حكومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

پیشنهاد بی‌شرمانه «قاضی سعید مرتضوی» به یک زن ِ شوهردار‌‌

with 16 comments

سعيد مرتضوي از بسيجيان فعال استان يزد بود كه در سال 1365 به عنوان ضابط قضايي طرح كوثر به دادگستري استان يزد معرفي مي شوند ايشان در آنزمان شانزده ساله بوده كه به عنوان ضابط قضايي وظيفه دستگيري و شناسايي متهمان را بر عهده مي گيرد ، دو سال بعد سعيد مرتضوي به عنوان سرباز در سيستم قضايي مجددا به كار گرفته مي شود و خدمت نظام وظيفه خويش را در يكي از دادگاههاي دادگستري استان يزد به عنوان قاضي اجراي احكام در حاليكه هيچ گونه تحصيلات قضائي را به جز همان بسيجي بودن و به قول خودش گير دادن و مورد جمع كردن در سطح استان نداشته ! ( البته بماند كه ايشان اكنون خود را دكتراي جرم شناسي مي دانند كه هيچ گاه به دانشگاه محل تحصيلشان هم اشاره نمي كنند ) . در همين خدمت مقدس سربازي به عنوان قاضي اجراي احكام بوده كه برادر سعيد مرتضوي تقوايشان گل مي كند و قصد تجاوز به يك زن شوهر دار كه شوهرش در زندان بسر مي برد را مي نمايد ! ماجرا از اين قرار است :

فردي به اتهام پانصد هزار تومان چك بلا محل به زندان مي افتد ، همسرش ماهها براي پيگيري پرونده نزد شعبه بازداشت كننده ايشان مي رود كه در يكي از اين رفت و آمدها سعيد مرتضوي به ايشان مي گويد كه در حال مطالعه پرونده هستم و آخر وقت اداري بيايند ، آخر وقت اداري وقتي آن خانم مراجعه مي كنند سعيد مرتضوي به ايشان مي گويد كه تمام پرونده و سرنوشت همسرت در دست من است و مي توانم اصلا ايشان را به اتهامات ديگر نيز در زندان نگه دارم و تنها راه چاره اين هست كه من شبي با شما باشم ! ، همسر درمانده به منزل مي رود و فردايش از سر ناچاري ماجرا را با زن صاحبخانه اش كه در طبقه پائين محل سكونتش بوده در ميان مي گذارند همسر صاحب خانه (الف . ت ) از فرماندهان تيپ الغدير سپاه يزد بوده اند كه هنگامي كه زن صاحب خانه موضوع را به اطلاع همسر مي رساند ايشان تصميم مي گيرند با موضوع برخورد نمايند و به زن زنداني مي گويند قرار را با سعيد مرتضوي بگذار و القصه برادر مرتضوي را در خانه زنداني براي ارتكاب خواسته شان بازداشت مي كنند و موضوع را همان شب به اطلاع امام جمعه يزد و سپاه يزد و دادگستري مي رسانند ، برادر مرتضوي چند روز بعد آزاد مي شود و به داستاني انتظامي قضات در تهران اعزام مي شوند منتها آقاي مرتضوي كه قرار بوده براي محاكمه به تهران برود از يزد توقف كوتاهي در قم مي كنند و خدمت آيه الله مشكيني و امامي كاشاني مي روند ( آيه الله مشكيني از بستگان مادري ايشان مي باشند ) و نامه و سفارشي مي گيرند تا اين تهمت !! را از ايشان پاك كنند ، با همين نامه بود كه سعيد مرتضوي كه به اتهام تجاوز به عنف به تهران آمده بودند مي شوند قاضي دادگاه 9 عمومي تهران و بعد از گذشت مدتي مي شوند قاضي شعبه 34 يا همان 1410 كه دادگاه امنيتي بوده يعني احكام وزارت اطلاعات را صادر مي كرده در همين دادگاه بود كه بعدها وظيفه رسيدگي به اتهامات مطبوعاتي نيز به ايشان موكول شد و اينچنين سعيد مرتضوي بخاطر تقواي بيش از اندازه شان از يزد به تهران رسيد و اكنون به عنوان دادستان تهران احكام اعدام كساني را صادر مي كند كه خودش نيز روزگاري به آن اتهام مبتلا بوده و براستي اگر عدالت در اين كشور اجرا مي شد ، سعيد مرتضوي بخاطر دست درازي به ناموس مردم و يا بعدها به اتهام مشاورت در قتل زهرا كاظمي حكمش چه بود ؟ متهم بود يا دادستان . فاعتبروا یا اولی الابصار…!!
پي نوشت :
از اين ماجرا بسياري مطلع هستند از جمله حسين انصاري راد و مهدي كروبي ، برايم سئوال است كه اين سكوتشان براي چه هست ؟ آقاي انصاري راد حتي با آن همسر زنداني در كميسيون اصل نود مجلس ديدار هم كرد و مشروح حرفهاي ايشان را هم ضبط نموده حالا از سر چه هست كه اين مسئله را عنوان نمي كنند برايم سئوال هست .

اصالت:
http://www.goftaniha.org/2007/07/blog-post_27.html
                                                                                

ِ

Written by State-of-Siege

می 25, 2008 روی 2:37 ق.ظ

ارسال شده در پرونده ای برای شیطان

16 نظر

Subscribe to comments with RSS.

  1. بازم خدا پدرش رو بیامرزه فقط پیشنهاد داده بوده،این بابا سلمان خدادادی رو بگو!

    بزدل میرزا

    آگوست 21, 2008 at 11:40 ب.ظ

  2. وقتی رهبر جاکش باشه رئیس جمهور بی ناموس باشه خوب یه زن جنده مثل مرتضوی کس کش هم میشه قاضی. بی ناموس جاکش. داشته سنت پیغمبرش رو اجرا میکرده دیگه تجاوز.زن بارگی.
    ممنون از اطلاعتی که در اختیار مردم قرار میدی عزیزم امیدوارم یه روز از دست حکومت جاکشی اسلامی خلاص بشیم. اگر دوست داشتی لینک بده لینکت میکنم.

    forklarende

    ژانویه 17, 2009 at 11:30 ب.ظ

    • بابا ایول!
      تو که آبرو بردی عزیز! بر گفتن درد دلت، که درد دل همه ماهاست دیگه چرا هر چی از دهنت در می آد میگی؟

      جمشید ا.

      آگوست 30, 2009 at 11:13 ق.ظ

  3. kos kir koon

    soroosh

    جولای 2, 2009 at 9:17 ب.ظ

  4. دروغ گوی عوضی
    حق امصال توئه که تو زندانا بپوسین

    ham3D

    آگوست 4, 2009 at 12:37 ق.ظ

    • عوضی اون بیپدریه‌ که‌ تو رو پس انداخته‌.

      ناشناس

      آگوست 4, 2009 at 1:22 ق.ظ

    • كوس كش ننه جنده علفتو زيا انداختن كه ميخواي ماس مالي كني ، مرتضوي هم مثل تو يه روز از اشغال دوني پيدا شده و به نظام پيوسته همشون يه كس كشن اين ham3D هم مثل اونا

      ناشناس

      آگوست 25, 2009 at 1:28 ق.ظ

    • درود بر تو يادم باشه کونت نزارم

      بسيجي فعال

      سپتامبر 23, 2009 at 12:08 ق.ظ

  5. این جور ادمها در این نظام زیاده اصلا دنبال همین جور ادمها میگردند تا با هم هم خونی داشته باشن

    ali

    آگوست 4, 2009 at 1:09 ق.ظ

  6. dastane jalebi bood, az lahaaze takhayoli chizy az harry potter kam nadasht… in khalgholahe doroogh goo ahmadinejad az sareshonam ziadeh, bayad beran too koone hamoon karoobie dozd ke az shahram jazayery pool migereft.

    Ramtin

    آگوست 4, 2009 at 1:14 ق.ظ

    • rasti hajagh rstgri dar sharestan toesrkan chi shod hataman ishon ham alan to beat rabari tashrif daran mashghole jehade akbar hastan .

      masoud

      آگوست 4, 2009 at 1:29 ق.ظ

  7. به هر حال از افرادی مثل ham3D و Ramtin عزیز که خودشون زنا زاده هستن بعید نبود که دفاع کنن از این زنا کار.به هر حال اگه دفاع نکنن اصل وجودی خودشون هم زیر سوال میره.به هر حال سردار زارعی گرامی هم که هدفشون به پا کردن نماز جماعت بود اما یکم شئونات رو فقط رعایت نکرده بود.مطمئنا این مرتضوی عزیز هم میخواست با اون خانوم نماز برپا کنه که از بد روزگار اون یارو فکر کرد که واسه کار های دیگه اومده.
    اصلا از کجا معلوم که این مرتضوی بابای این دو نفر یعنی ham3D و Ramtin نباشه؟شاید برای همین هست که ازش دفاع میکنن.

    sssppp

    آگوست 4, 2009 at 5:02 ق.ظ

  8. اين مطلب سراسر حقيقته. من اين رو از يكي از كساني كه زماني رابطه نزديكي با آقازاده‌ها! داشته شنيده بودم.

    آزاده

    آگوست 4, 2009 at 9:55 ق.ظ

    • بله قاطعيت ما عين ديانت ماست هرکس که اسلام را به خطر بيندازد کونش ميگذاريم چه بچه چه جوان چه پير چه مرد چه زن همه رامي کنيم حتي کروبي را

      بسيجي فعال

      سپتامبر 23, 2009 at 12:05 ق.ظ

  9. به خاطر قصه قشنگت یادم بنداز شب بکنمت

    ناشناس

    سپتامبر 23, 2009 at 6:48 ب.ظ


يك پاسخ برايش بگذاريد