دانلود «آب زنید راه را*» با صدای زنده یاد «محمود علیقلی»
آب زنيد راه را هين که نگار می رسد مژده دهيد باغ را بوی بهار می رسد
محل عبور دوست را جاروب کنید و آب بریزید . به باغ مژده بدهید چون با رسیدن او عطر بهار همه جا را پر می کند.
راه دهيد يار را ، آن مه ده چهار را کز رخ نور بخش او نور نثار می رسد
برای آمدن یار که مثل ماه شب چهارده زیبا است راه را باز کنید. زیرا از صورت نورانی او نور می تابد و همه جا را روشن می کند.
چاک شده ست آسمان،غلغله ای ست در جهان عنبر و مشک می دمد،سنجق يار می رسد
آسمان برای عبور محبوب شکافته شده و در جهان غوغا شده.بوی خوش همه جا را پر کرده و پرچم محبوب از راه رسیده است.
رونق باغ می رسد، چشم و چراخ می رسد غم به کناره می رود ، مه به کنارمی رسد
با آمدن دوست روشنایی همه جا را فرامی گیرد . غم ها ازبین می رود و معشوق مانند ماه به آغوش می آید.
تير روانه می رود ، سوی نشانه می رود ما چه نشسته ايم پس؟ شه زشکار می رسد
تیرهای معشوق به سوی نشانه ها درحرکت است . تا شاه از شکار برنگشته ما هم شکار او شویم.
باغ سلام می کند سرو قيام می کند سبزه پياده می رود ، غنچه سوار می رسد
باغ سلام می کند و سرو درمقابل او بلند می شود و عبادت می کند. و سبزه و غنچه به سوی او می روند.
خلوتيان آسمان تا چه شراب می خورند ! روح خراب و مست شد، عقل خمار می رسد
نمی دانم کدام شراب فرشتگان را مست کرده است. شرابی که عقل را مست و جان را بی هوش کرده است.
چون برسی به کوی ما،خامشی است خوی ما زان که ز گفت و گوی ما، گرد و غبار می رسد
اگر به جمع ما رسیدی سکوت کن. چون در راه ما سروصدا قبول نیست و گفتار مانند گردوغباری است که هوای صاف را تار می کند.
*شعر از مولاناست.
+دانلود کنید: 619K +دانلود کنید: 2370K
RSS - Posts
That’s Good. Thank You Very much.
Jun
نوامبر 25, 2008 در 10:18 ب.ظ