Archive for the ‘پرونده رهبر فرزانه’ Category
همسر زید آبادی: اصلی ترین اتهام همسرم به کار نبردن واژه «معظم» برای خامنه ای است
احمد زید آبادی -روزنامه نگار زندانی- در ملاقات با همسرش به وی میگوید اصلی ترین اتهامم از نظر بازجویان رژیم این است که چرا در نامه دو سال پیشم به خامنه ای، حضرت سلطان را مقام رهبری خطاب کرده ام و نه مقام «معظم» رهبری؟!!
كامل بخوانيد:
از بیطرفی های رهبر ما این است! – روابت الویری از جلسه با خامنه ای
[اظهارات زنگنه[
حاج آقا بحث ما روی 40 میلیون رأی نیست. قبول داریم كه 40 میلیون رأی موجب افتخار است. ما نمیخواهیماین افتخار را نادیده بگیریم. بلكه بحث ما این است كه آراء بكلی جابجا شده است. شما میگویید شورای نگهبان بررسی كند. مگر شورای نگهبانی كه هفت نفر از آنها از آقای احمدی نژاد حمایت كردند میتواند یك مرجع قابل قبول باشد و مردم به آنها اعتماد كنند.
]اظهارات آقای خامنه ای[
در اینجا آقای خامنهای صحبت زنگنه را قطع كردند و گفتند شما احساساتی هستید. قبلاً هم همینطور بودید و وقتی احساساتی میشدید اشك توی چشمتان جمع میشد و.. . مگر وقتی خاتمی با 20میلیون رأی پیروز شد مردم عصبانی نبودند.
- 1-امكان تقلبنیم درصد هم وجود ندارد. مگر میشود ده میلیون رأی را جابجا كرد.
- 2-اگر در این مملكت به آقای مؤمن و آقای جنتی اعتماد نكنید به هیچكس نمیتوانید اعتماد كنید بنابراین به عهده آنهاست که شكایات را بررسی كنند.
- 3-شما بدانید صد درصد من ابطال را رد میكنم. ابطال یعنی زدن توی دهن مردم.
- 4-مسأله مرجع هم، اینجا مرجع قانونی وجود دارد. چه معنی دارد یك كمیته یا مرجع دیگری تعیین كنیم. حتی اگر لازم شد صندوقهایی را بازشماری كنند. اما من مطمئن هستم كه نتایج عوض نخواهد شد. به آقای موسوی گفتم مجرای قانونی شورای نگهبان است. ایشان هم قبول كردند.
دراینجا نماینده آقای محسن رضایی میخواست صحبت كند كه آقای خامنهای گفت خسته شده است و جلسه پایان یافت.
(روایت دیدار نمایندگان کاندیداهای معترض به نتایج اعلام شده انتخابات با علی خامنه ای – مرتضی الویری)
چرا خامنهای به سفر خارجی نمیرود؟…حتا برای حج!
این علامت سوال¿ همیشه برای من وجود داشته است، چرا خمینی و خامنهای، سفر خارجی نرفت و نمیرود؟!.
از احمد قابل به علی خامنه ای: چرا به عنوانی غیر از “رهبر معظم” آلرژی دارید؟!
حساسیت فوقالعادهی شخص رهبری نسبت به عناوین بکار رفته در مطبوعات و بیانات افراد که آیا از عناوینی چون «رهبر معظم» بهره میگیرند یا خیر؟ آیا «تیتر اول را به رهبری اختصاص میدهند یا خیر؟» و… که پس از چندی به سایر اعضای بیت رهبری نیز سرایت کرده است ، و تعیین ملاک « موافق و مخالف نظام » در بهره گیری یا عدم بهره گیری از این عناوین و سپس رویکرد برخورد و حذف مخالفان ، امروز نیز ادامه دارد…
نامه احمد قابل را کامل بخوانـــــــــید.
PDF را دانلــــــــــــود کنید.
چرا لب پیشوای فرزانه تیره رنگ است؟!
سید علی پینوشه، ایران شیلی نمی شه
گزارش تجمع دانشجویان در دانشگاه تهران به مناسبت روز دانشجو (17 آذر 1387)
گزارشگر سلام دمکرات:
ساعت 15:00
در ادامه سخنرانی ها دانشجوی منع تحصیل و زندانی آزاد شده، مهدیه گلرو، از دانشگاه علامه در مورد جنبش زنان و خاطرات زندان خود سخن گفت و مورد تشویق و پشتیبانی فراوانی از دانشجویان قرار گرفت. بعد از خانم گلرو، دانشجویان کرد، بیانیه ی خود را خواندند. و دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران و دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک بیانیه های خود را توزیع کردند.
پس از پایان سخنرانی ها، صف هزاران دانشجو که صحن دانشگاه را از دانشکده حقوق تا پزشکی پر کرده بودند به سمت سر در و نرده های دانشگاه و خیابان انقلاب به حرکت در آمدند. در این میان شعار "سید علی پینوشه، ایران شیلی نمی شه!" به شعارها اضافه شد. در این مقطع اعضاء دفتر تحکیم وحدت با تشکر از دانشجویان کرد، ترک و سوسیالیست، مراسم خود را پایان یافته اعلام نموده و تذکر دادند که از این لحظه به بعد مسئولیتی ندارند.
جالب اینجاست که نیروی حراست دانشگاه از ترس حمله دانشجویان به کیج های خود، آنها را از صحن دانشگاه جمع کرده بود و دانشجویان متوجه پرتابل بودن این کیوسک ها شده و با طعنه و لبخند آنها را به عنوان هدف برای تجمعات بعدی مشخص می ساختند.
خیابان انقلاب در مقابل دانشگاه کاملا بسته است و از گذر کردن اتوبوس ها نیز جلوگیری به عمل آمده. پلیس سعی کرده است تا با استقرار و تراکم نیروهای خود و همچنین چندین دستگاه اتوبوس جلوی دید دانشجویان را گرفته تا ایشان شاهد بوجود آمدن صفوف مردم و زد و خورد ایشان با نیروهای انتظامی و امنیتی در مقابل دانشگاه نشوند. اما دانشجویان شاهد این درگیری ها و حمایت مردمی از تجمع خود بودند و با شعارهای "مزدور برو گمشو"، "مرگ بر دیکتاتور"، "مرگ بر احمدی نژاد"، و تکرار شعار "سید علی پینوشه، ایران شیلی نمی شه!" به تقبیح برخورد سرکوبگرایانه ی نیروهای انتظامی و امنیتی و تشویق مردم حاضر در پیاده روی جنوبی خیابان انقلاب پرداختند.
بالاخره در ساعت 14:45 دقیقه دانشجویان تصمیم به پایان مراسم گرفته و در گروه های بزرگ چند ده نفره به سمت دانشکده های خود حرکت کردند.
خیابان های 16 آذر و قدس و کوچه های اطراف دانشگاه تماماً توسط نیروهای انتظامی و امنیتی در حال قرق است. اما تا به حال گزارشی از بازداشت دانشجویان مخابره نگشته است. نیروهای انتظامی به دانشجویانی که در حال خروج از دانشگاه می باشند تذکر می دهد که به راه رفتن ادامه داده و از توقف خودداری کنند.
ساعت 13:30
علیرغم عدم حضور دانشجویان کلیدی ترتیب دهنده ی تجمع امروز، دانشجویان که اینک صفوفشان به بیش از 3000 تا 4000 نفر رسیده است، توانستند تریبیون آزادی را در مقابل دانشکده ی فنی برگزار کنند که تا به حال سه نفر از دانشجویان به سخنرانی پرداخته اند.
دانشجوی سخنران اول درباره حقوق دانشجویان و کارگران و زنان سخن گفت و به هم سرنوشت بودن ایشان و لزوم اتحادشان اشاره کرد. سخنران دوم در مورد جنبش کارگری سخنرانی کرده و از کارگران زندانی و معلمان زندانی نام برد و دانشجویان را به لزوم همبستگی با جنبش کارگری تشویق کرد. سخنران سوم از دانشجویان آذری بود که در مورد برخوردهای دوگانه و تبعیض آمیز حکومت به اقلیت ترک سخن گفت. در این هنگام چند تن اقدام به بالا بردن پرچم حزب پان ایرانیست کردند و می خواستند شعارهایی به حمایت از ناسیونالیسم و حزب خود سر دهند که با برخورد یکپارچه دانشجویان و هو کردن ایشان مواجه شده و مجبور به پایین آوردن پرچم شدند و فعلاً سکوت اختیار کرده اند.
شعارهای دانشجویان در تشویق سخنرانان "عامل تبعیض و فساد، محمود احمدی نژاد" و "مرگ بر دیکتاتور" می باشد.
در حال حاضر تریبیون آزاد همچنان ادامه دارد.
ساعت 12:45
صفوف دانشجویان به سمت درب شمالی دانشگاه رفته و به ساختمان حراست حمله کرده و شیشه های آن را شکستند. نیروهای انتظامی به درون دانشگاه سرازیر شدند. درگیری های شدیدی بین دانشجویان و نیرو های انتظامی در گرفت که نیروهای انتظامی را وادار به عقب نشینی کرد. در این لحظه حراست دانشگاه نیز با دخالت خود، نیروهای انتظامی را ترغیب به خروج از دانشگاه کرده و از شدت یافتن درگیری ها جلوگیری به عمل آورد و از دانشجویان خواست تا از ایجاد درگیری بیشتر خودداری کنند. صفوف دانشجویان نیز با شعار دادن "ما پلیس مزدور نمی خواهیم!" به سمت دانشگاه ادبیات و مسجد حرکت کرد. دانشجویان بسیجی در مقابل درب مسجد صف کشیده اند. در اینجا شعار دانشجویان که اینک به شعار مرکزی این تظاهرات تبدیل گشته "مرگ بر دیکتاتور!" است.
ساعت 12:15
ساعت 12:00 ظهر صف متحد دانشجویان به درب خیابان 16 آذر رسید. تعدادی از ایشان با حمله به درب مکور کوشش کردند تا آن را شکسته و راه را برای دانشجویان منع شده از ورود به دانشگاه باز کنند. اما به علت تراکم نیروهای حراستی و انتظامی این امر مقدور نگشت. سپس صف دانشجویان به سمت درب دانشکده داروسازی رفته و توانستند آن درب
را شکسته و حدود 200 نفر از دانشجویان را وارد دانشگاه کنند. نیروهای انتظامی نیز با ایجاد صف متراکمی جلوی این درب از ورود دانشجویان دیگر جلوگیری به عمل آوردند. درگیری هایی نیز میان دانشجویان و پلیس در گرفت، اما مشهود بود که نیروهای انتظامی از برخورد خشونت آمیز تر اجتناب می ورزند. اینک صفوف دانشجویان در دانشگاه به حرکت در آمده اند.
عده ای از دانشجویان نیز پلاکاردهایی با شعارهای "ما از مبارزات کارگران و زنان حمایت می کنیم!" و "ما از حقوق اقلیت ها و قومیت ها حمایت می کنیم!" به صف دانشجویان پیوسته اند. اما به علت غیبت برگزار کنندگان کلیدی، هنوز دانشجویان نتوانسته اند تریبیون آزاد را برقرار کنند.
ساعت 11:45
با وجود جو پلیسی و جلوگیری از ورود دانشجویان دیگر دانشگاه ها به محیط دانشگاه تهران، 1000 نفر از دانشجویان مبارز دانشگاه های تهران در این ساعت تجمع خود را آغاز کردند. در جلوی درب خیابان 16 آذر دانشگاه تهران بین حراست و دانشجویان بیرون از دانشگاه درگیری هایی صورت پذیرفته است.
حدود 700 تا 800 دانشجو در مقابل دانشکده فنی گرد آمده اند. و حدود 200 تا 300 نفر دیگر، کمی پایین تر، با در دست داشتن پلاکاردها و پرچم هایی مزین به شعارهای دفتر تحکیم وحدت، از جمله: "احمدی نژاد پاسخگو باش!" ، "تفکیک جنسیتی محکوم است!"، "رهایی زن برابر با رهایی جامعه است!"، "زنان و مردان برابر هستند!" و … تجمع کرده اند.
همچنین، دانشجویان کرد نیز با در دست داشتن پلاکاردهای خود با شعارهای "فعالین قومی آزاد باید گردند!" و … در صف مستقلی تجمع نموده اند.
مسجد دانشگاه به منظور جلوگیری از فریادهای رسای دانشجویان مبارز، بلندگوهای خود را بلند کرده است و سرودهای فلسطینی و عربی پخش می کند. اما با این ترفند نیز موفق به تحت الشعاع قرار دادن شعارها و سرودهای دانشجویان مبارز نشده است.
در این لحظه دانشجویان تصمیم گرفتند که به مقابل درب خیابان 16 آر رفته تا دانشجویانی را که حراست دانشگاه از ورودشان جلوگیری به عمل آورده، وارد دانشگاه کنند.




ساعت 11:30، دانشگاه تهران
اینک 30 دقیقه به ساعت اعلام شده از طرف دانشجویان دانشگاه های تهران برای برگزاری مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران باقی مانده است. آغاز این اجتماع برای ساعت 12 ظهر برنامه ریزی گشته و دانشجویان تصمیم گرفته اند در صورت امکان این مراسم را تا ساعت 5 بعدازظهر ادامه دهند.
فراخوان این مراسم بصورت رسمی از طرف دو نهاد دانشجویی، دانشجویان کرد دانشگاه های تهران و تحکیم وحدت، اعلام گشته است. اما دانشجویان کرد اعلام داشته اند که به دلیل برخوردهای ناسیونالیستی دفتر تحکیم وحدت در سال گذشته (1386) هیچگونه هماهنگی و همکاری ای با این نهاد نخواهند داشت. این در صورتی است که هر دو نهاد دانشجویی همزمان و در یک مکان، ساعت 12 ظهر و روبروی دانشکده فنی دانشگاه تهران، اعلام به برگزاری تجمع روز دانشجو 1387 را نموده اند.
در حال حاضر شرایط امنیتی دانشگاه بسیار مضطربانه است. تحرکات حراست دانشگاه و نیروهای انتظامی و لباس شخصی، از یکطرف، و جوش و خروش و انتظار در میان دانشجویان، شرایط دانشگاه را به شدت متشنج ساخته است.
آقا خواهند گفت به درک!
چند وقت پیش من شخصن از یک منبع نزدیک به بیت آیت الله حسینعلی منتظری شنیدم که میگفت در بهبوهه اعتصای غذای اکبر گنجی و تکاپوها برای انصراف وی از ادامه اعتصاب غذا؛ آیت الله منتظری فرزندش حجت الاسلام احمد منتظری را روانه ملاقات با
آیت الله مومن -از فقهای شورای نگهبان- میکند تا بلکه بواسطه رایزنی او با مقام عظمی، گشایشی در کار اکبر گنجی به وجود آید اما پاسخ آیت الله مومن به این درخواست وساطت شنیدنی است؛ وی به حجت الاسلام احمد منتظری می گوید:
«کمی قبل از فوت آیت الله آذری قمی من به دیدار «آقا» رفتم و از ایشان درخواست کردم اگر اجازه بفرمایند حصر بیت آیت الله آذری برداشته شود تا بلکه ایشان بتواند برای درمان بیماری قلبیاش روانه بیمارستان گردد که در غیر اینصورت در مورد ایشان بیم جانی میرود. آقا در پاسخ خواسته من گفتند: “به درک” من هم در مورد گنجی پیشاپیش پاسخ ایشان را به شما میدهم:” آقا خواهند گفت به درک!”.»
حیلتی باید فکند!
خداوند آیت الله العظمی حسینعلی منتظری را 100سال و بلکه بیشتر زنده نگاه دارد که گویا اکنون در میان مراجع بزرگ، فقط هموست که بیپروا از حاکمیت و دغلبازیهای آن انتقاد میکند. نمونه صریحش سخنرانی 13رجب آیت الله بود که انصافن اگر جناب خاتمی به نصیحت حضرت آیت الله گوش میکرد، میرفت پیش مقام عظمی و میگفت: «شما احترامت محفوظ، 22 ميليون به من راي دادند، از من انتظارات دارند و اگر بنا بشود كه بخواهيد در وزراي من، در استاندارهاي من دخالت بكنيد، افرادي را به من تحميل كنيد من نمي توانم كار بكنم; بنابر اين من ضمن تشكر از مردم استعفا ميدهم، به مردم ميگويم : ايها الناس ميخواهند در كار من دخالت كنند. قاعده اين بود كه به اين صورت عمل نمايد» اگر با این قاطعیت عمل کرده بود، حال وضع و حال این ملت رنجدیده اینگونه نبود. واقعن چه کس دیگری میتوانست بدینصورت پرده مرجعیت رهبر فرزانه را بیافکند: «خود آيت الله مومن به من گفت يكي از اين آقايان كه ميرود در دفتر ايشان در قم مينشيند و مسائل را مطابق نظر آقاي خامنه اي جواب ميدهد به ايشان گفتم كه ايشان كه رساله ندارد، شما چگونه فتاوا را بر طبق نظر ايشان جواب ميدهيد؟ گفت ما روي تحرير امام جواب ميدهيم! گفتم مردم آخر مساله ايشان را ميخواهند، گفت: ميگويند ايشان فتوايش مثل فتواي امام است، ما روي تحرير امام جواب ميدهيم!.
خوب اين معنايش مبتذل كردن مرجعيت شيعه نيست؟ اينكه آمدند در شب بعد از فوت آيت الله اراكي، عده اي بچه راه انداختند در خيابان جلوي جامعه مدرسين، مثل همين الان كه راه مياندازند; بعد هم سه چهارنفر از تهران آمدند و اصلا (كساني كه ايشان را ميگفتند) هفت هشت نفر بيشتر نبودند و به زور هفت نفر را به عنوان مرجع گفتند كه ايشان را هم جزو كنند، در صورتي كه ايشان در حد فتوا و مرجعيت نيست . بنابر اين مرجعيت شيعه را مبتذل كردند، بچه گانه كردند، با يك عده بچه اطلاعاتي كه راه انداختند! اينها مصيبتهايي است كه ما در اين كشور ميبينيم.
خدايا به حق محمد و آل محمد(ص) استقلال اين كشور امام زمان (عج) را حفظ فرما.*»
اما غرض از نقل این بیانات این است که به یک نکته مهم اشاره کنم و آن اینکه اکنون آقای منتظری 86سال دارند و مطمئنا حاکمیت برنامه ریزی کرده است برای زبانم لال، فوت ایشان. اگر اعضای بیت معظم له و دوستداران آیت الله حیلتی نیافکنند، همان سناریویی که در تشیع جنازه آیت الله شریعتمداری پیاده شد عینن تکرار خواهد شد.
پس بر اکابر قوم است که به لطایف الحیل مقدمات تشییع پرشکوه آیت الله را برنامه ریزی کنند تا وفات آن بزرگوار هم به مانند حیات ایشان، پر برکت باشد ان شاءالله.
*متن سخنرانی 13رجب آیت الله منتظری + دانلود فایل صوتی مربوطه (5 مگابایت) لینک جایگزین (2.3 مگابایت)
مرتبط:
آيت الله منتظري افزود: "وقتي با من كه همه ميدانند در انقلاب نقش بسزايي داشتم اين گونه برخورد ميشود و اماكن ما غصب
ميشود و گفته هاي ما سانسور ميشود، واي به حال مردم عادي. اگر آقايان از اين موضوع خبر دارند و دم از آزادي ميزنند كه واويلا، و اگر اطلاع ندارند وااسفا. ما دعا ميكنيم كه خداوند به مسئولان و حاكمان عقل و درايت عنايت كند و آنچه ميگويند و انجام ميدهند همراه با عقل و درايت باشد". (سخرانی عید فطر سال 1387)
– روایت مرجع تقلید کردن آقای خامنه ای از زبان آیت الله منتظری
کدامیک برتر است، حکم حکومتی یا قانون اساسی؟
آقایانی که در هر مسئله ای با نقل جمله ای از خمینی ، دست خود را در بگیر و ببندها باز می گذارند ، گویا فراموش کرده اند که " حافظه ملت قویتر از مسئولین است " . احمدی نژاد که برخلاف قانون اساسی هنوز صلاح نمی داند وزیر اقتصاد مورد نظر خود را به مسجد ( مجلس ) شورای اسلامی معرفی کند ، برای فرار از انتقاد موجه مخالفان ، راه گریزی جز بیت رهبر نیافته و در نامه ای از وی امان نامه طلب نموده . خامنه ای هم با صدور حکم حکومتی ، قانون شکنی رئیس جمهور ( که موظف به اجرای قانون اساسی ست ) را زیر چتر ولی فقیه موجه اعلام کرد….شاید جالب باشد به پیروان خط امام یادآوری کنیم که خمینی چنین جمله ای هم فرموده : غلط می کنی قانون را قبول نداری ، قانون تو را قبول ندارد !http://farhadheyrani.blogspot.com/2008/07/blog-post_22.html
مرتبط:
مهلت معرفی وزیر اقتصاد و دارایی به پایان رسید!
سخنگوی شورای نگهبان:«تعيين سرپرست وزارتخانه بيش از سه ماه امکانپذير نيست.»
موافقت رهبر معظم انقلاب با تداوم سرپرستي صمصامي در وزارت اقتصاد
دوره سرپرستي صمصامي بر وزارت اقتصاد تمديد شد
حکم خامنه ای خلاف قانون اساسی و به نفع احمدی نژاد!
حکم حکومتی رهبر ایران برای سرپرستی وزارت اقتصاد
دولتي بي نظم؛ ناظري بي نظم تر
ادب از که آموختی….از روزنامه کیهان!
روزنامه کیهان که مدیر مسئولش منصوب مقام عظماست، به هر بهانه می خواهد ادب رئیس و رؤسایش را به رخ همه بکشاند!
نمونه اش مطلب زیر که بیانیههای اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت) را به «یاوه گویی» تعبیر میکند؟!
طيف غيرقانوني تحكيم، حاكميت ايران را، «غيردموكراتيك و اقتدارگرايانه» مي خواند و از «نقض حقوق بشر در ايران» مي نالد، اما كدام يك از اين ياوه گوييها، با حقايق موجود در كشور مطابقت دارد؟! گويا اين اقليت متوهم انديشده اند كه دانشجوي ايراني از موقعيت كشور بي اطلاع است و مي توان با مشتي اصطلاحات دهان پركن و تكراري…..
خامنه ای: هرگز از زياد بودن روزنامهها احساس بدی ندارم (دو روز قبل از قتل عام مطبوعات)
با آزادي مطبوعات مخالف نيستيم. هرگز از زياد بودن روزنامهها احساس بدي ندارم اگر مطبوعات افق قانون اساسي را دنبال كنند و به نفع دين و مردم قلم بزنند هرچه بيشتر باشند بهترند. اما مطبوعاتي پيدا ميشوند كه تمام همتشان تشويش اذهان، ايجاد اختلاف و بدبيني نسبت به نظام است. ده ، پانزده روزنامه انگار كه از يك مركز هدايت ميشوند و هر كس آنها را ميخواند فكر ميكند، همه چيز رو به اتمام است. اينها روح جامعه را از بين ميبرند نهادهاي اصلي كشور را مورد اهانت قرار ميدهند.(2 اردیبهشت 1379) http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-5033
یادآوری: در اردیبهشت 1379 پس از آنکه خامنه ای برخی مطبوعات را پایگاه دشمن نامید، تلخ ترین روز مطبوعات ایران و پرکار ترین روز قاضی مرتضوی رقم خورد. در روز چهارم و پنجم اردیبهشت سال 1379 مرتضوی 18 نشريه را توقیف کرده و با شدت و قدرت در مقابل هر نوع مقاومتی در مطبوعات ایستاد. وی تا پایان سال 1379حکم توقیف موقت یا لغو امتیاز 32 نشریه را صادر کرد.
پیوست:
پرونده سعید مرتضوی
مهدی خزعلی: «آقا» دشمن دانا بلندت می کند، بر زمینت میزند نادان دوست!
مهدی خزعلی در نامه خطاب به رهبری با انتقاد شدید از كارنامه حسین شریعتمداری از وي درخواست کرد که در انتخاب مديران كيهان بازنگري كند. متن این نامه که با عنوان «برخورد با غالیان وغلو کنندگان!» خطاب به رهبری نوشته شده آمده است كه :: حضرت آیت الله خامنه ای دام عزه با سلام و اهدای تحیت، اینک که زمام امور مسلمین دردست شماست و بر بلندای رهبری و جایگاه رفیع ولایت فقیه – که استمرار ولایت انبیاء و اوصیاءاست – قرار گرفته اید، حال که وارث آدم ، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمد خاتم الانبیاء ص وعلی سید الاوصیاء ع می باشید،شما که از سلاله پاک پیامبران ، اصلاب شامخه ،ارحام مطهره و همنام مولای متقیان ابوالحسنین امام الکونین و الثقلین می باشید. بر شماست که به مولای متقیان امیرمومنان وائمه هدی اقتدا کرده وچون آن بزرگان با غالیان وغلو کنندگان برخورد نمایید. ائمه هدی با این پدیده انحرافی بشدت برخورد کرده و غالیان را از خود رانده و تکفیر و لعن شان می کردند، این مبارزه را امام علی (ع) آغاز کرد و ائمه (ع)به آن تداوم بخشیدند. امیر مومنان (ع) خود دستور قتل عبدالله ابن سبا را – که در باره او غلو کرده بود – صادر کرد وفرمود:«هلک فیی رجلان،محب غال ومبغض غال» دو کس در باره من هلاک شدند،دوستدار غالی و دشمن تندرو وزیان و ضربه غالیان به دین و مذهب به مراتب از دشمنان بیشتر است. آری دشمن دانا به از نادان دوست، دشمن دانا بلتدت می کند، بر زمینت می زند نادان دوست !http://emruz.net/ShowItem.aspx?ID=17622&p=1
عبدالله نوری: نمیشود از مردم رای گرفت اما رفت با کس دیگری تعامل کرد!
این نمیشود که از مردم رای گرفت اما با کس دیگری تعامل کرد.برنامه داد اما برای اجرایش رفت از یکی دیگر اجازه گرفت!
من اگر تاثیرگذار باشم، بشود رفت دنبال اصلاحات ساختاری و بنیادین به صحنه میآیم،وگرنه شهوت ریاست که ندارم؟ من برای خودم خط قرمز و پایبندی به اصول دموکراسیخواهی را قائلم.اعتقاد دارم که آدم باید به قولی که به مردم میدهد پایبند باشد، سر اصولش ایستادگی کند، هزینه بدهد، حتا برود زندان…
متن كاملتري از سخنان عبدالله نوري پس از پنج سال سكوت منتشر شده است.وي ميگويد:«متاسفانه برخی دوستان اصلاحطلب حتا اعتدالی نیستند و تفریطی شدند.در خیلی از مسایل من فکر میکنم که میشود گامی بیشتر برداریم اما تا حرف بزنیم میگویند که افراطی و تندور هستید و کار ما هم خراب میکنید و خط اعتدال را به هم میریزید.ما که میدانیم از این تفریطها به هیچ جا نمیرسند اما چرا حرف بزنیم که گناهش بی افتد گردنمان…به نظرم میرسد که این اختلافها،دلیلش تفاوت اهداف است.یک وقت شما میروید در یک دیکتاتوری مطلق برای شبه دموکراسی تلاش میکنید و وقت میگذارید که من اصلن این را قبول ندارم.اعتقاد این است که اگر همهی قدرت و توان خود را هزینهی یک میلیونم درصد دموکراسی واقعی در برخورد با این دیکتاتوری مطلق بکنیم،آن ارزش دارد و باید برویم دنبالش…مثل همین پاکستان یا زمیباوه…اگر قرار بود در همین پاکستان بروند دنبال گرفتن چند صندلی مجلس،که به جایی بند نبود.همین تجربه نشان میدهد که اگر واقعن بایستید،سر آرمانها و اصولتان،قدرت هر چه قدر هم مطلق و استبدادی باشد،عقب میرود…من الان خیلی متاسف میشوم که برخی از دوستان رفتهاند دنبال یک اصلاحاتی کمتر از 12 سال پیش.مگر چه چیزی را نهادینه شد در این سالها؟چه دستاوردی داشت؟…اگر در همان زمان اصلاحات و اصلاحطلبان از فرصت به وجود آمده و تمام ظرفیتهای خود بهره میگرفتند امروز به یک بن بست سیاسی دچار نمیشد.ظرفیت آن زمان یک واقعیتی بود.اگر بر سر همان برنامههای اعلام شدهاش میماندند و همانها را اجرا میکردند،در برقراری دموکراسی واقعی و جامعهی مدنی توفیق مییافت.وقتی عهدی با مردم میبندید،دیگر نباید دچار تردید شد،این نمیشود که از مردم رای گرفت اما با کس دیگری تعامل کرد.برنامه داد اما برای اجرایش رفت از یکی دیگر اجازه گرفت…من اگر تاثیرگذار باشم،بشود رفت دنبال اصلاحات ساختاری و بنیادین به صحنه میآیم،وگرنه مگر شهوت ریاست که ندارم؟من برای خودم خط قرمز و پایبندی به اصول دموکراسیخواهی را قائلم.اعتقاد دارم که آدم باید به قولی که به مردم میدهد،پایبند باشد،سر اصولش ایستادگی کند،هزینه بدهد،حتا برود زندان…اگر قرار باشد روزی دربارهی انتخابات تصمیم بگیریم،این شرایط را دارد…»http://bavar.persianblog.ir/page/nouri1
دستور خامنه ای پایانی برجنجال مشایی؛ هنوز هم آیه نازل میشود؟!
به گزارش عصرایران حضرت آیت الله خامنه ای در سومین جمعه ماه مبارک رمضان در دانشگاه تهران و در جمع مردم روزه دار تهران با اشاره به برخی اظهارات اخیر درباره موضوع فلسطین با اشتباه خواندن اظهارنظر صورت گرفته بیان داشتند: یک حرفی گفته شد که اشتباه بود ولی این مسئله نباید به بحث های دامنه دار کشیده شود و هرکس به گونه ای درباره آن استدلال کند. رهبر معظم انقلاب موضوع اظهارات اخیر را خاتمه یافته قلمداد کردند و خواستار خاتمه پرداختن به این مسئله شدند.http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=52601
مهدی خزعلی:آقای خامنه ای چرا شریعتمداری را که برای شما مقام خدائی قائل شده، کنار نمیگذارید؟
امروز آقای حسین شریعتمداری در سر مقاله کیهان در باره حضرتعالی می نویسد :«بر دامن کبریاش ننشیند گرد !» آری ، گر جمله کائنات کافر گردند بر دامن کبریاش ننشیند گرد، این خاص حضرت باریتعالی و ذات اقدس ربوبی است و آقای شریعتمداری برای شما دامن کبریایی ومقام الوهیت و خدایگانی قائل شده است، نمی خواهم بگویم او را چون جد اعلی تان تکفیر کنیدوحکم برقتل او صادر فرمایید،هر چند شما نیز چون جدتان بر مسند حکومت وخلافت تکیه زده اید و اجرای حدود در اختیار شماست، اما لا اقل چون امام مذهب، جعفر ابن محمد الصادق (ع)او را طرد کنید و به پیروان خود امر کنید با او ارتباط نداشته باشند، هم غذا نشوند، دوستی نکنند و مراوده فرهنگی و علمی نداشته باشند.http://www.yaarinews.com/default.aspx/n/539/
خود شیفتگی به سبک ولایت فقیهی!
هفتهنامه حریم (28/11) در استفنا از مقام رهبری نوشت: کلمه ولایت مطلقه در عصر پیامبر اکرم (ص) به این معنا استعمال شده است که اگر رسول اکرم (ص)، شخصی را به انجام کاری امر کنند، انجام آن حتی اگر از سختترین کارها هم باشد، بر آن فرد واجب است. به طور مثال اگر پیامبر (ص) به کسی دستور خودکشی بدهند، آن فرد باید خود را به قتل برساند. سوال این است که آیا ولایت مطلقه فقیه در عصر ما با توجه به این که پیامبر اکرم (ص) معصوم بودند، و در این زمان ولی معصوم وجود ندارد، به همان معنای عصر پیامبر (ص) است؟
پاسخ:
مراد از ولایت مطلقه فقیه جامعالشرایط این است که دین حنیف اسلام (که آخرین دین آسمانی است و تا روز قیامت استمرار دارد) دین حکومت و اداره آمور جامعه است لذا طبقات جامعه اسلامی ناگزیر از داشتن ولی امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامی را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید و از نظام جامعه اسلامی پاسداری نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدی قوی بر ضعیف جلوگیری نماید و وسایل پیشرفت و شکوفایی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را تامین کند. این کار در مرحله اجرا ممکن است با مطامع و منافع و آزادی بعضی از اشخاص منافات داشته باشد. حاکم مسلمان پس از این که وظیفه خطیر رهبری را طبق موازین شرعی به عهده گرفت، باید در هر مورد که لازم بداند تصمیمات مقتضی را براساس فقه اسلامی اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نماید. تصمیمات و اختیارات ولی فقیه در مورادی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است،
در صورت تعارض با اراده و اختیار مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد ملت، مقدم و حاکم است
و این توضیح مختصری درباره ولایت مطلقه است.
http://bidad.persianblog.ir/post/795
خاطره ای از نماز جمعه آیت الله خامنه ای در اوایل سلطنت ایشان
یادم نمی رود حدود سالهای 69-70 بود که یک روز به اتفاق خانواده نشسته بودیم خطبه های حاج آقا شروع شود ولی این ملت جان بر کف مگر میگذاشتند…مگر بر ضد ولایت فقیه ..مگر بر منافقین و صدام ….مگر بر آمریکا….ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند…و قص علی هذا؛
به هر ترتیب این ملت جان برکف راضی نمی شدند که بنشینند و خطبه ها را گوش دهند خامنه ای هم هر چی می گفت : صحیح است ..ان شاءالله اینچنین خواهد شد ….بنشینید خواهش میکنم…. بنشینید……ولی کو گوش شنوا بعدش جناب حضرت آیت الله خامنه ای که گویی از کوره در رفته بود پشت میکروفون یهو با صدای بلند گفت: (æ h )
در سایت بالاترین یکی از خوانندگان خاطره ای مشابه را تعریف میکند:
hanaa کمتر از یک دقیقه قبل گفت:
اتفاقا من هم یه همچین خاطره ای دارم.نمیدونم چند سال پیش بود که یکی از خطبه های آقا به طور مستقیم از تلویزیون پخش میشد. زمانی که آقا داشت سخنرانی میکرد، ظاهرا یه نفر که درخواست رسیدگی به وضعیتش رو داشته، مدام آقا رو صدا میکرده. که یکدفعه ما دیدیم آقا از کوره در رفتن و داد زدن: مگه نمیبینی دارم سخنرانی میکنم؟ بعد هم از مردم خواست صلوات بفرستن. شب که دوباره مراسم رو پخش کرد، این قسمت سانسور شده بود.
حالا شما خودتون فکر کنید چنین آدمی که به خودش نمیتونه مسلط باشه، میتونه رهبر کل جهان باشه؟
تاکید میکنم که صحنه پرخاشگری ایشون، به قدری ضایع بود که تلوزیون خودشون هم سانسورش کرد.
یکی از نظردهندگان وبلاگ نیز میگوید:
حمید said, on آگوست 22nd, 2008 at
یکبار هم محرم بود ایشون داشت توی نماز جمعه سخنرانی میکرد بعد یکی از این تکبیر گوها یهو بلند شد وسط صحبتش تکبیر فرستاد. خامنه ای در مقابل به شکل بسیار زننده ای در پشت تریبون گفت که (نقل به مضمون) این آقا رو ساکت کنید آقا مگر نمیفهمید که داریم یک بحثی رو جا میندازیم. من اونموقعها همچین بگی نگی حزب اللهی بودم ولی اون برخورد اونقدر بنظرم زننده و دور از شان رهبر حکومت اسلامی بود که هیچوقت فراموشش نکردم.
علی اکبر سعیدی سیرجانی در روزهای واپسین حیاتش نامه ای به آقای خامنه ای نوشته و میگوید:
جناب آقای خامنه ای
پيام عتاب آميز جناب عالی را آقای صابری برايم خواند، و متاسف شدم، نه به علت اين که مورد قهر آن مقام معظم قرار گرفته ام و به زودی امت هميشه در صحنه حزب الله حسابم را خواهند رسيد که مرگ در راه دفاع از حق شهادت است و ما مرگ شهادت از خدا خواسته ايم.
تاسف و تاثرم از پندارهای باطل خويش بود و اميدهای برباد رفتهام درباره سعه صدر جناب عالی و سرنوشتی که ملت ايران در دوران رهبری شما خواهند داشت.
بگذريم از لحن توهين آميز پيام که حتی قاصد را شرمنده کرده بود و از هر مسلمان با تقوايی بعيد مينمود،
تا چه رسد به رهبر مسلمانان جهان.
آقای خامنه ای از جانب خودش حرف میزند یا از جانب ملت ایران؟
خبرگزاري دانشجويان ايران – تهران
سرويس: سياسي
رهبر معظم انقلاب اسلامي سهشنبهشب در ديدار رييسجمهور روسيه با ابراز اميدواري درباره نتايج مثبت سفر آقاي پوتين به تهران تاکيد کردند: قدرت واقعي کشور به عظمت و قدرت دروني آن ملت بستگي دارد و تاريخ در اين زمينه درسهاي فراواني دارد.
حضرت آيتالله خامنهاي با اشاره به ميهمان نوازي ملت ايران افزودند:
تصوير ملت روسيه در ذهن ملت ايران تصوير روشن و خوبي است و اين به علت مقاومتهايي است که ملت روسيه در مقاطع مختلف در مقابل دشمنان خود داشته است.
آخر همهمان میدانیم که بیشترین خاک کشورمان را روس ها از چنگمان در آوردند در جنگ با عراق هم که به عراق موشکهای اسکاد دادند تا شهرها را بزند و کارشناس فرستادند تا استحکامات دفاعی برایشان طراحی کنند. برای نیروگاه اتمی بوشهر هم کیسه ای دوخته اند تا هر چه بیشتر ایران را سرکیسه کنند و…….
پس چگونه ملت ایران میتواند تصویر روشن و خوبی از این قزاقها داشته باشد؟!
اینها از قدمگاه چه کسی تبرک میجویند؟؟!!
انتخاب خامنه ای به رهبری غیرقانونی بود (یک نکته حقوقی پیرامون غیر قانونی بودن انتخاب وی)
چندی پیش آقای قاسم شعله سعدی نماینده پیشین مجلس، در نامه ای پربازتاب، بدین نکته اشاره کرد که در خرداد ۱۳۶۸، هنگام اعلام انتخاب آقای خامنه ای به مقام رهبری جمهوری اسلامی، هنوز قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ معتبر بود، چرا که بازنگری در قانون اساسی هنوز به نتیجه نرسیده بود و قانون اساسی ۱۳۶۸، در همه پرسی تابستان آن سال اعتبار یافت. بر خلاف قانون ۶۸، قانون سال ۵۸ مقرر کرده بود که یا یک مرجع تقلید یا یک شورای رهبری باید به جانشینی آقای خمینی برگزیده شود. از این رو، آقای خامنه ای که در خرداد ۶۸ مرجع تقلید نبود، نمی توانست رهبر جمهوری اسلامی شود.
http://www.iran-chabar.de/article.jsp?essayId=1716
RSS - Posts