخیر است. بسیاری از این متهمان چندین شبانه روز بدون آنکه به آنان فرصت استراحتی داده شود مورد بازجویی قرار گرفته اند. در مورد بسیاری از آنان هم مورد اتهامی بطور مشخص مورد سئوال نبوده و آنها باید در واقع اتهامات اختراعی زندانبانان و باز جویان را، می پذیرفتند. در بسیاری از زندان های غیر مجاز معمول، برخلاف سلولهای انفرادی قدیمی، توالت وجود ندارد. متهم باید زنگ بزند و از زندانبان بخواهد تا او را به دستشویی ببرد. زندانبانان در بسیار ی موارد این کار را با اکراه انجام می دهند. متهمی که به دلیل فشار پیاپی نیاز بیشتری به دفع پیدا کرده است گاه تا ساعت ها در زندان رها می شود. گفته شده که زندانیان یک پرونده پر سروصدا در سال 80 ، از رفتن به دستشویی منع شدند تا جایی که برخی از آنان مجبور شدند در ظرف غذای خود غذای حاجت کنند. شکستن متهم از این طریق و نیز تهدید به بازداشت نزدیکان وی نیز بسیار رایج است. متهمان پرونده ها ی سیاسی ومطبوعاتی همیشه با این تهدید مواجه هستند. همچنین امکان استفاده از داروهای روان گردان در غذای متهمان نیز منتفی نیست. بسیارند کسانی که اعلام می کنند در شبی از شبهای انفرادی صدای مادر، خواهر یا همسر خود را شنیده اند که کمک می خواسته است. کمیته حقوقدانان پیگیر حقوق بشر در ایران پرونده ای را در دست بررسی دارد که در آن به امکان پخش صدای ضبط شده از شنود تلفن خانواده زندانی در زندان برای وی می پردازند. شکنجه جنسی سال بعد از بازداشت سعید امامی، مجری پرونده قتل های زنجیره ای و اطرافیان وی، فیلمی به طور گسترده پخش شد که از بازجویی بسیار عجیب از آنان پرده بر می داشت. بازجویان خشن این پرونده که ظاهرا برای خرد کردن مقامات ارشد وزارت اطلاعات که حتما خود بازجویانی خبره اند، راهی به نظرشان نرسیده بود، اقدام به طرح مسایل جنسی کردند. در این بازجویی ها، زن سعید امامی به داشتن رابطه جنسی با دیگر متهمان پرونده اعتراف می‌کرد. وی در اتاق شکنجه در برابر بازجو نشسته بود. بازجو از وی می خواست به روابط جنسی خود با دیگر متهمان پرونده و یا انحرافات جنسی همسرش اعتراف کند. او به ناله می گفت: حاج آقا ف شما که ما را می شناسید. این چیزها نبوده. بعد بازجو با صدایی سرد و تمسخرامیز، که بافت اصلی ان تهدید بود، می گفت: بگو. می دانی که اگر نگویی چه می شود! و سپس تصویر، زن امامی را نشان می داد که با زاری، مو به مو گزارش رابطه های جنسی ای را می داد که بعد و پس از آزادی، تمامی انها را انکار کرد. این شیوه در باره اغلب متهمان جوان پرونده های سیاسی و مطبوعاتی نیز تکرار شد. در اسناد منتشره در سایت گویا می توان به مواردی از این دست برخورد که متهم پرونده مطبوعاتی در اماکن به رابطه جنسی خود با شرح جرییات پرداخته است. از سوی دیگر این متهمان در اغلب موارد به تجاوز تهدید شده اند. باطبی در این مورد اشاره ای دارد. متهمان پرونده وبلاگ نویسان نیز در این باره چیزهایی گفته اند. اما در مورد برخی از نویسندگان ودانشجویان این تهدید عملی شده و آنان را در سلولی به همراه افرادی باسابقه های شرارت حبس کرده اند. این از جمله شکنجه هایی است که اغلب زندانیان از گفتن آنچه بر آنان رفته است طفره می روند. خبری نیز از خودکشی یک دانشجوی بازداشت شده انتشار یافت که گفته می شد، مورد تجاوز قرار گرفته بود . بیشتر متهمان در پرونده های سیاسی مطبوعاتی در باره اتهامات اخلاقی نیز بازجویی می‌شوند. بسیاری از آنان باید به روابط نامشروع اعتراف کنند. در همین ارتباط یک فعال حقوق زنان را مجبور کردند که به داشتن رابطه با یک فعال دانشجویی اعتراف کند. کسی که داماد زندانی مذکور بود. هیچیک از این اتهامات بعدتر در دادگاه مطرح نمی‌شود وتنها به این کار می‌آیند که متهم را تا سرحد امکان خرد وخفیف کنند. بعد از این مرحله قادر خواهند بود اتهامات دیگر را هرچه که باشد به متهم دیکته کنند. اغلب متهمان پرونده های اینچنینی دادگاه هایی نیمه کاره دارند. وثیقه هایی که آزاد نمی‌شوند و دادگاه هایی که تنها بهانه ای برای ساکت نگاه داشتن فعالان سیاسی ومطبوعاتی هستند. بسیاری از این فعالان سند خانه های خود یا خانواده شان را درگرو سیستم قضایی دارند، یا کسی از میان نزدیکانشان کفالت آنان را پذیرفته است. بنابراین باید همیشه دست به عصا راه بروند. زندانیان در ایران نه تنها به شکل مشهود شکنجه می شوند بلکه باید گفت نگهداری بیش از 130 هزار زندانی در زندان های کشور که توان نگهداری کمتر از نصف این تعداد زندانی را دارد، نیز خود نوعی شکنجه است. با توجه به اینکه توزیع زندانیان در ایران نیز متفاوت است، برخی زندان ها تا چندین برابر ظرفیت زندانی در خود جای داده اند. زندان زاهدان پنج برابر ظرفیت اصلی خود زندانی در بند دارد. رییس قوه قضاییه و رییس نیروی انتظامی وسایر مسئولان دولتی تاکنون ایران بارها بخشنامه هایی علیه انجام شکنجه صادر کرده اند. این بخشنامه ها همگی به این جمله اشاره دارند که اگر موارد محدودی وجود دارد باید رفع شود. اما هیچ کس به حجم وسیع این گونه اعمال در زندان های ایران اشاره‌ای نمی‌کند. بسیاری از فعالان حقوق بشر عقیده دارند، برای مبارزه باشکنجه در زندان‌ها و بازداشتگاه های ایران عزمی واقعی وجدی در میان مسئولان لازم است که وجود ندارد. بخشنامه های صادرشده در این باره نیز بیشتر به کار چانه زنی در جلسات بین المللی درباره حقوق بشر در ایران می آید. نازنین نامدار

منبع: روزنامه اینترنتی روز ۲۲ تیر ۱۳۸۴

Advertisements

Written by State-of-Siege

مه 8, 2008 در 6:52 ب.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: