Archive for the ‘جنگ ایران و عراق’ Category
زورمندان ناسپاس
در سه راه دهلران پلی وجود داشت كه آن سوی پل، نيروهای عراق كاملاً متمركز بودند و از آنجا دهلران را زير آتش می گرفتند. به همين جهت پيشرفت نيروهای ارتش فلج شده بود. تنها راه حمله به نيروهای عراق، گذشتن از اين پل بود، اما اين پل از لحاظ استحكام، قدرت آن را نداشت كه تانكهای ارتش و در پشت آنها نيروههای زمينی از روی آن عبور كنند. فرماندهان ارتش از لحاظ استراتژيك به اين نتيجه رسيده بودند كه به هر قيمتي بايستی نيروهای عراقی را ازآن منطقه عقب برانند…ايرج فرهومند تحصيلات خود را در رشته راهسازی در آمريكا به پايان رسانده و تخصصش را در بخش پل سازی از دانشگاه بركلی كاليفرنيا رفته بود. او در ادامه بررسی های علمی، در رشته سنجش زلزله و محاسبه خطرات آن برای نيروگاه های اتمی در فرانسه كار می كرد. برخی از تحقيقات علمی او در اين زمينه هنوز در دانشگاه بركلی تدريس ميشود…«ايرج فرهومند» موفق شد در ظرف چند روز، با محاسبههای دقيق برای زدن پايههای اضافی به زير پل ، اين امكان را فراهم آورد كه تانك های ارتش موفق شوند از روی آن عبور كنند. با گذشتن تانك های ارتشی و در پشت آن سر آنها، نيروهای نظامی، نيروهای ايرانی موفق شدند صدمات سنگينی به ارتش عراق وارد سازند و آنها را به عقب نشينی وادارند. خبر اين واقعه در منطقه پيچيد. من شنيدم كه فرماندهان ارتش و سپاه پاسداران همه شيفته او شده بودند…اما او سرنوشت تلخی داشت. چندی بعد شنيدم او را به عنوان عضو حزب رنجبران شناسایی و توسط كميته اسلامی منطقهی دهلران تيرباران می شود. افسری كه او را لو داده بود وابسته به حزب توده بود و خود نيز پس از مدتی بدست كميته ای ها كشته می شود…سالها پس از مرگ او، رژيم جمهوری اسلامی با دولت فرانسه تماس گرفت تا يكی از متخصصان خود را برای ارزيابی از موقعيت نيروگاه اتمی بوشهر و سنجش زلزله و خطرات آن برای نيروگاه به ايران اعزام كند. دولت فرانسه در پاسخ به اين درخواست اعلام كرده بود كه متخصصان اين رشته در جهان انگشت شمارند. يكی از آنها يك ايرانی به نام «ايرج فرهومند» است كه مدتی در نيروگاه های اتمی فرانسه به كار اشتغال داشته و تا آنجا كه دولت فرانسه اطلاع دارد مدتی است به ايران بازگشته است!.
اصالت:
http://arman-h.blogspot.com/2008/11/blog-post.html
تارخ جدید جنگ؛ محمد حیدری (لطفن با حوصله بخوانید)
روز اول مهر ماه [1382]، «همشهري» گفت وگويي با هاشمي رفسنجاني منتشر كرد كه بخش هاي مربوط به جنگ اين گفت وگو توجه محافل خبري و سياسي را به خود جلب كرد. هاشمي در ابتداي سخنانش تأكيد داشت: «اكنون شرايط تاريخي به گونه اي است كه مي توان واقعيت ها را واضح تر گفت» هر كسي كه اين گفت وگو را خواند دانست كه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ایران سخنان جديدي خواهد گفت. چند روز پس از انتشار اين سخنان سر لشكر محسن رضايي، فرمانده سپاه پاسداران در دوران جنگ و دبير فعلي مجمع تشخيص مصحلت نظام گفت وگويي با سايت اينترنتي بازتاب انجام داد كه به نوعي پاسخگويي به سخنان هاشمي رفسنجاني تلقي شد.
جنگ هشت ساله ايران و عراق، هنوز يكي از تابوهاي اصلي حوزه تاريخي جمهوري اسلامي ايران محسوب مي شود و جز قرائت هاي رسمي حكومتي، روايت هاي ديگر از آن اجازه انتشار نمي يابد. ليكن تحولات پر شتاب ايران در سال هاي اخير فضاي جديدي ايجاد كرد كه به دنبال آن پرسش هايي جدي درباره جنگ، چرايي طولاني شدن آن و چگونگي عمليات هاي نظامي آن به وجود آمد. ليكن بسياري از اين پرسش ها مجال طرح و بررسي نيافته است.
اما مهمترين نقدي كه در سال هاي اخير درباره جنگ مطرح شد، ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر است كه البته در همان سال هاي جنگ نيز از سوي برخي جريان هاي منتقد مطرح مي شد.
حدود سه ماه پس از فتح خرمشهر در سال 1361،
کدام را باور کنیم: قسم حضرت عباس یا دم خروس ؟!
آقای جمهوری اسلامی ! داداش ایندفعه اگر جنگ بشه ما نیستیما !
من دیگه نه سهمیه میخوام نه زن میخوام نه میخوام دکتر بشم نه فوق دکترا و تخصص میخوام نه میرم مجلس نه کارخانه میخوام نه هیچی دیگه نمیخوام ضمن اینکه دیگه اینقدر خر نیستم می فهمم که ایندفعه اگر جنگ بشه بعدش شماها اصلاً دیگه نیستید که من چیزی هم بخوام ! ……….http://alirezarezaee1.blogspot.com/2008/07/57.html
خسارت ایران از جنگ:1تریلیارد و 619میلیارد و 251میلیون تومان ِ سال 67!
این بریده ای از روزنامه ایران مورخ 20/5/84 است، همانطور که ملاحظه می کنید خسارت کلی ایران در بازه زمانی 59-67 رقم 16 هزار و 192 میلیارد ریال (ریال دوران جنگ) اعلام گردیده است؛
یعنی به عبارتی 16,192,000,000,000ریال (ریال دوران جنگ)
و چون آن زمان دلار دو نرخ داشته یک نرخ دولتی 70ریالی و نرخ آزاد یا شناور که روزنامه آن را 200ریال فرض کرده، بنابراین ارزش دلار در آن موقع به طور میانگین 140ریال محاسبه شده که حاصل $115,000,000,000( دلار زمان جنگ) میشود.
![]()
اگر بخواهیم معادل ارزی و ریالی فعلی آن را محاسبه کنیم که سر به فلک می گذارد!
حالا هی بگویند این جنگ برا ی ملت ما یک نعمت بود (!)
خاطرات ایرانیان از جنگ 8 ساله با عراق
خاطره ای دردناک از جنگ 8 ساله ایران و عراق
این روزها همه از نا گفته های جنگ می گویند و من هم قصد دارم باز خاطره ای از اوضاع چنگ در سال 1365 را بیان کنم شاید به شناخت آن سال کمکی کرده باشم.
در سال 1365 که از سوی آقای رفسنجانی – نه سوی امام – سال پیروزی نام گرفته بود تصور بر این بود که تمامی امکانات کشور در خدمت جنگ قرار گرفته است و قرار بود با انجام عملیات کربلای 4 آن پیروزی مهم در جنگ بدست آید تا با آن بتوان به سمت خاتمه جنگ –صلح- پیش رفت مطلبی که آقای محسن رضایی هم از آن به عنوان پیروزی چشمگیر یاد می کنند. اما در جبهه ها قصه چیزی دیگری بود. من در آن سال در قسمتی فعالیت می کردم که قرار بود رزمندگان آن واحد خط شکن عملیات باشند. عملیات لشکر ما قرار بود در قسمتی از شلمچه و جزیره بوارین باشد. این منطقه را عراق با سرازیر کردن آب بصورت هور وباتلاق در آورده بود. عملیات در اینجا بسیار سخت بود ورد شدن آن نیز بسیار مشکل . علاوه بر این بخاطر گل ولای از اسلحه هم نمی شد استفاده کرد زیرا اسلحه در گل ولای عمل نمی کنند و گیر می کنند. لذا قرار بود رزمندگان با استفاده از نارنجک و عملیات دفاع شخصی خط بشکنند. تصمیم گرفته شد رزمندگان آن واحد آموزشهای ویزه و تا حدی کماندویی ببیند . در موقعیت آموزشی از یک مربی دعوت شد تا به این رزمندگان آموزشهای لازم را بدهد. ایشان هم آموزشهای سخت کماندویی را شروع کرد. چند روزی از این آموزشها گذشته بود که این مربی از نحوه کار رضایت کامل نداشت و گفت این آموزشها بسیار سخت است و با این غذایی که شما به اینها می دهید اینها توان و جون ندارند که از پس این تمرینها برآیند لذا باید غدای مقوی به اینها بدهید. البته غذایی مقوی هم این بود که حداقل هفته دو بار غذایی مثل چلو برگ بدهند. خلاصه؛ مسئول موقعیت شهید فرودی بود مسئله را با آشپزخانه و مقام های بالاتر مطرح کرد. پس از مدتی از غذا ویزه خبری نشد و اموزشهای ویزه هم تعطیل شد. علت را از شهید فرودی سوال کردم. گفت : "غصه درد ناکی دارد ما درخواست را به تدارکات لشکر فرستادیم و آنها چون گوشت نداشتند درخواست را به قرارگاه ارسال کردند و آنها هم در خواست را به سازمان گوشت فرستادند. سازمان گوشت هم پاسخ داده است این درخواست را برای نخست وزیر بفرستید تا بگویند ما سهمیه گوشت کوپنی کدام استان را قطع کنیم تا اگر فردا مشکلی پیش آمد نخست وزیر مسئولیت آنرا قبول کنند و ما هم از خیر آن گذشتیم."
آری اینچنین بود اوضاع در آن سالی که بهترین سال بود.
اصالت:
http://samh412.persianblog.ir/post/49
مرتبط:
پرونده جنگ ایران و عراق
چرا 100 میلیارد دلار خسارت را نپذیرفتیم و به جنگ ادامه دادیم؟
بدنبال آزاد سازی خرمشهر از اشغال نیروهای ارتش عراق در سوم خردادماه سال ۱۳۶۱، یک فرصت طلائی در مقابل ایران قرار گرفت تا ضمن دریافت نزدیک به ۱۰۰میلیارد دلار خسارات جنگی ( مبلغی که پرداخت آن به دولت ایران توسط سران کشورهای عربی در جلسه ای که در شهریور ماه سال ۱۳۶۱ در کنفرانس فض مراکش برگزار شد، پذیرفته شده بود) پیروز از جنگ ایران و عراق بیرون بیاید. پرداخت این مبلغ کلان به دولت ایران نه تنها امکان بازسازی فوری مناطق جنگی را فراهم میکرد بلکه میتوانست نقطه ی شروعی باشد برای آبادسازی تمامی ایران. در همان زمان احمد سکوتوره رئیس جمهور گینه که ریاست هیئت منتخب کنفرانس اسلامی برای میانجیگری در جنگ ایران و عراق را برعهده داشت نامه ای را هم از صدام حسین رئیس جمهور عراق دریافت کرد که در آن شرط ایران در زمینه تعیین متجاوز جنگ پذیرفته شده بود. در آن روزها و ماهها، جهان شگفت زده ماند که چرا حکومت اسلامی ایران پیشنهاد بسیار سخاوتمندانه کشورهای عربی را رد کرده و حاضر به پایان پیروزمندانه جنگ به نفع ایران نمیشود. راستی چرا دولت اسلامی ایران این فرصت طلائی را از دست داد؟ مجله پیام انقلاب ( ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ) شماره ۶۴ به تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۶۱ در مقاله ای تحت عنوان "رزمندگان اسلام از ورود به خاک عراق چه انگیزه هائی دارند؟" پاسخ این سئوال را بخوبی و به روشنی داده است: "آمریکا در نظر داشت که با برقراری صلح به خواستهای رفاهی مردم ما دامن زده و گروههای مفسد و محارب آلت دست خویش در سطح داخل ضمن تعریض بر حاکمیت خط امام با تکیه بر ضعف ها و کمبودهای طبیعی بعد از جنگ گروههای سیاسی وابسته را رشد داده و یا حداقل منابع اطلاعاتی و جاسوسی خویش را که در دوران جنگ تا حدود زیادی از دست داده بود، تکمیل کند." (1)
آقای ولایتی وزیر خارجه اسبق ایران در مصاحبه با بازتاب دلیل آن را اینگونه بیان می کند:
در حقيقت هيچ مقام مسئولي از عربستان، كويت يا دولتهاي عربي كه قرار بود اين غرامت را به ما پرداخت كنند، با ما مذاكره جدي و متعهدانهاي نكرد تا ما درباره عقبنشيني و غرامت مذاكره كنيم و ما كه تجربه خاورميانه و جنگهاي كشورهاي عربي با اسرائيل را داشتيم، ديده بوديم پس از برقراري آتشبس، اسرائيل از مناطق اشغالشده عقبنشيني نميكرد و با فرو نشستن حرارت كشورهاي عربي، زمينهاي آنان به تملك اسرائيل درميآمد. اين شرايط درباره جنگ ما حادتر بود، چراكه عملا دنيا از اشغالگر حمايت ميكرد و امكان اين جدي بود كه عراق متناوبا به جنگ و صلح بپردازد تا سراسر ايران را اشغال كند، بنابراين تا زمان تصويب اولين قطعنامهاي كه دو خواسته اصلي ما يعني عقبنشيني به مرزهاي بينالمللي و تعيين متجاوز را تأمين ميكرد، يعني قطعنامه 598 در سال 1366، ما هيچ بستري براي آتشبس و صلح در اختيار نداشتيم. (2)
جناب ولایتی حق داره خب! باید جمیع سران کشورهای عربی می آمدند دست بوسی امام، بعدش هم به اتفاق می گفتند: «آقا ما غلط بیجا کردیم که عراق به ایران حمله کرد!» و بعدش هم باید طلب ببخشش می کردند تا تازه آن وقت، حالا شاید ما شروع
می کردیم به پیشنهادشان فکرکردن!
و بالاخره آیت الله حسینعلی منتظری در کتاب خاطرات خود در اینباره مینویسد:
وقتی که خرمشهر را فتح کرديم و اينها را بيرون رانديم احساس کرديم که نيروها بخصوص ارتش انگيزه داخل شدن در خاک عراق را ندارند، خودشان میگفتند: ما تا حالا جنگ کرديم که دشمن را از کشورمان بيرون کنيم ولی حالا اگر بخواهيم در خاک عراق برويم اين کشور گشايی است و انگيزه نداشتند، روی همين اصل هم من همان وقت پيغام دادم که هر کاری میخواهيد بکنيد حالا وقتش است و حمله کردن به عراق درست نيست، آن روز حسابی برای غرامت به کشور ما پول میدادند و منت ما را هم میکشيدند و شرايط آماده بود، ولی آقايان فکر میکردند که الان میرويم عراق را میگيريم، صدام را نابود میکنيم . ولی خوب رهبری با امام بود و نظر ايشان مقدم بود. ما بعد از فتح خرمشهر مرتب شهيد داديم، مرتب از طرفين کشته شد، کاری هم از پيش برده نشد.
بعد از فتح خرمشهر هشت نفر از سران کشورها آمدند (اعضای اين هيات عبارت بودند از: احمد سکوتوره، رئيسجمهور گينه؛ ياسر عرفات، رئيس کميته اجرايی سازمان آزاديبخش فلسطين؛ حاج داوود، رئيسجمهور گامبيا؛ ضياءالرحمن، رئيسجمهور بنگلادش؛ ضياءالحق، رئيسجمهور پاکستان،حبيب شطی، دبيرکل سازمان کنفرانس اسلام؛ بولنت الودسو نخستوزير ترکيه؛ تنکو احمد وزير امورخارجه مالزی و مصطفی نياس وزيرامور خارجه سنگال)
پشت سر امام در تهران نماز خواندند، ياسرعرفات بود، احمد سکوتوره بود، ضياء الحق بود؛
اينها اصرار داشتند که امام جنگ را پايان بدهند ولی امام قبول نکردند، همان وقت اگر وساطت آنها قبول شده بود ما در موضع بالا بوديم و میتوانستيم خسارت بگيريم و عراق را محکوم کنيم، ولی متاسفانه آن فرصت را از دست داديم. (3)
پیوست:
1- http://rasaneh-khabari.com/?p=702
2- http:/
/www.baztab.com/news/22873.php
3- خاطرات آيتالله منتظری،ج۱،صص۵۸۹-۵۹۱
استراتژی بی ارزش انگاشتن جان ایرانیان در جنگ!
حتمن شنیده اید که ایران از راهکار توده انسانی یا همان گسیل گسترده نیروهای داوطلب به جبهه به عنوان استراتژی جنگی در نبرد با عراق به کرات استفاده کرد. در اینجا قصد ندارم در مورد منافع و مضار این استراتژی بحث کنم، فقط توجه شما را به 2خاطره ذیل جلب میکنم؛ قضاوت نهایی با شما.
- سال پايان جنگ را در منطقه سرپل ذهاب بود. او هرگز حسين فهميده را نمی شناخت. وقتی از او ميپرسيدم تو چرا يک حمله ای
نمی کنی و جايی را فتح نمی کنی؟ ميگفت با کدام انگيزه؟ اين سربازها امانت خانوادهايشان در دست ما هستند نمی توانم آنها را قربانی ترفيع خودم کنم. ميگفت يک بار برای بازديد از خط کناری به آنجا رفتم که در اختيار سپاه بود. ديدم که در حدود ۱۰۰۰ نفر نيروی آماده دارند. به فرمانده شان تبريک گفتم. هفته بعد که از آنجا رد ميشدم ديدم همه تار و مار شدند. به راننده گفته برو و فرمانده را بياب. از او پرسيدم: "حاج آقا نيروهايت چی شدند؟" گفت:" جناب سرهنگ خرجشون کردم". ميگفت همين آقا اکنون يک پست بسيار بالا در سپاه دارد. (1)
آیت الله طاهری امام جمعه سابق اصفهان در نقل خاطرات خود از جنگ ایران و عراق می گوید:
- عمليات كربلاي چهار بود. به خرازي گفتم كه ميخواهم بروم خط مقدم، گفتند كه ممكن نيست. گفتم كه اگر اجازه ندهيد، ميروم در لشگرهاي ديگر، فرماندهان جلسه گذاشتند و خلاصه قبول كردند. به خط مقدم كه رسيديم، ديدم كه عراقيها از منورهايي استفاده ميكنند كه شب را مانند روز روشن ميكند. به خرازي گفتم خودت را به آقايهاشمي برسان و بگو كه عمليات لو رفته است. خرازي رفت و برگشت و گفت كه آقايهاشمي گفته كه من مقلد امام (ره) هستم و بايد عمليات انجام شود. من پاسخ دادم كه امام هم اگر شرايط را ببينند، اجازه عمليات نخواهند داد. اما به هر حال عمليات انجام شد. بچههاي ما چند دسته بودند، گروهي كه زير آب ميرفتند و يك لولههايي براي نفسكشيدن از بالاي سرشان روي آب بيرون ميآمد و عدهاي هم كه با قايق ميرفتند. عراقيها اين لولهها را ميزدند و وقتي بچههاي ما مجبور ميشدند سرشان را بالا بياورند، آنان را شهيد ميكردند. خلاصه تعداد زيادي از بچههاي ما را شهيد كردند…(2)
پیوست:
1- نقل خاطرات جنگ 8ساله ایران و عراق توسط خوانندگان سایت بی بی سی فارسی
2-مصاحبه با آيتالله طاهري اصفهاني، روزنامه اعتماد ملی، 9/3/85
8 سال جنگ ایران و عراق به روایت تصویر
کارشناسان خارجی و جنگ ايران و عراق
چکيده:
آلن فريدمن (نويسنده و محقق امريكايي): «امريكا به پيشنهاد ويليام كيسي (رئيس سيا)، تحويل بمب هاي خوشه اي به عراق را در اولويت قرار داد، زيرا اين سلاح را مناسب ترين و كارآمد ترين سلاح براي در هم شكستن امواج انساني مدافعان ايراني مي دانست.
به اعتقاد او اين بمب ها مي توانست به يك قدرت تصاعدي واقعي و مؤثر عليه قواي ايراني تبديل شود. در واقع اين بمبها از لحاظ تكنيكي جزء سلاح هاي متعارف محسوب مي شوند اما در ميدان نبرد همانند سلاح هاي نامتعارفي چون سلاح هاي شيميايي ميتوانند موجب كشتار وسيعي شوند.
چنانچه اين بمب ها درست عمل كنند مي توانند در وسعتي به اندازه 10 برابر زمين فوتبال هر كسي را كشته يا مجروح كنند. عملاً اين بمب ها چرخ گوشت هاي هوايي هستند و هر چيزي را در سر راه خود خرد مي كنند.»
جنگ ايران و عراق يكي از پيچيده ترين جنگهاي جهان و منطقه بود و ما اكنون در شرايطي قرار گرفتهايم كه لحظه به لحظه اسرار و ناگفته هايي از اين جنگ منتشر مي شود. بخشي از حقيقت، درون جنگ ماست و بخشي ديگر آن در دست 26 كشوري است كه چرخ هاي ماشين جنگي عراق را روغن مي زدند. كه به گوشههايي از آن اشاره ميكنيم:
فاجعه جنگ هشت ساله ایران و عراق فراموش شدنی نیست – ناخدا حمید احمدی
نه خیر آقا چقدر مردم خرند الله اکبر!
…. چندی نگذشت که خبر شهادت مهدی را برای خانوده اش آوردند و فرداش هم قرار بر تشعیع جنازه بود. جنازه ی مهدی را صبح فردای روز خبر دادن آوردند. آمبولانس از پیچ خیابان که وارد شد فریاد شیون زن ها و نوای لا اله الا الله جمعیت با هم بلند شد. در این بین یکی از بچه های کانون فریاد زد شهیدان زنده اند الله اکبر … هنوز جمعیت جواب نداده بود که پدر مهدی غریوی کشید و با صدای بلند گفت: نخیر آقا چقدر مردم خرند الله اکبر … دیروز سالگرد پدر مهدی بود. پیرمرد تمامی این سالهای پس از مهدی را توی این آرزو بود که شرایطی پیش بیاد که بتونه از کسایی که بچش را با علم به اینکه سنش کمه به جبهه بردن شکایت کنه. اجل مهلتش نداد.
http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/04/28/ezame-ghirghenoni/
نه خیر آقا چقدر مردم خرند الله اکبر!
…. چندی نگذشت که خبر شهادت مهدی را برای خانوده اش آوردند و فرداش هم قرار بر تشعیع جنازه بود. جنازه ی مهدی را صبح فردای روز خبر دادن آوردند. آمبولانس از پیچ خیابان که وارد شد فریاد شیون زن ها و نوای لا اله الا الله جمعیت با هم بلند شد. در این بین یکی از بچه های کانون فریاد زد شهیدان زنده اند الله اکبر … هنوز جمعیت جواب نداده بود که پدر مهدی غریوی کشید و با صدای بلند گفت: نخیر آقا چقدر مردم خرند الله اکبر … دیروز سالگرد پدر مهدی بود. پیرمرد تمامی این سالهای پس از مهدی را توی این آرزو بود که شرایطی پیش بیاد که بتونه از کسایی که بچش را با علم به اینکه سنش کمه به جبهه بردن شکایت کنه. اجل مهلتش نداد.
http://yoozpalangh.wordpress.com/2008/04/28/ezame-ghirghenoni/
والله بالله خرمشهر رو خدا آزاد نکرد!
اینروزا اینقدر اسم خدا و پیغمبر و امام زمان و ائمه دست مالی هر کس و ناکس شده که ادم حالش به هم میخوره از اینهمه ادعای مقدس مابی ! البته کار امروز و دیروز هم نیست ها …سی ساله که اینجوریه ! یه زمانی گفتن خرمشهر رو خدا ازاد کرد … اقا والله خرمشهر رو خدا ازاد نکرد ! ای کاش اونایی که این حرف رو زدن بودن و میدیدن کیا خرمشهر رو ازاد کردن ! خدا هیچکاری نکرد …هیچکار ! تو جبهه هم که بودیم هی این بلند گو میگفت : ای لشگر صاحب زمان اماده باش … اماده باش ! ماها هم همه عبدالله ، ذوق میکردیم که اره ما لشگر صاحب زمانیم ! هی گفتن دست خدا بر سر ماست… دست خدا بر سر ماست ! والله دست خدا بر سر ما نبود که هیچی دست خر هم بر سر ما نبود ! این حرف ها مال سران مذهبی بود و کم کم باب شد ! ا رییس جمهورمون بند کرد به امام زمان و هی یقه خدا رو گرفت کشید توی کارای دولت ! هی از امداد غیبی گفتن … هی بند کردن به مقدسات ! اقا اینقدر اَش شور شده که فلانی توی فینال گل میزنه بعد مصاحبه میکنه میگه این گل رو من نزدم خدا زد ! جل الخالق …خدای فوتبالیست ندیده بودم دیگه …اونم سر زن ! یا تیم ملی به سوریه گل میزنه مربی تیم میگه الطاف حضرت زینب و رقیه بود ! این بچه های پیام خراسان هَتکشون پَتک شد تا اومدن تو لیگ برتر بعد مربیشون میگه اقا امام رضا این تیم رو برد لیگ برتر ! اقا استقلال قهرمان جام حذفی شده مربیش میگه استقلال رو خدا قهرمان کرد ! ای بابا … بس کنید دیگه تو رو به همون خدا ! شده حکایت اون ضرب المثل که کدخدای ده که مرغابی بود وای در ان ده که چه غوغایی بود ! اقا من اون خدا و پیغمبری که بیان گل بزنن یا تیم ببرن لیگ برتر قبول ندارم … میترسم فردا یکی بچه اش نابغه بشه بگه این بچه رو من نکاشتم خدا کاشت ! والله بخدا … از این ادم دوپای ریاکار هر چی بگی بر میاد !
http://shatot.wordpress.com/2008/06/17/bache/
۳۵۰ ميليارد دلار خسارت وارده به ایران در جنگ با عراق
براساس يک آمار غيررسمی، جنگ ۸ ساله، حدود ۳۵۰ ميليارد دلار به ايران ضرر وارد کرد. اما ميزان غرامت درخواستی جمهوری اسلامی مشخص نيست.
سليمان جعفرزاده، عضو کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی، می گويد: «آمار ميزان غرامت های ايران هم در سازمان ملل متحد و هم در اسناد دو کشور موجود است.»
محمود عثمان، نماينده مجلس ملی عراق معتقد است که دو طرف ايرانی و عراقی تاکنون به طور مشخص درباره ميزان غرامت حرفی نزده اند. او می گويد: «آنها دقيقا ننشسته اند و بررسی کنند که اين غرامت ها چقدر است. چون ايرانی ها تاکنون رسما از طرف عراقی تقاضا نکرده اند. آمارها حاکی از ۱۰۰ ميليارد دلار است. اما عراقی ها هم می توانند بنا به اسناد و جداولی، مبالغی را از ايران به عنوان خسارت طلب کنند. چون عراقی ها می گويند ايرانی ها نيز در جنگ ۸ ساله، مسووليت داشته اند. بنابراين اگر ايران بخواهد از عراق غرامت بگيرد، عراقی ها هم می توانند طلب پول کنند.»
- عليرضا افشار، معاون ستاد کل نيروهای مسلح جمهوری اسلامی و رييس سابق ستاد مرکزی سپاه پاسداران در مصاحبه با خبرگزاری مهر گفته است: تنها مشکلی که در حال حاضر وجود دارد دولت فعلی عراق است که باعث شده موضوع تامين خسارت ها غير فعال بماند به گونه ای که از سوی مسوولان عراقی از ايران خواسته شده تا ما خسارت ها را ببخشيم که جمهوری اسلامی ايران نيز در اين خصوص جوابی نداده است.
معاون ستاد کل نيروهای مسلح جمهوری اسلامی گفته که ايران از دريافت غرامت، منصرف نشده و مصالح نظام است که باعث شده تا اين موضوع تعقيب نشود.http://www.radiofarda.com/Article/2007/07/19/o1_iran_iraq_war.html
بنی صدر: «…چون روانشناسى ما را مىدانند كه هر چه را بگويند عكس آنرا [عمل] مىكنیم…»
نامه بنی صدر به آیت الله خمینی درباره پذیرش پیشنهاد صلح غیر متعهدها
بسمه تعالی
در باره پيشنهاد كشورهاى غير متعهد دو برداشت از اين پيشنهاد ميتوان كرد:
1- برداشت خوشبينانه:
الف- با توجه به تركيب كشورهاى غير متعهد مامور ايجاد صلح ميتوان اينطور برداشت كرد كه روسيه سودى در ادامه جنگ نمىبيند و آماده است فشار به عراق بياورد كه صلح را با توجه به انعطاف ناپذيرى ما بپذيرد. قرينه هم وجود دارد، در خبرى كه حزب توده از جمله به دفتر امام فرستاده است، از قول مقامات امريكائى مىگويد كه جنگ و ادامه آن به نفع امريكا است.
ب- وضعيت عراق خصوص از نظر نظامى خراب است. پيشنهادهاى ما را نپذيرفت چون گمان مىكرد با ضربههائى كه مىزند و بقول خودش چند شهر ديگر را مىگيرد، خواهد توانست ما را وادار به تسليم به شرائط خويش كند. شكست او در همه جبههها و زيادى تلفات و اسيران باو معلوم كرده است كه ادامه جنگ، وضع را به زيان او تغيير خواهد داد. بنابر اين با اين پيشنهاد قانع شده است : قبول حداقل ضرر
2- برداشت بدبينانه:
- الف- چون روانشناسى ما را مىدانند كه هر چه را بگويند عكس آنرا مىكنيم، پيشنهادى تا اينحد مساعد دادهاند باميد اينكه نمىپذيريم و پس از آنكه انزواى ما كامل شد ضربهئى كارى بزنند و به عمر جمهورى اسلامى پايان بدهند. امريكا هم كمال مساعدت را به عراق و ضد انقلاب بكند و رژيم را تغيير بدهد. قرينه هم وجود دارد و آن فعال شدن ضد انقلاب است.
وضعیت جبهه های ایران در سخنرانی شهید احمد کاظمی ، چند روز پس از پذيرش قطعنامه 598
فتح خرمشهر و ورود به خاک عراق (2)
بعد از انقلاب فرهنگی، ضربه دوم شدیدتر و اساسیتر به دانشگاه زده شد. مطابق گفته آقای رفسنجانی، 40 درصد از سهمیه دانشگاهها به رزمندگان وسپاهیان اختصاص یافت و بدینرو سیل کثیری از مستعدان و دانشطلبان پشت درب کنکور ماندند.[1] ادامه مطلب »
فتح خرمشهر و ورود به خاک عراق (1)
س از فتح خرمشهر که با شهادت 30000 تن از سربازان وفرماندهان ارتش [1] و شمار زیادی از سپاهیان و بسیجیان بدست آمد، بهترین فرصت برای صلح و دریافت غرامت ایجاد شد. اما آقای خمینی 3 هفته پس از بازپسگیری خرمشهر فرمودند:
“ما بايد از راه شكست عراق به لبنان برويم. ما ميخواهيم كه قدس را نجات بدهيم. لكن بدون نجات كشور عراق از اين حزب منحوس [بعث عراق] نمي توانيم. مقدمه اينكه لبنان را نجات بدهيم، اين است كه عراق را نجات بدهيم.”[2] ادامه مطلب »


